زمان طوری تعیین کننده وقایع است که باور نمی کنی
زمانش که رسید از بین رفت
و زمان درس زندگی می دهد
تکلیف تمام واژه های ناتمام را روشن می کند
و حرف از آینده نمی زند
منتظر بمانید و تماشا کنید
زمان ، تکلیف دروغ های پرده سینما را چنین زیبا تعیین می کند
هزارو یک نقش هم که تماشا کنیم دیگر قابل باور نخواهد بود
باورِ انسان ها تمام داستان است و شاید شروع داستان
#نرجس
زمانش که رسید از بین رفت
و زمان درس زندگی می دهد
تکلیف تمام واژه های ناتمام را روشن می کند
و حرف از آینده نمی زند
منتظر بمانید و تماشا کنید
زمان ، تکلیف دروغ های پرده سینما را چنین زیبا تعیین می کند
هزارو یک نقش هم که تماشا کنیم دیگر قابل باور نخواهد بود
باورِ انسان ها تمام داستان است و شاید شروع داستان
#نرجس
پر پر می شوی همانند شکوفه های بهاری که عمرشان به دنیا نیست.
همانند تاریکی که در آن بی اراده ای
و مثل تپش قلب که گاهی بی منطق است.
و مانند لالایی موج که از سکوت هم دردناک تر است.
#نرجس
همانند تاریکی که در آن بی اراده ای
و مثل تپش قلب که گاهی بی منطق است.
و مانند لالایی موج که از سکوت هم دردناک تر است.
#نرجس
(با لحن رپ بخونین دوستان )
خسته ام از این کتابا
از درس
که هرکی واسه خودش گفته یک خط مزخرف
خسته از چرندیات معلم ها
که هر کدومشون برا خودشون حکومت می کنن تو این مکان های مزخرف
مدرسه محل جنگه
جنگ شاه و فقیر
معلم و دانش آموزانِ بدبخت
آخه تا کی
تا کی قرار بر امتحانه
تا کی نمره بیست ملاکه
تا کی کنکور و نهایی و بلاتکلیفی
مگه زندگی ما دانش آموزا چرندیاته
برین برا خودتون کنین فکر
که از پرورش هیچی حالیتون نی
که از مدرسه یاد گرفتین رفتار بد
رفتار و معلم ها تو اینجا
فقط کمونیستی و تمام و بس
خدا شفا بده این آدم های پست
خسته ام از این کتابا
از درس
که هرکی واسه خودش گفته یک خط مزخرف
خسته از چرندیات معلم ها
که هر کدومشون برا خودشون حکومت می کنن تو این مکان های مزخرف
مدرسه محل جنگه
جنگ شاه و فقیر
معلم و دانش آموزانِ بدبخت
آخه تا کی
تا کی قرار بر امتحانه
تا کی نمره بیست ملاکه
تا کی کنکور و نهایی و بلاتکلیفی
مگه زندگی ما دانش آموزا چرندیاته
برین برا خودتون کنین فکر
که از پرورش هیچی حالیتون نی
که از مدرسه یاد گرفتین رفتار بد
رفتار و معلم ها تو اینجا
فقط کمونیستی و تمام و بس
خدا شفا بده این آدم های پست
🔥2
دیگر خواندن و نوشتن بهبودی برای تسکین دردهایم نیست!
اما برای بی نوایی چون من که در بساطش جز قلم چیزی ندارد، نوشتن موهبت بود؛ آری موهبتی که اورا هربار پشت میز می نشاند درد را میزبانش میکرد!
اگر ننویسد؛
غم هایش و مصیبتِ حرفهایش در درونِ رنجیده اش می گَندَد و بویِ نحسَش دنیارا عذاب میدهد.
اگر ننویسد، پیر میشود و حرفهای چروکیده اش، پیشانی اش را خطاطی میکند!
اگر هرشب کلماتش را به آب ندهد، سرابِ آرزوهایش ویرانش میکند!
از دار و دنیا فقط یک دار. بیش ندارد!
که هر روز ذهنش را در پسِ جسمی آویزان به دار حلقه آویز میکند.
#مهدوی
اما برای بی نوایی چون من که در بساطش جز قلم چیزی ندارد، نوشتن موهبت بود؛ آری موهبتی که اورا هربار پشت میز می نشاند درد را میزبانش میکرد!
اگر ننویسد؛
غم هایش و مصیبتِ حرفهایش در درونِ رنجیده اش می گَندَد و بویِ نحسَش دنیارا عذاب میدهد.
اگر ننویسد، پیر میشود و حرفهای چروکیده اش، پیشانی اش را خطاطی میکند!
اگر هرشب کلماتش را به آب ندهد، سرابِ آرزوهایش ویرانش میکند!
از دار و دنیا فقط یک دار. بیش ندارد!
که هر روز ذهنش را در پسِ جسمی آویزان به دار حلقه آویز میکند.
#مهدوی
❤4
تو ببخشای که فعل و فاعلم را گم کرده ام!
کِه میگوید و کِه مینویسد، نمیدانم!
نکند دستانم در پسِ از درد نوشتن آنقدر کار بلد شده اند که از زبان خود نجوا میکنند؟
اصلا میتوان گفت که کسی در پشتِ این پرده مانده است؟!
میدانم، اما همه چیزم در بندِ ندانستن است!
دلم بوی آشنا میخواهد و از غریبگی بیم دارد!
دلم واژگان شادی را میطلبد اما در آن کلمات هم دیگر شور و شوقی یافت نمیشود!
دلم خودم را میخواهد، آغوشم را طلب دارد، دلم هوای نوازشم را کرده و می خواهم لحظه ای را در بر خود آرام بگیرم!
اما خودی نمی بینم!
در گذرِ دنیایِ بی خودم، خودم را گم کرده ام و هر سو میروم نیست!
هر کجا خطابش میکنم پاسخ نمی دهد!
پستویِ خانه را هم گشته ام، نیست!
نمی دانم در پشتِ کدام غزل جا مانده!
و یا در پسِ کدام کابوس خوابش برده است؟!
نمی دانم، آری دیگر نمی دانم کجارا به دنبالش بگردم...
#مهدوی
نظری دهید خوشحال میشوم!
کِه میگوید و کِه مینویسد، نمیدانم!
نکند دستانم در پسِ از درد نوشتن آنقدر کار بلد شده اند که از زبان خود نجوا میکنند؟
اصلا میتوان گفت که کسی در پشتِ این پرده مانده است؟!
میدانم، اما همه چیزم در بندِ ندانستن است!
دلم بوی آشنا میخواهد و از غریبگی بیم دارد!
دلم واژگان شادی را میطلبد اما در آن کلمات هم دیگر شور و شوقی یافت نمیشود!
دلم خودم را میخواهد، آغوشم را طلب دارد، دلم هوای نوازشم را کرده و می خواهم لحظه ای را در بر خود آرام بگیرم!
اما خودی نمی بینم!
در گذرِ دنیایِ بی خودم، خودم را گم کرده ام و هر سو میروم نیست!
هر کجا خطابش میکنم پاسخ نمی دهد!
پستویِ خانه را هم گشته ام، نیست!
نمی دانم در پشتِ کدام غزل جا مانده!
و یا در پسِ کدام کابوس خوابش برده است؟!
نمی دانم، آری دیگر نمی دانم کجارا به دنبالش بگردم...
#مهدوی
نظری دهید خوشحال میشوم!
❤8
ببین چه کرده ای که حتی قلم ازنامت بیزار شده!
خوب بنگر؛
بعدازتو درد در گوشه گوشه ی این پنجره خانه کرد و پنجره نیز چون من درد می کشد!
تورفته ای، اما باور کن که خودت را جا گذاشتی!
تو تمام خودرا در بَر مَن فراموش کرده ای!
از من پرسیدی اسباب سفر چیست؟!
تا خواستم بگویم همسفر می خواهد، زیپ چمدان را بستی و گفتی همه چیز را برداشتم و رفتی!
آری تو رفتی و دیگر نیازی نبود پشت قدمهایت کاسه ای آب ریخت، اشک هایم دیگر توفیق همه چیز را می داد!
#مهدوی
خوب بنگر؛
بعدازتو درد در گوشه گوشه ی این پنجره خانه کرد و پنجره نیز چون من درد می کشد!
تورفته ای، اما باور کن که خودت را جا گذاشتی!
تو تمام خودرا در بَر مَن فراموش کرده ای!
از من پرسیدی اسباب سفر چیست؟!
تا خواستم بگویم همسفر می خواهد، زیپ چمدان را بستی و گفتی همه چیز را برداشتم و رفتی!
آری تو رفتی و دیگر نیازی نبود پشت قدمهایت کاسه ای آب ریخت، اشک هایم دیگر توفیق همه چیز را می داد!
#مهدوی
❤6
از کدام نا مهربانی آزرده ای؟
چه چیزی تو را رنجاند، برایت چه کم گذاشته ام؟
تو گفتی برایم سنگ تمام میگذاری، و سنگِ تمام درد هارا در دامانم گذاشتی و رفتی!
#مهدوی
چه چیزی تو را رنجاند، برایت چه کم گذاشته ام؟
تو گفتی برایم سنگ تمام میگذاری، و سنگِ تمام درد هارا در دامانم گذاشتی و رفتی!
#مهدوی
امیر المومنین علی بن ابی طالب (ع):
بدانید كه بین حق و باطل، بیش از چهار انگشت، فاصله نیست
یكی از حاضران پرسید: چگونه بین حق و باطل، بیش از چهار انگشت فاصله نیست؟
امام (علیه السلام) انگشتان را كنار هم گذارد و بین گوش و چشم خود قرار داد، سپس فرمود:
«باطل آن است كه بگوئی شنیدم، و حق آنست كه بگوئی دیدم»
بدانید كه بین حق و باطل، بیش از چهار انگشت، فاصله نیست
یكی از حاضران پرسید: چگونه بین حق و باطل، بیش از چهار انگشت فاصله نیست؟
امام (علیه السلام) انگشتان را كنار هم گذارد و بین گوش و چشم خود قرار داد، سپس فرمود:
«باطل آن است كه بگوئی شنیدم، و حق آنست كه بگوئی دیدم»
👍5😐1