این روزها همه چیز یهویی شده!
سرما یهویی اومد
و گرما یهویی رفت...!
سرما یهویی اومد
و گرما یهویی رفت...!
❤6
مگر میشود باران ببارد و تو باز سوژه ی این دفتر نشوی؟
ای تازه تر از باران...!
ای تازه تر از باران...!
🔥9
+اون چیه که هم میتونه به آدم زندگی ببخشه ، هم میتونه با عذاب جونشو بگیره ؟!
_خاطره :)💔
💔5
دنیا زجر آوره و فرسوده کنندست ...
و سختیش اینکه ادامه داره و چاره ای جز تحمل کردن و راه اومدن نداری :)
و سختیش اینکه ادامه داره و چاره ای جز تحمل کردن و راه اومدن نداری :)
💔3
جمله ها قدیمی نمیشوند
و همینطور واژگان کهنه!
اصلا تا باران ببارد بساطمان این است که با قلم ریسه بروم!
و درست مثل باران ببارم روی دفتر!
و همینطور واژگان کهنه!
اصلا تا باران ببارد بساطمان این است که با قلم ریسه بروم!
و درست مثل باران ببارم روی دفتر!
❤🔥7
آشوب ِ جهان و جنگ ِ دنیا به کنار ...
بحران ِ ندیدن ِ تورا من چه کنم ؟! :)
بحران ِ ندیدن ِ تورا من چه کنم ؟! :)
❤🔥6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گفته بودم بی تو میمیرد دلم اما نَمُرد ...
زنده ماند ، آری ! ولی دیگر برایم دِل نَشُد :)💔
زنده ماند ، آری ! ولی دیگر برایم دِل نَشُد :)💔
💔6
خٰانُم مَهدِوی؛
شاید در انتظار باران نشسته ام تا خط نگاهت را از روی شبنم سر مشق کنم... این روزها عجیب در انتظار بارانم، تا از تو بگویم! پاییز دلش برای توصیف تو از قلمم تنگ شده... فقط بایست صبر کرد تا باران ببارد...
باران بارید و تو سرمشق شدی!
نمی دانم شاید دل همه را زده ام با این مضمون های بارانی!
اما باران عجیب تو را در من زنده میکند!
می بارد و به من نیز شوق باریدن میدهد...
میشوم ابر و با رعد قلم تو را می بارم روی دفتر!
بالله که در فراقِ تو ابر شدن هم کفایت نمی کند!
●|مهدوی
نمی دانم شاید دل همه را زده ام با این مضمون های بارانی!
اما باران عجیب تو را در من زنده میکند!
می بارد و به من نیز شوق باریدن میدهد...
میشوم ابر و با رعد قلم تو را می بارم روی دفتر!
بالله که در فراقِ تو ابر شدن هم کفایت نمی کند!
●|مهدوی
❤11