Arcade
<unknown>
𝖨'𝗏𝖾 𝗌𝗉𝖾𝗇𝗍 𝖺𝗅𝗅 𝗈𝖿 𝗍𝗁𝖾 𝗅𝗈𝗏𝖾 𝗂 𝗌𝖺𝗏𝖾𝖽
𝖶𝖾 𝗐𝖾𝗋𝖾 𝖺𝗅𝗐𝖺𝗒𝗌 𝖺 𝗅𝗈𝗌𝗂𝗇𝗀 𝗀𝖺𝗆𝖾
𝖲𝗆𝖺𝗅𝗅-𝗍𝗈𝗐𝗇 𝖻𝗈𝗒 𝗂𝗇 𝖺 𝖻𝗂𝗀 𝖺𝗋𝖼𝖺𝖽𝖾
𝖨 𝗀𝗈𝗍 𝖺𝗍𝗍𝗂𝖼𝗍𝖾𝖽 𝗍𝗈 𝖺 𝗅𝗈𝗌𝗂𝗇𝗀 𝗀𝖺𝗆𝖾
𝖶𝖾 𝗐𝖾𝗋𝖾 𝖺𝗅𝗐𝖺𝗒𝗌 𝖺 𝗅𝗈𝗌𝗂𝗇𝗀 𝗀𝖺𝗆𝖾
𝖲𝗆𝖺𝗅𝗅-𝗍𝗈𝗐𝗇 𝖻𝗈𝗒 𝗂𝗇 𝖺 𝖻𝗂𝗀 𝖺𝗋𝖼𝖺𝖽𝖾
𝖨 𝗀𝗈𝗍 𝖺𝗍𝗍𝗂𝖼𝗍𝖾𝖽 𝗍𝗈 𝖺 𝗅𝗈𝗌𝗂𝗇𝗀 𝗀𝖺𝗆𝖾
Love You Like Me
William Singe
I Wanna know
Every secret you've been hiding
I Wanna know
Just how long have you been lying?
I Wanna know
Does he fuck you like i did?
I Wanna know
And will he love you like i did?
He won't do you like me
He won't love you like me,baby
Every secret you've been hiding
I Wanna know
Just how long have you been lying?
I Wanna know
Does he fuck you like i did?
I Wanna know
And will he love you like i did?
He won't do you like me
He won't love you like me,baby
من خیلی درد کشیدم
اما هیچ کدوم اندازه «بچهها نخندینا
دختر بلد نیست خط چشم بکشه
سلام مهرشاد شهیدی هستم
خواهر من اینجا غریبه
ندا نترس ندا بمون
مامان بخاطر من پاشو
سکوت شما یعنی حمایت از ظلم و ضالم
بچهی گرسنهی من رفت
بچهها کمک ناموسا کمک
درو اینجا رو ما بستن
میخوام برم دادسرا
مگه من چقدر جون دارم
بخدا دارم خرید میکنم
بچهها تیر خوردم؟ نمیرم فقط
دارم میمیرم به مادرم چیزی نگید
برادر نمیخوام بمیرم
همیشه میگفتن سر بیگناه تا پای دار میره ولی بالای دار نمیره، اما همش دروغ بوده
به نام خداوند رنگین کمان» برام درد نداشت.
اما هیچ کدوم اندازه «بچهها نخندینا
دختر بلد نیست خط چشم بکشه
سلام مهرشاد شهیدی هستم
خواهر من اینجا غریبه
ندا نترس ندا بمون
مامان بخاطر من پاشو
سکوت شما یعنی حمایت از ظلم و ضالم
بچهی گرسنهی من رفت
بچهها کمک ناموسا کمک
درو اینجا رو ما بستن
میخوام برم دادسرا
مگه من چقدر جون دارم
بخدا دارم خرید میکنم
بچهها تیر خوردم؟ نمیرم فقط
دارم میمیرم به مادرم چیزی نگید
برادر نمیخوام بمیرم
همیشه میگفتن سر بیگناه تا پای دار میره ولی بالای دار نمیره، اما همش دروغ بوده
به نام خداوند رنگین کمان» برام درد نداشت.
💔1
Goodbye (feat. Lyse) (Slow Version)
Feder, Lyse
Now I'm living
My own life
Got you out of my path
I've been wasting
Too much time
Gonna leave you far behind
My own life
Got you out of my path
I've been wasting
Too much time
Gonna leave you far behind
اگر روزي بميرم، تمام كتاب هايي را كه دوست دارم
با خودم خواهم برد. قبرم را از عكس كساني كه دوستشان دارم پر خواهم كرد، و خوشحال از اينكه اتاق كوچكي دارم، بي آنكه از آينده وحشتي داشته باشم، دراز مي كشم، سيگاري روشن مي كنم و به خاطر همه دختران و پسرانی كه دوست داشتم در آغوش بگيرم، گريه خواهم کرد. اما درون هر لذت، ترسي بزرگ پنهان شده است. ترس از اينكه، صبح زود كسي شانه ات را تكان بدهد و بگويد«بلند شو گاستاو، باید برویم سرِ كار.»
با خودم خواهم برد. قبرم را از عكس كساني كه دوستشان دارم پر خواهم كرد، و خوشحال از اينكه اتاق كوچكي دارم، بي آنكه از آينده وحشتي داشته باشم، دراز مي كشم، سيگاري روشن مي كنم و به خاطر همه دختران و پسرانی كه دوست داشتم در آغوش بگيرم، گريه خواهم کرد. اما درون هر لذت، ترسي بزرگ پنهان شده است. ترس از اينكه، صبح زود كسي شانه ات را تكان بدهد و بگويد«بلند شو گاستاو، باید برویم سرِ كار.»