Life is a mess with you.
مرو با دیگری
SoundByRahim
او‌عاشق‌ابرهاشد‌.
هرروزصبح‌روی‌پشت‌بام‌می‌ایستاد‌وابرهاراتماشامی‌کرد.
هرروزعاشق‌ترومشتاق‌ترمیشدبه‌ابر.
میخواست‌که‌ابررابه‌آغوش‌کشد.لمس‌‌کند.ببوسدوبا،بارابرزندگی‌کند.
رفت‌توی‌حمام،آب‌گرم‌را‌باز‌گذاشت‌وبین‌بخارهانشست.ازشدت‌بخارنتوانست‌نفس‌بکشد.
اودرابری‌که‌ساخت،مرد.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM