This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
My tears are enough for you. I have to forget you.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
The Walls
Chase Atlantic
ازخواب‌میپرم‌.خواب‌‌دیواری‌رامیدیدم‌که‌آجر‌به‌آجرش‌خودم‌بودم.دست‌هایم‌تکه‌های‌من‌راکنارهم‌میچید،ملاتی‌سرخ‌روی‌شان‌می‌ریخت‌وبعدردیفی‌دیگر.دیوارقدمیکشید،ازخورشیدمیگذشت،وبعدمی‌ریخت.روی‌‌دست‌هایم‌که‌دیواررامی‌چید‌آوارمی‌شدم.دوباره‌ردیف‌به‌ردیف‌‌بلندمیشدم،فرومی‌پاشیدم،بازچیده‌می‌شدم،می‌ریختم،ساخته‌میشدم،خراب‌میشدم،آوارمیشدم.
Life is a mess with you.
مرو با دیگری
SoundByRahim
او‌عاشق‌ابرهاشد‌.
هرروزصبح‌روی‌پشت‌بام‌می‌ایستاد‌وابرهاراتماشامی‌کرد.
هرروزعاشق‌ترومشتاق‌ترمیشدبه‌ابر.
میخواست‌که‌ابررابه‌آغوش‌کشد.لمس‌‌کند.ببوسدوبا،بارابرزندگی‌کند.
رفت‌توی‌حمام،آب‌گرم‌را‌باز‌گذاشت‌وبین‌بخارهانشست.ازشدت‌بخارنتوانست‌نفس‌بکشد.
اودرابری‌که‌ساخت،مرد.