ازخوابمیپرم.خوابدیواریرامیدیدمکهآجربهآجرشخودمبودم.دستهایمتکههایمنراکنارهممیچید،ملاتیسرخرویشانمیریختوبعدردیفیدیگر.دیوارقدمیکشید،ازخورشیدمیگذشت،وبعدمیریخت.رویدستهایمکهدیواررامیچیدآوارمیشدم.دوبارهردیفبهردیفبلندمیشدم،فرومیپاشیدم،بازچیدهمیشدم،میریختم،ساختهمیشدم،خرابمیشدم،آوارمیشدم.