نوشته بود:
«گاه اویی که
برای رفتن چمدان میبندد،
رفتنی نیست، دو چشم نگران میخواهد.»
«گاه اویی که
برای رفتن چمدان میبندد،
رفتنی نیست، دو چشم نگران میخواهد.»
بچه که بودم دلم دوچرخه میخاست اما پول نداشتیم کبگیریم منم تصمیمم گرفتم ی دوچرخه بذردم
رفتم نشستم رو صندلی آرایشگاه آرایشگرم گفت بازکات؟ گفتم کی به تو خبر داد؟ آره این یکی هم ولم کرد
👍1
از لحاظ روحی نیاز دارم بعد چیل کردن جای کبودیایی که رو تنم ساختی و ببوسی
🔥1🍓1
𝐇𝐄𝐑𝐌𝐀𝐍🤍
بعد تو من مردم اینو همه میگن ولی نمیدونم چرا نمیمیرن😕
مرگ دختری بود با مو های مشکی بلند 🥲
👍2🖕1
امروز یه پیرزنه به ماشین نیرو انتظامی میگفت دربست، دوس دارم همینقدر از دنیا بیخبر باشم.