𝐇𝐄𝐑𝐌𝐀𝐍🤍
162 subscribers
118 photos
66 videos
Download Telegram
آدمیزاد از ترس سردی پاسخ چه حرف‌ها رو که نزد و حناق شد موند تو گلو.
چطوری ببخشمت عزیزم؟
تو با چسب زخم برگشتی درحالی که بهم تیر اندازی کرده بودی🚶‍♀🫧
دلم می‌خواست الان سی و چهار ساله بودم و یه پسربچه شیش ساله داشتم که میرفتم تئاترش و بعدشم باهم پنکیک درست میکردیم.
دلم می‌خواست اولین نفر یا شاید هم تنها نفر باشم
در فهمیدنِ غمِ تو، شادیِ تو
در فهمیدنِ کوچیک‌ترین جزئیات روز تو.🥲🤍
حتی اگه غصه جدیدی هم نباشه
باز میرم میگردم غصه‌های قدیمی و تاریخ مصرف گذشته رو پیدا می‌کنم و می‌خورم.
مرا به زَهرِ مرگبارِ بوسه، التیام دِه.
🚶‍♀🥲

خشت خشتِ دلِ من، سرباز توئه!❤️
اصلا باعث شادیه روحه🫠🤏
❤‍🔥1👍1😍1
گاهی اوقات یک چیز کوچک یا اتفاقی ناچیز،
جرقه‌ای می‌شود تا آدم تمام درد های زندگی‌اش را یک‌جا گریه کند
منو دوستام تو دنیای موازی🥹😂
جدیدا خیلی ترسوتر شدم تو رابطه با آدما، خیلی محتاط تر.
تقصیر من بود
من نمیخواستم باورکنم که هر اومدنی ، رفتن هم داره، تا اینکه خودم مجبور شدم برم!
من "یچیز" از دست دادم که "همه چیز" بود.
عزیزم خوشحال کردن من کار ساده ای بود، واقعا انقد بی عرضه بودی؟
کارما همینه:
گر شکستی کسی، بِشکنی از دیگری..
من میگم ناراحت نشدم؛
ولی بعدش
تکست هام بِدون ایموجی میشه