امیدوارم خونه امنی که تو قلبم داشتی و خرابش کردی، به خوشحال کردنت کمک کرده باشه.
😁1
«و اما زمانی که در من تیمارستانی قصد شورش داشت،
کسی هیچ اشکی بر چشمانم ندید»
کسی هیچ اشکی بر چشمانم ندید»
💔2
همه چیز ناگهان آزارش میداد و ظرف امیدش که با جان کندن کمی پر شده بود، وارونه میشد.