امروز تمایل به زیستن ندارم؛
به احتمال زیاد فردا هم نخواهم داشت
پسفردا؟ امیدوارم مُرده باشم.
به احتمال زیاد فردا هم نخواهم داشت
پسفردا؟ امیدوارم مُرده باشم.
ولی دوست داشتن واقعی :
اینجوریه که میگرده ببینه چی خوشحالت میکنه که انجام بده؛ چی ناراحتت میکنه که حتی ناخوداگاهم انجام نده؛ میگرده و میگرده ببینه مورد علاقه هات چیان، که با اونا خوشحالت کنه.
همیشه سعی میکنه لبخند رو بیاره رو لبات، حتی با کارای کوچیک
چشماش جز تو کسیو نمیبینه
و دوس داره تمام لحظههاشو کنار تو سپری کنه
اگه غیر از اینه
اون دوست داشتنو ساعت 9 بزار دم در رفیق، خب؟
اینجوریه که میگرده ببینه چی خوشحالت میکنه که انجام بده؛ چی ناراحتت میکنه که حتی ناخوداگاهم انجام نده؛ میگرده و میگرده ببینه مورد علاقه هات چیان، که با اونا خوشحالت کنه.
همیشه سعی میکنه لبخند رو بیاره رو لبات، حتی با کارای کوچیک
چشماش جز تو کسیو نمیبینه
و دوس داره تمام لحظههاشو کنار تو سپری کنه
اگه غیر از اینه
اون دوست داشتنو ساعت 9 بزار دم در رفیق، خب؟
Forwarded from проснуться (ghazal)
از چشمان قهوه ای و خستهاش، خوشم می آید.
-هر دو در نهایت میمیرند.
من سنی ندارما ، ولی تو زندگیم ی وقتایی یجوری غمگین شدم و احساس تنهایی کردم که فک می کردم هزار تا آدم ده برابر سنمم نمیتونن خوبم کنن ، نمیفهمن من دردم چیه ، نمیفهمن من چی میگم و چی اذیتم میکنه.