سه سال و نیم ازم بزرگتر بود؛ بچه که بودم یه روز تو کوچه دعوام شد، اومدم خونه ازم پرسید چیشده،براش تعریف کردم.دستمو گرفت رفتیم تو کوچه،هم زدیم هم خوردیم.
بعد کل مسیر کوچه تا خونه رو خندیدیم.بهم گفت اگه کسی اذیتت کرد بهم بگو،اگه زورمم نرسه جفتمون باهم کتک میخوریم.
راستی،کسی نشونی بهشت رو داره؟باید برم بهش بگم که اذیتم کردن.
بعد کل مسیر کوچه تا خونه رو خندیدیم.بهم گفت اگه کسی اذیتت کرد بهم بگو،اگه زورمم نرسه جفتمون باهم کتک میخوریم.
راستی،کسی نشونی بهشت رو داره؟باید برم بهش بگم که اذیتم کردن.
«دوست دارم همین حالا گریه کنم؛ برای همه چیز، برای همین حالا. اما رنج، رمقی برای ابراز ندارد.»
- معین دهاز.
- معین دهاز.
«به من بگو، آیا عشق آدم را احمق میکند یا فقط احمقها عاشق میشوند؟»
نام من سرخ؛ اورهان پاموک.
نام من سرخ؛ اورهان پاموک.
برایِ تعریف کردن از عشقش بهم باید مثلِ سهراب سپهری بگم :
" در رگهایش ، این من بودم که میدویدم .. "
" در رگهایش ، این من بودم که میدویدم .. "
از دوست دخترت میپرسی کجا بریم؟
مرد باید از قبل لوکیشن رو رزرو کرده باشه
مسیر رو حفظ کرده باشه
پلی لیست رو با نهایت وسواس انتخاب کرده باشه
بعد بره دنبال پرنسسش
مرد باید از قبل لوکیشن رو رزرو کرده باشه
مسیر رو حفظ کرده باشه
پلی لیست رو با نهایت وسواس انتخاب کرده باشه
بعد بره دنبال پرنسسش
سالهای بعد، از درون من انسان دیگری بیرون خواهد آمد، که هیچگاه شبیه خودم نخواهد بود. این خودش یک موهبت است مادر.
لجنترین احساسی که بهت دست میده، حس نادیده گرفتن شدن برای چیزای کوچیکه.
نادیده گرفتن پیامت
نادیده گرفتن جوکی که گفتی
نادیده گرفتن راهنمایی که کردی
نادیده گرفتن حضورت
نادیده گرفتن پیامت
نادیده گرفتن جوکی که گفتی
نادیده گرفتن راهنمایی که کردی
نادیده گرفتن حضورت
من میگفتم آدما غیر قابل اعتمادن، تو اومدی که بهم ثابت کنی درست فکر می کردم.