𝐇𝐄𝐑𝐌𝐀𝐍🤍
162 subscribers
118 photos
66 videos
Download Telegram
و اما ترجیحِ من بی‌کسی بود، تا اینکه «غم» همراه و یار من باشد.
وقتی میگیم رفیق دختر نباشه :
می‌گفت:« چشمانِ تو، برایم یادآور زندگی‌ست. هیچوقت چشمانت را به روی من نبند.»
پرسید:« چه کسی تضمین می‌کند پاسخ این همه صبر، پایان درد باشد؟»
و آنجا بود که برای یک لحظه، دنیا را پوچ دانستم.
نوشت:
و تن‌های ما، پوشیده از زخم هایی‌ست که سهم ما نیست.
«ای وای بر من، نکند تو خدایی و من به تو سجده نکرده‌ام؟»
و تو برنمیگردی، خنده‌ها بر نمی‌گردند، من برنمیگردم، زندگی برنمیگردد. هیچی و هیچکس دیگر بر نمی‌گردد.
نوشته بود:
«و آیا همراه درد، درمان هم می‌رسد؟»
«اگر به اندازه ی غم‌هایم وفادار بودی، چه می‌شد؟»
تظاهر به قوی بودن از هر چیزی که فکرشو کنید سختره.
تو بغل پسری بخوابید که خودش تو بغل پسر دیگه ای نخوابیده باشه😔😂
🤣3
نیازمندی🫠🪽
@Hiiiiissss1
بچت باشه؟🍯❤️👩🏻‍🦱
حفره‌ای تو سینه‌م ایجاد شده که کم کم داره کل بدنم رو می‌گیره.
۳:۵
۳:۲۹
مرسی ما تو خونه هامون ساعت نداریم ممنون‌ک ساعتو یادآوری میکنین😂❤️
آخرین راه خوابیدن بود که خواب دیدن خرابش کرد🖤❤️‍🩹