𝐇𝐄𝐑𝐌𝐀𝐍🤍
169 subscribers
118 photos
66 videos
Download Telegram
حرفایی که می‌ریزم تو خودم
کم کم داره استخونامو خورد می‌کنه.🫠
خوبم اما اگر فکر کنم، گریه‌ام خواهد گرفت.
متنفرم از اینکه با کوچیک ترین چیز یادت میوفتم.
من اصلا تورو آدم حساب نمیکنم حالا تو هی فکر کن..
مخاطب پستواستوریامی بدبخت...
داداشا ابجیا بخوابین بسه
💔5
حداقل اینو فهمیدم
ادما میتونن حرفای خوبی بزنن ولی
ادم خوبی نباشن
من بسیار آدم:
پیام نداد حتما نمی خواد در ارتباط باشیم پس مزاحمش نمیشم ایی هستم!
💔5
3
بزرگترین ایرادی ک دارم به محض اینکه
باهام خوب برخورد میکنن؛
یادم میره قبلش چقدر اذیتم میکردن..
2
کاش میشد آدم از غم زیاد یهویی بمیره:)
رنج او آنقدر طولانی شد که اطرافیانش به آن عادت کردند و از یاد بردند که او سخت در عذاب است.
نوشته بود : « اونی که نباید می‌رفت ، رفت ، دیگه فرقی نداره کی هست کی نیست » و چقد غم داره این جمله هممون حسش کردیم
اگه مرغ تو یه پا داره مرغ من فلجه زیادی هم شلوغش کنی اصلا مرغی ندارم👌🏻
😁1
😁1🌚1💘1
از من هیولا ساختن حالا ناراحتن که ترسناک شدم!
💘1
ی حسی دارم این روزا
انگار روزای آخرم و دارم زندگی میکنم!
🌚2
گلویم از بغض‌های برّنده‌ای که ناشی از نبودن توست، زخم است و نمی‌توانم حرفی بزنم اما تو از چشمانم که رنگ اندوه دارند، از لرزش لب‌هایم که نامت را بی‌صدا بر خود می‌رانند و از پلک‌های بی‌تابم بخوان که دیر کرده‌ای. بدان تمام ثانیه‌هایی که در انتظارت نشستم و نیامدی را دیر کرده‌ای؛ بدان تمام دویدن مردمک چشمانم به دنبال ردی از تو در دوردست را دیر کرده‌ای؛ بدان به اندازه‌ی تمام نفس‌هایم که از داغ دوری‌ات درونم را می‌سوزاند، دیر کرده‌ای؛ بدان که به اندازه‌ی حسرت بی‌حد انگشتانم برای لمست، دیر کرده‌ای؛ بدان به قدر تمام در آغوش فشردن‌ها و بوسه‌هایی که برای بعدا گذاشته بودم دیر کرده‌ای. نور امید من در میان تاریکی گسترده و مهیب ناامیدی، تو به قدر تمام لحظاتی که نبودی و مجبور بودم برای تسکین خویش مرور و تصورت کنم، دیر کرده‌ای.
من برای بودن در جهان بدون تو، جهان سردی که سوز آن استخوان‌سوز است، بسیار برهنه و بی‌پناهم…


🖤📝سه شنبه 20 خرداد 1404
💔4
اگه قبل مامان بابام مردم بهشون بگین بزرگ ترین آرزوم برآورده شد🤍
🌚3
تو رو خدا اول من بمیرم٫
بعد آدمایی که دوسشون دارم..