یادمه یه سرباز
بالای برجک متن جالبی نوشته بود:
آدم این موقع شب به دشمنش هم فکر کنه،
دلش براش تنگ میشه
بالای برجک متن جالبی نوشته بود:
آدم این موقع شب به دشمنش هم فکر کنه،
دلش براش تنگ میشه
روزایی که نباید بی تو میگذشت،بی تو گذشت
دیگه اومدنت منو زنده نمیکنه...
دیگه اومدنت منو زنده نمیکنه...
ولی یوقتایی یه جوری میشم، یه حسی که اصلا نمیدونم حالم خوبه.. حالم خوب نیس.. نه خوبم نه بد.. یه مودی که خودمم نمیدونمش.
گاهی بهتره دو نفر مدتی از هم دور باشند،
تا بفهمند چقدر به با هم بودن احتیاج دارند
تا بفهمند چقدر به با هم بودن احتیاج دارند
پارتنر خوب اینجوریه که همش حالت خوبه، مودت خوبه، میخندی، خوشحالی، انرژی های منفی زندگیت رو میگیره، اعتماد به نفس داری و دائم داری پیشرفت میکنی...
اونجا که میخوای بهش پیام بدی ولی فکر
میکنی اونقدری که تو دوست داری باهاش
حرف بزنی، اون دوس نداره؛ همونجا اوجِ غمه...
میکنی اونقدری که تو دوست داری باهاش
حرف بزنی، اون دوس نداره؛ همونجا اوجِ غمه...
به یه افکاری رسیدم که دیگه گفتن حرفای قشنگ روم تاثیری نداره فقط جذب رفتار آدما میشم.
یکدیگر را در رویاها شناختیم و در واقعیت از دست دادیم؛ من را به جهان رویاها بازگردان.
کسی که میفهمه شما ناراحتید و میذاره با اون حال روزتونو سپری کنید، هیچ کسیتون نیست؛
هیچکس!
هیچکس!
اونجایی که یه دختر با بغض و صدای گرفته میگه: ولی تو قول داده بودی!
عرشِ خدا به صدا درمیاد ..
عرشِ خدا به صدا درمیاد ..
آدمارو منتظر نذارید ، هیچ کسی بعد از یک انتظار طولانی اون آدم سابقی که میشناختید نیست.