بیشتر از همیشه دلم میخواست توی بغلت گریه کنم و بگم که از این وضعیت مزخرف خستهام، اما چون میدونستم قرار نیست هیچوقت اشکامو پاک کنی و منو مطمئن کنی از بودنت، خندیدم و گفتم ناراحت نیستم.
من اگه بخوام درباره چیزایی که باعث خوشحالیم میشن حرف بزنم مطمئنم اسم تورو بارها و بارها میگم.
هرجای زندگیم رو که میگیرم،بدبختی از جای دیگهاش میزنه بیرون ادمیزادِ درمونده…
شاید امشب توام اومدی و کنارم نشستی،خدارو چه دیدی؟
شاید امشب توام اومدی و کنارم نشستی،خدارو چه دیدی؟
تصور کن به کسی آسیب برسونی که خدا برات فرستاده تا زخماتو خوب کنه
از باختت لذت ببر .. :)
از باختت لذت ببر .. :)
به خاطر هر چیزی که دوست داری، پاشو، بدو، کتک بخور، خسته شو، حتی شده جنگ راه بنداز، قسمت و تقدیر و نشد که بشه برای آدم ترسو هاست.
خب همه قولِ موندن میدن ، ولی همه سر قولشون نمیمونن که ، تکیه دادن به آدمی که یهو ازت فاصله میگیره ، مثل پریدن توی دریا به امید نجات غریقیه که دست و پا زدنتو میبینه و کاری برات انجام نمیده ..
تو ممکنه از غرق شدن نجات پیدا کنی ، ولی دیگه هیچوقت دل به دریا نمیزنی .
تو ممکنه از غرق شدن نجات پیدا کنی ، ولی دیگه هیچوقت دل به دریا نمیزنی .