اتفاقا من زبونم خیلی از تو تیزتر بود، ولی حرفی که حس میکردم قلبت رو میشکنه، نزدم.
از خدا ممنونم که همیشه نشونه هاشو برام میفرسته
که بفهمم چقدر ارزشمندم🥹❤️
که بفهمم چقدر ارزشمندم🥹❤️
❤3
از من به کودک درونم؛
مرا ببخش که رنجاندمت،در آدینه ایی که شایسته شادی بودی...
مرا ببخش که رنجاندمت،در آدینه ایی که شایسته شادی بودی...
اگر انسان بتواند در برابر «دوستداشتـهنشدن» تاب بیاورد،
احتمالاً دیگر هیچچیز نمیتواند او را از پا درآورد.
احتمالاً دیگر هیچچیز نمیتواند او را از پا درآورد.
❤3
سخت شد راه پر فراز
خم شد قامتم عین ماه
زخم شد تنم از گناه
پر از خشم شدِ این نگاه
خون شد این چشا
پایان نیافت درد ما
سوخت همه خاطرات
سکوت شد در انتهای راه...
خم شد قامتم عین ماه
زخم شد تنم از گناه
پر از خشم شدِ این نگاه
خون شد این چشا
پایان نیافت درد ما
سوخت همه خاطرات
سکوت شد در انتهای راه...
❤2
وصفِ احوالِ من افتاد به دستانِ قلم
من نوشتم که غمی نیست.
بخوان سخت گذشت
| هادی معراجی
وصفِ احوالِ من افتاد به دستانِ قلم
من نوشتم که غمی نیست.
بخوان سخت گذشت
| هادی معراجی
❤2👍1