ی مدت زیاد نبودم
خیلیا رفتن خیلیا هم موندن
شایدم خیلیا فراموش کردن و بعد این پیام برن
نمیدونم گاهی وقتی آدما خودشونو گم میکنن
نمیگم خودمو پیدا کردم هنوزم خیلی گمم
اونقدری ک فقط نشستم ی گوشه و به همه چی از دور نگاه میکنم
سردرگمم، ولی میدونم قراره همه اینا تموم شه
قراره بگذره فراموش شه
من دارم بهترین ورژن خودمو میسازم
ولی همه چی نیازمنده زمانه
و مرحله اولشم حذف کردن مانع ها و آدمای اضافیه ✅
خیلیا رفتن خیلیا هم موندن
شایدم خیلیا فراموش کردن و بعد این پیام برن
نمیدونم گاهی وقتی آدما خودشونو گم میکنن
نمیگم خودمو پیدا کردم هنوزم خیلی گمم
اونقدری ک فقط نشستم ی گوشه و به همه چی از دور نگاه میکنم
سردرگمم، ولی میدونم قراره همه اینا تموم شه
قراره بگذره فراموش شه
من دارم بهترین ورژن خودمو میسازم
ولی همه چی نیازمنده زمانه
و مرحله اولشم حذف کردن مانع ها و آدمای اضافیه ✅
❤4👍1🥱1
بیا باهم هدف های زندگیمونو تیک بزنیم
بدون درنظر گرفتن مشکلات و سختی های مسیر🤍
بدون درنظر گرفتن مشکلات و سختی های مسیر🤍
❤7👍1🗿1
بزرگ ترین موفقیت ها با یک شروع کوچیک آغاز میشن
حتی ی تلاش کوچیک تو باعث جرقه زدن موفقیتت میشه🦋
حتی ی تلاش کوچیک تو باعث جرقه زدن موفقیتت میشه🦋
❤4👍2
نوشتن از چه ؟
مگر حرفی برای گفتن باقیست؟
هرچه بود ویران گشت
مگر عمری باقیست؟
مگر حرفی برای گفتن باقیست؟
هرچه بود ویران گشت
مگر عمری باقیست؟
❤4
ای جانم به تو چه گفتند
که اینگونه خموش شدی
چه شرابی به تو دادند
که مدهوش شدی
تو ک نماد صبر و قدرت بودی
چه بلا رفت که
خاکستر و خاموش شدی
تو خود آواز شب سیه بودی
پناه من و غم هام بودی
خلق را گرچه وفا نیست
ولیکن ،جان من
گمان نکن ک گر دور شدی
از دل من فراموش شدی....
که اینگونه خموش شدی
چه شرابی به تو دادند
که مدهوش شدی
تو ک نماد صبر و قدرت بودی
چه بلا رفت که
خاکستر و خاموش شدی
تو خود آواز شب سیه بودی
پناه من و غم هام بودی
خلق را گرچه وفا نیست
ولیکن ،جان من
گمان نکن ک گر دور شدی
از دل من فراموش شدی....
❤7🔥1
دنیا، بی تو مگر جای دیدن دارد؟
نفس،بی تو مگر نای کشیدن دارد
علت این همه تاریکی معلوم است
مگر بی تو نوری برای تابیدن دارد؟
نفس،بی تو مگر نای کشیدن دارد
علت این همه تاریکی معلوم است
مگر بی تو نوری برای تابیدن دارد؟
❤4👎2
به نگاه های خیره به در قسم
من هر روز دیدنت را آرزو کردم
قدم زدن و روییدن را آرزو کردم
خندیدن بعد هر غم را آرزو کردم
اما اینگونه شد ک تاریک شدم
به امید اینکه دوایی باشی برایم
یک شب هم مهمان دل تو باشم
تا ببینم هنوز هم جایی هست برایم؟
برای برگشت وقت ندارم
بگزار مهمان تو باشم
این حاجت بزرگیست ای دلدارم؟
من هر روز دیدنت را آرزو کردم
قدم زدن و روییدن را آرزو کردم
خندیدن بعد هر غم را آرزو کردم
اما اینگونه شد ک تاریک شدم
به امید اینکه دوایی باشی برایم
یک شب هم مهمان دل تو باشم
تا ببینم هنوز هم جایی هست برایم؟
برای برگشت وقت ندارم
بگزار مهمان تو باشم
این حاجت بزرگیست ای دلدارم؟
❤4👎2