ای جانم به تو چه گفتند
که اینگونه خموش شدی
چه شرابی به تو دادند
که مدهوش شدی
تو ک نماد صبر و قدرت بودی
چه بلا رفت که
خاکستر و خاموش شدی
تو خود آواز شب سیه بودی
پناه من و غم هام بودی
خلق را گرچه وفا نیست
ولیکن ،جان من
گمان نکن ک گر دور شدی
از دل من فراموش شدی....
که اینگونه خموش شدی
چه شرابی به تو دادند
که مدهوش شدی
تو ک نماد صبر و قدرت بودی
چه بلا رفت که
خاکستر و خاموش شدی
تو خود آواز شب سیه بودی
پناه من و غم هام بودی
خلق را گرچه وفا نیست
ولیکن ،جان من
گمان نکن ک گر دور شدی
از دل من فراموش شدی....
❤7🔥1
دنیا، بی تو مگر جای دیدن دارد؟
نفس،بی تو مگر نای کشیدن دارد
علت این همه تاریکی معلوم است
مگر بی تو نوری برای تابیدن دارد؟
نفس،بی تو مگر نای کشیدن دارد
علت این همه تاریکی معلوم است
مگر بی تو نوری برای تابیدن دارد؟
❤4👎2
به نگاه های خیره به در قسم
من هر روز دیدنت را آرزو کردم
قدم زدن و روییدن را آرزو کردم
خندیدن بعد هر غم را آرزو کردم
اما اینگونه شد ک تاریک شدم
به امید اینکه دوایی باشی برایم
یک شب هم مهمان دل تو باشم
تا ببینم هنوز هم جایی هست برایم؟
برای برگشت وقت ندارم
بگزار مهمان تو باشم
این حاجت بزرگیست ای دلدارم؟
من هر روز دیدنت را آرزو کردم
قدم زدن و روییدن را آرزو کردم
خندیدن بعد هر غم را آرزو کردم
اما اینگونه شد ک تاریک شدم
به امید اینکه دوایی باشی برایم
یک شب هم مهمان دل تو باشم
تا ببینم هنوز هم جایی هست برایم؟
برای برگشت وقت ندارم
بگزار مهمان تو باشم
این حاجت بزرگیست ای دلدارم؟
❤4👎2
دلم را دگر به دریا زده ام
امده ام از دلم حرف بزنم
غم ریزان از سر و روی من است
چه حالی شده این حال پریشان،بدنم
شک و تردید نیست در نگاه و تنم
من قطع به یقین امده ام حرف بزنم
من از حالم هرگز دم نزدم
اینبار دگر سکوت را میشِکَنم
تا بداند هرکه خبر ندارد از سرم
پر از هیچ بودم و الان هم هیچ ترم...🕸
امده ام از دلم حرف بزنم
غم ریزان از سر و روی من است
چه حالی شده این حال پریشان،بدنم
شک و تردید نیست در نگاه و تنم
من قطع به یقین امده ام حرف بزنم
من از حالم هرگز دم نزدم
اینبار دگر سکوت را میشِکَنم
تا بداند هرکه خبر ندارد از سرم
پر از هیچ بودم و الان هم هیچ ترم...🕸
❤3👎1
پر از حسرت برای روز های گذشته
پر از امید برای روز های آینده
زندگی همینه🌻
پر از امید برای روز های آینده
زندگی همینه🌻
❤6👎2
من دیر فهمیدم که دیگر عشقی نیست
شادی و لبخند فقط در کودکیست
هرچه گذشت زندگی شد پر از سختی
قلب و ذهن پر از دردُ بَدَم زخمیست
کدام شکنجه، اینجا مخفیست
خودم شدم تیرُ ، شدم تسلیم...
شادی و لبخند فقط در کودکیست
هرچه گذشت زندگی شد پر از سختی
قلب و ذهن پر از دردُ بَدَم زخمیست
کدام شکنجه، اینجا مخفیست
خودم شدم تیرُ ، شدم تسلیم...
❤7👎2
بردند جان مارا
کندن قبر مارا
به انتظار نشستن
تا ببینن مرگ مارا
کندن قبر مارا
به انتظار نشستن
تا ببینن مرگ مارا
💔3👎2❤1
از دفترم اشک هایم چکه میکند
اشک های ک برای نوشتن هر کلمه ریختم
اشک های ک برای هر درد ریخته شدن
من چه شدم؟
هزاران سال پیر تر شدم...
اشک های ک برای نوشتن هر کلمه ریختم
اشک های ک برای هر درد ریخته شدن
من چه شدم؟
هزاران سال پیر تر شدم...
💔5❤4👎2