لریک ایمچور..
”بدون تردید و دودلی غیرممکنه
یه مشت کم و کاستیام، ولی برام مهم نیست
چیزای آشنا(تکراری) برای من فقط یه لالایی ان
غیرمنتظرهست، این یه غافلگیری تازهست
پشت اون نگاههای تیز و خیره،
فقط یه شایعه کافیه تا کنترلشونو از دست بدن
بذار تا دم صبح تو اضطراب بمونن
زیادی وابسته نشو
اینم منم، آره“
”بدون تردید و دودلی غیرممکنه
یه مشت کم و کاستیام، ولی برام مهم نیست
چیزای آشنا(تکراری) برای من فقط یه لالایی ان
غیرمنتظرهست، این یه غافلگیری تازهست
پشت اون نگاههای تیز و خیره،
فقط یه شایعه کافیه تا کنترلشونو از دست بدن
بذار تا دم صبح تو اضطراب بمونن
زیادی وابسته نشو
اینم منم، آره“
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هیسونگ درمورد ایمچور توضیح میده؛ خب، یه کم از پشت صحنهی ساخت این ترک بگم! اگه بخوام خیلی ساده بگم، وقتی داشتم مینوشتمش، جوکر رو توی ذهنم تصور میکردم. آره، جوکر رو تصور کردم که وسط شهر پرسه میزنه، همینطوری قدم میزنه و راه میره، و آهنگ رو با همین تصویر توی ذهنم نوشتم. نه قبل از تغییرش، بلکه بعد از تغییرش.. بعد از اینکه تبدیل میشه. جوکر بعد از تغییرش، آره.. قبل از تغییر هم باحاله، ولی وقتی اون ظاهر بعد از تغییرش رو توی ذهنم تصور کردم و خودمو غرق آهنگ کردم، حس کردم ترک بالاخره شکل گرفت و کامل شد.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
- ایوان، خودت برامون بگو “death of me” چه مفهومی داره؟
🦌 : حتما. “death of me” یه جورایی مثل اینه که نخهای بهم گرهخورده ای از احساسات مختلف رو محکم توی دستت بگیری و به جلو بدویی؛ با این حس که “خب، حالا میخوام یه بار امتحانش کنم”
- دقیقا همینطوره
🦌 : حتما. “death of me” یه جورایی مثل اینه که نخهای بهم گرهخورده ای از احساسات مختلف رو محکم توی دستت بگیری و به جلو بدویی؛ با این حس که “خب، حالا میخوام یه بار امتحانش کنم”
- دقیقا همینطوره
🦌 : اگه بخوام درمورد ترک “going home” بگم، این آهنگ یه پیام داره ”در نهایت، من توی مسیر درستی قرار دارم“ وقتی این آهنگو برای خانوادهم و آدمای اطرافم توی کمپانی پخش کردم، از بین همه بیشتر از این آهنگ خوششون اومد. برای همین امیدوارم شما ام دوستش داشته باشید.
یه میکروفن تنها، جا مونده توی یه رویای دردناک
و من که تنها روی صحنه ایستادم
تنها قدم میزدم، ولی حالا همه پشت سرمن، آره
نگاههای سرد و حرفهای دردناک،
آرزو میکنم شب بگذره و همهشون به دست فراموشی سپرده بشن
همچی بی وقفه ادامه داره و ادامه داره..
و میدونم، یه روز بالاخره میری
حتی اگه از پا بیفتم و آب بشم، هنوز همونجا میمونم، مثل یه شمع
در دل نور میسوزم، زیر درخشان ترین نور خورشید، اوه
شبی در اتاقم که زمستون برای لحظهای از راه رسید،
و همهجا پر از نور ستارهها شد
پس صبر کن تا به کسی تبدیل بشم که دیگه تنهات نمیذاره
تقریبا رسیدم خونه، دیگه تقریبا رسیدم..
و من که تنها روی صحنه ایستادم
تنها قدم میزدم، ولی حالا همه پشت سرمن، آره
نگاههای سرد و حرفهای دردناک،
آرزو میکنم شب بگذره و همهشون به دست فراموشی سپرده بشن
همچی بی وقفه ادامه داره و ادامه داره..
و میدونم، یه روز بالاخره میری
حتی اگه از پا بیفتم و آب بشم، هنوز همونجا میمونم، مثل یه شمع
در دل نور میسوزم، زیر درخشان ترین نور خورشید، اوه
شبی در اتاقم که زمستون برای لحظهای از راه رسید،
و همهجا پر از نور ستارهها شد
پس صبر کن تا به کسی تبدیل بشم که دیگه تنهات نمیذاره
تقریبا رسیدم خونه، دیگه تقریبا رسیدم..
💘3
ENHYPEN IS SEVEN
میخوام بدونم چرا به این فکر نکردی که در حالی که همچنان توی انهایپن موندی، سولو خودت رو منتشر کنی؟ گروه همچنان قوی به کار خودش ادامه داده؛ از اینکه ازشون جدا شدی، پشیمونی یا نگرانیای داری؟ 🦌 : فرایند سولو آرتیست شدن به آدمای خیلی زیادی مربوط میشه، برای همین…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
😭8