آنقدر زهر هلاهل به تن وروح وروان ریخته اند که دگر مستی و سجاده ومی بی اثر است...#محمدعبادی_سالک
استخوان سالم نیست
همگی خرد شده
زیرباران بلایی که ز فقدان تو تکثیر شده
عنقریب است که تبخیر شود قطره من
من به پایان خودم می بالم
خبرم هست که پایان من ،آغاز تو را خواهد داشت.....
محمدعبادی سالک
همگی خرد شده
زیرباران بلایی که ز فقدان تو تکثیر شده
عنقریب است که تبخیر شود قطره من
من به پایان خودم می بالم
خبرم هست که پایان من ،آغاز تو را خواهد داشت.....
محمدعبادی سالک
#ماتریکس یا #زتدان_ذهن #یا #الگوی_فکری یا #تعصب همه وهمه تعاریفی از #برده_داری_مدرن است که امکان #سلطه و #بهره وری از انسانها را برای #دولتمردان و#حکام فراهم می کند ....خواه درقالب #مذهب باشد و خواه در قالب #مکاتب_بشری و #ایدئولوزی های_بزک_کرده..وخواه.........
#لطفا_برده_نباشیم
#لطفا_برده_نباشیم
اشک هایم به دلیلی است که غلطان شده در هرشب وروز ،
تو خودت می دانی ،
بارشم رویش دیدار تو را می خواهد.....#محمدعبادی_سالک
#krupoet
تو خودت می دانی ،
بارشم رویش دیدار تو را می خواهد.....#محمدعبادی_سالک
#krupoet
دیده ام تشنه دیدارتو شد ، گردشی کرد و تو را درخود دید
نفسم در پی بوییدن تو
عشق را جُست و پدیدارِ تو شد....
#محمدعبادی سالک
#krupoet
نفسم در پی بوییدن تو
عشق را جُست و پدیدارِ تو شد....
#محمدعبادی سالک
#krupoet
#رسالت:
ماراتونی درمن جاری است که از تو آغاز و به تو ختم می شود ، رسالت من این است که برای خودم که تو باشی دونده خوبی باشم .....#محمدعبادی_سالک
ماراتونی درمن جاری است که از تو آغاز و به تو ختم می شود ، رسالت من این است که برای خودم که تو باشی دونده خوبی باشم .....#محمدعبادی_سالک
#سیماتیک : پدیده ای هندسی که در اثر #سینرژی_ارتعاشی بوجودمیاد، #ارتعاش یا #فرکانس افکار و صدا ، ایجاد کننده و مولد همه چیز درعالم فیزیک و جهان هستی هستند و به زندگی وجامعه و تعاملات بشری ،شکل وفرم می دهند و همسویی و تجمیع این ارتعاشات فکری ،که #سیماتیک نامیده میشود میتواند تغییرات شگرف و بزرگی را ایجاد کند ،، بیایید باافکارمثبت ، یک سینرژی سازنده و متحول کننده برای اجتماع خود رقم بزنیم ......محمدعبادی
کمال_گرایی یک نقص است ، نقصی که باعث عدم بروز خلاقیت ها وابتکارها و اعمال خرد وکلان فراوانی میشود..شایدازترس قضاوت شدن و شاید ازترس شکست و شاید وشاید.....امانترسیدن ،و انجام کار تو را به کمال نزدیک و نزدیکتر می کند و این فلسفهای از آفرینش ،که خود آفرینش است ...محمدعبادی سالک.
.
.
نگاه ،تصور و برداشت ما از وقایع ، شکل و فرم و نتیجه وشرایط مارا مشخص می کند ، اگر به مفهومی به عنوان #شکست اعتقادنداشته باشی ، و هر رویداد خوشایند یا ناخوشایند را بعنوان پیش فرض یا مقدمه ای برای رویداد بعدی در نظر بگیری ،درآن صورت روز به روز موفق تر خواهی بود ...بعضی واژه ها را باید از ادبیات ذهنی پاک کرد ،یکی از آنها واژه شکست است ......#محمدعبادی سالِک
/1175
#چه درونم تنهاست
من پرازدردوفغان
وپرازجیغ بنفش
وپرازدادخموش
چه درونم تنهاست
من پرازحرف وسخن
وپرازسازِسکوت
وپرازمهربه عشق
وتهی ازهرعشق
چه درونم تنهاست
درد دارد که
برون هم تنهاست
چه دل بی کس وکاری دارم
مثل آن است ، یتیمی دارم
من پرازگریه به احوال خودم
وپراززجه به احوال دلم
چه درونم تنهاست،
ماتم غربت هاست
گنهم چیست که چون بی کس وکارمیمانم
گنهم چیست که بی نام ونشان می میرم
گنهم چیست به این ورطه دچارم همه عمر
گنهم چیست که مجنون صفت وبی همیار
من پرازعشق به انسانم وانسانم نیست
من پرازعشق به پیمانم وپیمانم نیست
چه درونم تنهاست
خلأیی بی پایان
ومحال است محال ،پرشدنش
گرچه هرخلأیی پربشودباایمان!
شایدایمانک من دستخوش تقدیرشده،،
یاندارم ایمان..
به قلم📝📝
#محمدعبادی..سالک
)ویرایش)
#چه درونم تنهاست
من پرازدردوفغان
وپرازجیغ بنفش
وپرازدادخموش
چه درونم تنهاست
من پرازحرف وسخن
وپرازسازِسکوت
وپرازمهربه عشق
وتهی ازهرعشق
چه درونم تنهاست
درد دارد که
برون هم تنهاست
چه دل بی کس وکاری دارم
مثل آن است ، یتیمی دارم
من پرازگریه به احوال خودم
وپراززجه به احوال دلم
چه درونم تنهاست،
ماتم غربت هاست
گنهم چیست که چون بی کس وکارمیمانم
گنهم چیست که بی نام ونشان می میرم
گنهم چیست به این ورطه دچارم همه عمر
گنهم چیست که مجنون صفت وبی همیار
من پرازعشق به انسانم وانسانم نیست
من پرازعشق به پیمانم وپیمانم نیست
چه درونم تنهاست
خلأیی بی پایان
ومحال است محال ،پرشدنش
گرچه هرخلأیی پربشودباایمان!
شایدایمانک من دستخوش تقدیرشده،،
یاندارم ایمان..
به قلم📝📝
#محمدعبادی..سالک
)ویرایش)
ین روزها با دلیل و بی دلیل می بارم و می بارم و می بارم و تو خوب می دانی که این آشفتگی حاصل طوفان توست، اندکی رحم نما بر جگر شرحه من، اندکی رحم به آشفتگی ام ، ..بداهه #محمدعبادی_سالِک_
مادرم رفت و مرا گیج نمود ،مادرم رفت ومرا گنگ، مرا لال نمود ، مادرم رفت و مرا تار نمود ، مادرم رفت ومرا زار نمود...ازوقتی که تورفتی شده ام بولتن اشک ، شده ام دردمذاب ، شده ام سایه مرگ ،شده ام مرده ی بی جان که تحرک دارد ،،،
#نیروانا؛ هر احساس و تعاملی که قید وشرطی درآن باشد ،نامش هر چه باشد عشق نیست ،، عشق یعنی بی قید وشرط دوست داشتن ومهربان بودن، بدون چشم داشت، بدون توقع، بدون بازخواست، بدون نتیجه گرایی،،،وبه اوج می رسد آن زمان که بصورت ناشناس و گمنام ارزانی میشود، وصدالبته که انسان را به سطح بالایی از ارتعاش و کمال می رساند ،، اماافسوس که آدمی بنده وبرده ذهن و افکار است و ذهن ازهوای نفس تبعیت می کند و بدنبال منافع شخصی است ،لاجرم حتی در صادقانه ترین رفتارمحبت امیز،وعشق محورانه بازهم توقعاتی پنهان و حتی ناخودآگاه خفته که به وقتش خودش را بروز می دهد.....#محمدعبادی_سالِک_
.
.
زمانه گر که نرقصید به آهنگ دلت
توبه آهنگ دلش سازنما رقص قشنگ
آن قدر پای بکوبان ، که ز هوشش بروی
ساز گردد به دلت ، چرخش ایام وفلک...
#محمدعبادی_سالک
23نوامبر2024
توبه آهنگ دلش سازنما رقص قشنگ
آن قدر پای بکوبان ، که ز هوشش بروی
ساز گردد به دلت ، چرخش ایام وفلک...
#محمدعبادی_سالک
23نوامبر2024
شایداغراق گون باشد اما، به تجربه دریافته ام انچه بدست می اورم و انچه از دست داده ام و انچه راکه طلب می کنم و برای بدست اوردنش تلاشهاکرده ام اما بدست نیاورده ام ، جز مراقبت خدا از من نبوده و نیست و نخواهد بود...پس همواره تمرین می کنم تسلیم و رضا باشم به خواست و اراده اش ،تا درمسیررسالت الهی و دارمای خودم باشم ونه درمسیر میل وهوای نفسم....و تمام
درد این گم شده را دیدی و خاموش شدی
زجر بر رد شدن از خویش و فراموش شدی
خواستم درهمه عمر مریدت باشم
خفقان دادی و باسنگ هم آغوش شدی....
#محمدعبادی_سالِک_بداهه18/9/403
زجر بر رد شدن از خویش و فراموش شدی
خواستم درهمه عمر مریدت باشم
خفقان دادی و باسنگ هم آغوش شدی....
#محمدعبادی_سالِک_بداهه18/9/403
نوردرقلبم بود به اسارت مانده ، مثل آن بود که در بشکه قیری به خجالت مانده، مثل یک فواره اوج نخوت بودم که فرو افتادم وهزارتکه ز تندیس بجاماند ولی قلب چون مویه گرفت نور او جریان یافت .....#بداههتصویری #محمدعبادی_سالِک_
مادامی که بشریت در چنگال رسانه ها و شبکه های اجتماعی است ، و بدون هیچ تعقل و کنکاشی تمامیت انرا پذیرفته ومصرف گرایی و مُدپرستی درقالب عناوین زیبا و شیکی مثل به روز بودن دررروح وروانش،القاشده وتزریق میگردد و در چرخه معیوب وام برای مصرف و کار برای قسط و زندگی برای فخرفروشی درگیر است.. نه زندگی معناندارد و نه ماتریکس،ونه رهایی از آن..وبشرهرگزمعناومفهوم واقعی زندگی وزیستن را درک وتجربه نخواهدکرد خصوصاًکه تمام این چرخه معیوب تعریف کذبی از زندگی و ارزشمندسازی محسوب شود ....محمدعبادی سالِک
(رهایی ازماتریکس)
.
(رهایی ازماتریکس)
.
چه خوش خیالانه خفته اند در لطف چوپان ..گوسپندانی که حتی پروار ندانند ...#کرو