ارشیواشعارعبادی سالِک(م.کِروُ)جذب اسپانسربرای ۱۰جلداشعارثبت شده کرو
18 subscribers
888 photos
62 videos
6 files
545 links
@salek3ادمین
Download Telegram
آنقدرسجده کن ای عشق__نگاهت به ترنم برسد__میم_کرو
تازاده شداین عشق امانم ببرید
هوش ازسرمن رفت عنانم بگریخت___میم_کرو
بازهم شعربده
رو به خاموشیِ من
بازهم شوربده
قدرِ فراموشیِ من
بازهم چنگ بزن
همه اعصارمرا
بازهم ریسه بکش
قدرِ توانایی من
بازهم رسم نما
همه اضلاع مرا
بازهم عشق بده
قدرفروپاشی من..
#محمدعبادی_سالِک
میم_کرو_بداهه2155
من تو را برخویش نه،برکل این گیتی بیفرازم_میم_کِرو
کاش روزی برسد دست تو این موی مراشانه کند_میم_کرو
چون مترسک سبزشد
شعله بزن مزرعه را

کاش برپایش بیفتد
شعله ِ این آه ها

#عبادی_سالک_میم_کرو_بداهه2155
دوعروسک خواستندفلسفه راچوب زنند
اولی گفت به شک..

ازکجاکه #فعل_مغرض نشویم!
عشق و#دوستی به سیاه چاله تنزل ندهیم..!

دومی گفت که #نیٓت!گل من
هردودر #نیت_انسان باشیم

راستی فلسفه #دوست_مخالف درچیست

چون که جنبه برون شد،باطل است ،فرض مخالف برود،دوستی نیست
مگرآنکه درپی #چاه
هم قدم باشند
که #خدارحم کند
ایشان را

اولی.
عشقی که دشمنی بلداست دوستی نمیداندچیست
بهترانست که #هرزنامه خورد در#سجلش..!!

..#عبادی_سالک_بداهه2065 ۳۰/۱/۹۷ M.ceropoem
#ادبیات_نمایشی
#مفهومی
#انگیزشی
بازهم آبی آرام بلند
بازهم هستی واین چرخ کبود
ماچرادست به یک خوشه پروین نبریم
ماچرادرپی یک عِقدثریانشویم
کل گیتی همه درصف شده است
دست کائنات همه دف شده است
اندکی شکرنما، جام عاشقانه بنوش
اندکی چرخ بزن، صومعه ای بیدارباش
توبه نیلوفراعصاروقرون عرض ارادت بنما
توبه این چشمه خونی ، قدحی نوربپاش
خولیان را اندکی حلقه بزن
مولیان را تو فقط زنٓار باش
عشق رادرجذرِ از گیتی بپرس
وصل را درهیبت عظما بخوان
خوانده تفسیر تورا:
..اندکی انسان باش

#عبادی_سالک_میم_کرو_بداهه2156
#شعر_کِروُ #انگیزشی #مفهومی
نمی دانم پدرانم انقلاب کردند تا به انزجاربرسیم

یاقراراست پدرانی منزجرباشیم تا به انقلاب فکری برسیم

#محمدعبادی_سالک______میم_کِروُ
کاش ثانیه ،توان گریختن نداشت، وقلم تاواپسین لحظه،کرورکرورانسان می سرشت
تا موجودی بااین هیبت وعظمت ،اندکی حتی قلیل،به خودشناسی برسد،
که اگراین چنین می بود__هیچ خسارت وپلشتی به خود وهم نوع باکرامت خود،واردنمی کرد
که دراینصورت خلیفة اللهی به عینه متجلی ترشده وبه کمال غایی میرسید______
#nسان،
وnگونه صفات وتوانایی در #انسان ،نهادینه شده و
#انسان،،اینگونه ابله متظاهرمیشود دربرابر خود وسایرمخلوقات،،حال آنکه قدرتهای تفویض شده به او ،،آنقدربیشمار وعظیم است که بی اغراق، گیتی رابه کف آورد،که سیارات وگیتی بیافریند،،که خودعظیم ترین خالق باشد وبرای خود، وبر کل کائنات خدایی کند ،تا به مراتب والاتر ،درعوالم بهترنائل شود ،ودنیاهم یک بهشت واقعی برایش باشد__بینهایت افسوس وحسرت که بشر،،درکودکی می خوابد ،درخواب بشریت سیرمی کند ولحظه مرگ ،تازه بیدارمی شود،،وپرواضح است که به چه شکل وباچه وضعیتی ،به سراچه بعدی منتقل می شود،،فقط خوشابحالش كه درلحظه مرگ آینه نیازندارد_____گرچه هیچگاه درزندگی ،آینه راباورنکرد ،وبرجهل مرکب ومفرط خویش ،مصرانه وباولع پافشاری نمودوهمانا که #جهل_ما_عبرت_سرگردان_است__________ _________________________________#انسانم_آرزوست____#محمد_عبادی_سالک____میم_کرو_عیدفطر
استاد بزرگوار نفرمایید واژه های آسمانی غباری ست در مقابل خورشید قلمتان
روزنو_
آغازنو_
آغازیک زایش نو___
آغازیک پایش نو_____
کاش این نو به نوایی برسد_پاره کندابرک تردیدزمین___بوسه به خورشیددهد_تاعطش نور رَوَد_________
کاش این بزم قشنگ تو که اکسیرمن است دوباره جادو بکند قطره ای از بارش خونبارمرا__درصدفی فرم دهد _شعردگردیسی من__
#شعر_دگردیسی
#محمد_عبادی_سالِک
#میم_کِروُ
#شعر_کِروُ_سبک_جدید
#شعر_کِروُ #شعر_گراماتیک
#شعر_کِروُ #انگیزشی
#شعر_کِروُ #بازتاب روزانه
قلمی هست به اندیشه فقط وقف شکوفاشده گی
جوهری را که تویی
رقص در سیطره ی دشت اهورا که منم...
..ای بشرچوبه #اعدام شکست
اندکی بوسه بزن بر کفنم
خاک انسان که منم
خام انسان که منم
خوار دربالیدن
وفروپاشی ممتد که منم..
رو به نسیان شده گی
روبه نسیان که منم
روبه عصیان شده گی
رو به عصیان که منم..
باغ را تابه ثریا بکشاند کفنم
باز در قعر تهجر که منم
اندکی موم بزن بر دهنم
حکم آمد زیر #اعدام منم!!!
تابه کی بوسه به طوفان بدهد
رقص اعدام منم
#کرو
فکرواندیشه رهایی تاکه آزادشدن
تقدیم به تمام اندیشه های قربانی درتاریخ بشریت
کیمیا
لازم نیست علامه دهرشوی
تابه نگاه بهتر برسی

کیمیاشو
بهترببین
تاخودت علامه دهرشوی..
,
تقدیم به دخترگلم حسنیه
#محمد_عبادی_سالِک
#میم_کِروُ_بداهه2152
#تبعید
سینه مالامال توست _
فاش کن نام را می دانی
بطن چپ،دهلیزراست،دردفشرده که منم
من همانم که به تبعیدشدم ازوطنم
ازهمان قلب که تسخیر توشد...
یرقانی شده روحم
خفقانی جان وتنم
نفسم رو به شمارش
ضربان رو به افول
قفسم تنگ ترین دشت هبوط
سینه خیزان به سقوط..

..بازهم خنده ای ازعمق وپرازدرد نثارت کردم
بازهم شعرنسنجیده فدایت کردم

لحظه ها رو به افق ،سوی افول
مرگ هم آمده درفرم عبور
تاکجاشب شود و آب از این سر گذرد
تاکجا وعده ی آغوش سحررا بدهند
..
لحظه ای صبرنما
آخرین زمزمه درسینه کش بعد فناخواهدشد
توبه بالین غریبانه این زمزمه تکبیربخوان

شایدآن لاشخورکانِ ز کمین دورشوند
شایداین قصه واژگون به مقصدیرسد
واژگونی که منم
واژه گون باشد من
#محمدعبادی_سالِک_میم_کِروُ_بداهه۲۱۶۰
بازهم بارش انس
بازهم خلوت ویار..
بازهم ریزش امن
باز مهمانی اوست..
غزلی خوانده شده
بایدامشب بروم
نفسش مانده شده
بایدامشب بدوم..

بازهم پنجره ای بازشده
بازهم زنجره آغازشده
بایدامشب که سراسیمه کنان در پی این چرخه شناوربشوم
بایدامشب که خودم. یک تنه قایق بشوم
بایدامشب بروم
بایداندیشه پرواز تکامل بدهم
خفقان رانده مرا
بایدامشب به چراگاه رسم
قوچ هم خوانده مرا..

من از امواج مخرب من ازاین دامِ بلا موج محرک بخرم
من به اندیشه والای تو سربرگ رهایی بدهم
توفقط درد بکش رو به هم آغوشیِ درد
توفقط شیهه بکش بهر فراموشیِ فرد..

دردهم می داند
عاشقی خوانده تورا
مرگ هم می داند
تا ابد مانده تورا..
بایدامشب بروم

گویی درضجه ناقوس زمان جای شدم
روبه آن وسعت گفتار
که ورق بر ورقِ من زد ورفت
بایدامشب بروم تا ته هیچستان ها
بایدامشب بِرهَم از غم پوچستان ها
بایدامشب که دگر مزرعه را یوغ کنم
بایدامشب که دگر شعله به شیپور کنم

پشت این هجرت پروحشت وکاذب
فوران خواهم شد
نفس خفته فروزنده شود
نفس درد فقط درسر کاهل برود

آیه ای هست مرا دست دهند دست خدا
آیه ای هست مرا شوق پرستار خداست
آیه ای هست مرا گفته بیا شوق مضاعف بدهم
آیه ای هست مرا عشق فراوان بخرم..

..اندکی نفس لعین را به اسارت بکشان
اندکی بوسه فقط از تب خورشید ستان
اندکی ماه بران بر دل خود
ویقین دار که معشوقه تو را می خواند...

بایدامشب بروم
ماه یک بوسه به پیغام زده
بایدامشب بروم

#محمدعبادی_سالِک_میم_کِروُ_بداهه۲۱۶۲