ارشیواشعارعبادی سالِک(م.کِروُ)جذب اسپانسربرای ۱۰جلداشعارثبت شده کرو
18 subscribers
888 photos
62 videos
6 files
545 links
@salek3ادمین
Download Telegram
#کوچ ,ِروُ
..رقص گل،کاسه آب،هجرت برگ
همگی درمن بود
همگی بامن بود
همگی نام مرا می دانست
من به این قافله از چاه برون.!.
من دراین ,#کوچ بمانم همه عمر..
چه کسی خواند مرا
چه کسی گفت ِروُ.!
چه کسی بوسه شد و داس و درو..
چه کسی عشق کرو..!.!.
چه گسی گفت برو..

..شعر چون حماسه درقاب شد و بیهوش_#کِروُ..
چه کسی بوسه شد و داس و درو. .
چه کسی گفت برو..
رقص گل ،کاسه آب ،هجرت برگ
موسم عشق شده
چه کسی گفت برو./
#بداهه2085
#م_عبادی_سالک__ (م_کِروُ)
#M.ceropoem
جزدعایی که ندارم رو به مهمانی تو
گرکه مقبول شود جملگی ارزانی تو

من که فارغ زخودم شعله به قربانی تو
همهِ سیل نثارم تپه ارزانی تو

من که خود جام بلا میکده ارزانی تو
جهل مفرط که منم بتکده ارزانی تو

شعله دروصف تو ناکام بماند
اشک و باران وکبوتر همه ارزانی تو

قلم از دست بیفتاد وشکست
دل بشکسته واین منزلت ارزانی تو...
#م_عبادی_سالک__ #م_کِروُ
بداهه2088
درددل کردیم وآخرش همین شد ..هیچکس بهر دل ما پشیزی نگریست
هر کسی در پی آمال خودش هیچکس لقمه خوابی بهر ما خرج نکرد
آخر قصه همین شد... تکه های آینه درد مرا باور کرد
تکه های آینه جار زنان؛ که خودت طبیب خود باشی و بس
وفقط عشق مرادرمان کرد ، من شدم عاشق درمان خودم
#م_عبادی_سالک__ #م_کِروُ
بداهه2089
مانده تابرف زمین آب شود
مانده تا برعطشم خواب دهد
تشنه ام می بینی
اینهمه لیل ونهار و گُسلم را نَمی ازعشق که نیست
مرگ هم می خواند
غزلی نیست که نیست
نه کبوتر نه مهاجر نه مارال
گذری بر تن تب کرده من نیست که نیست
سایه هم می داند
خنکا نیست که نیست
من که قطبین شدم
شوق جریان ونفس نیست که نیست
نفسی نیست که نیست
مرغ دل رفته مگر
شوق پرواز دگرنیست که نیست
این سکوت نیست خفقان است مرازنجیراست
عشق پرواز و رهایی ..
جسدی نیست که نیست..
هرسی نیست که نیست
من به تنهایی این چشمهِ خونی رنگ مرداب زدم
جزفروپاشی این خولی مرداب
هوسی نیست که نیست
نفسی نیست که نیست
هم نفسی نیست که نیست
#م_کِرو
ُ2089/
درودوسپاس مهرتان رابزرگوارم
#فرصت_پرواز..
انقلابیست به من!
شب آبادی من!
انفجاریست که من!
روز پایانی من..! ..
...توبگو چون تو نیایی چه کنم
فاش کن گرکه نباشی چه شوم
آدمی را که منم
آدمیت بر من...

..زده ام پیله ای از درد شدید
تاکه دگردیس کند
واژه ی پرواز
مرا
وای اگر دست بخیلان زسرم دورشود
یاتونازل بشوی
یا به تو نائل بشوم
من درآغوش تو بایدکه شقایق بشوم..
یاکه دربسترقایق بشوم
توبخوان شعله
خودم صدتنه باطل بشوم..
..سیلانیست عجیب ....!!
خسته را واننهد
تابه مرادش برسد....
..............#راز را می دانی....
تواگردربت اعظم بشوی صدتنه کافربشوم
..فورانیست ..
که درچشم تو من رام شوم....!!!
توفقط شعله بزن تاکه دگر خام شوم!!
توفقط بادبده #فرصت_پرواز_مرا
توفقط جام‌بده
یکسره در کام شوم
#عبادی_سالک____م_کِروُ2090/
کاش بودی و ورق می زدی ام
توخودت می دانی
ازنگاه ژرف تو پیچک شده ام
گل میخک شده ام
دردرا می بینی
مانده این شعر که بی توچه کند
تابه کی مرثیه را جور کند

اشک رامی بینی
ضجه را می شنوی
همه در قافیه چشم تو سرگردان است

راز را می دانی
قدحی حیران است

دل همه مزرعه بر باد زده تاکه تو تفسیرشوی
عشق را شعبده برخاک زده
تاکه تو تکثیرشوی

اندکی پیش بیا
مشعل_من
توبراین حجله چراغانی کن
اندکی نوربزن مزرعه را
توبراین مرده زرافشانی کن
#عبادی_سالک____م_کِروُ2092
پیراهن من پرشده ازماسک ونقاب
تو اوج عُقاب ومن گرفتارعِقاب

پیمانه تو شراب وازمن چوسراب
بخت خوب طوماری ازدرد وعذاب
#محمدعبادی_سالکM.ceropoem