ارشیواشعارعبادی سالِک(م.کِروُ)جذب اسپانسربرای ۱۰جلداشعارثبت شده کرو
18 subscribers
888 photos
62 videos
6 files
545 links
@salek3ادمین
Download Telegram
درودوسپاس ازمدیریت درددل واژه ها..دوست عزیزم محمدهمامی
#محمدعبادی
/1191
قایقی ساخته ام ازلفظ وکلام
می سپارم به طوفان حوادث
لنگرش هرجاگرفت وایستاد
موطن دل پریشان من است
#محمدعبادی..سالک
@httpscero2015
/1192
نگاهت مست ولبخندت دلارام

بیاای مهوشم،این دل کن آرام

بسان کشتی درموجی اسیرم

بیابامهرخود،کشتی کن آرام

#محمدعبادی..سالک
@httpscero2015
Forwarded from اتچ بات
.



/1190
#بداهه تصویری
ردپایت روی شن هامانده اند
تاکجابایدکه تعقیبت کنم
تادیاربی کسی هاآمدم
تاکجابایدکه تفسیرت کنم
#م_عبادی_salek
#مشاعره پستی👈

یک روز شانه های مرا کم می آوری
آغوشِ آشنای مرا کم می آوری
آنجا که‌جای کشمکش موج و ماسه هاست
ناگاه ردّ پای مرا کم می آوری
#شروین سلیمان

#مشاعره پستی👈
/1193
هرروزشانه های توراکم میاورم
آغوش آشنای توراکم میاورم
اینجاکه جای کشمکش دل است
جای توخالی است،کم میاورم
#محمدعبادی..سالک
@httpscero2015
/1194
لعنت به توای مدعی عشق مجازی
هرلحظه دلی رابه نوعی توشکاندی

گاهی به این پی وی وگاهی به آن پی
خلقی شده بازیچه ی کِذبی که توهستی
#محمدعبادی..سالک
@httpscero2015
Forwarded from اتچ بات
‍ ‍ ‍ .



/1190
#بداهه تصویری
ردپایت روی شن هامانده اند
تاکجابایدکه تعقیبت کنم
تادیاربی کسی هاآمدم
تاکجابایدکه تفسیرت کنم
#م_عبادی_salek
#مشاعره پستی👈

یک روز شانه های مرا کم می آوری
آغوشِ آشنای مرا کم می آوری
آنجا که‌جای کشمکش موج و ماسه هاست
ناگاه ردّ پای مرا کم می آوری
#شروین سلیمان

#مشاعره پستی👈
/1193
هرروزشانه های توراکم میاورم
آغوش آشنای توراکم میاورم
اینجاکه جای کشمکش دل است
جای توخالی است،کم میاورم
#محمدعبادی..سالک
@httpscero2015
مشاعره پستی👈
رد پایت را به ساحلهای دریا خوانده ام
از خطوط مانده برجا شعر زیبا خوانده ام
در کدام مکتب سواد عشق را آموخته ای

اینچنین خط و کلامت را چو شیوا خوانده ام
#مریم_فلاحت_دوست
Forwarded from اتچ بات
‍ 832
اسلایدآخر..
بااکراه فراوان قلم برمی دارم ومی نویسم..شایدیک قطره ازبغض اسلاید آخرتخلیه گردد،،‌،،
ازوقتی که تورفتی ،، چشمانم راکه می بندم فیلمی به اکران می رود،،
که پرازاسلاید است..
،،اززمین وزمان،،ازمنطق وازطیر،،
ازفلسفه ونجوم،،ازآفرینش وازانسان،،،،،ازهمه چیزوهمه جاوهمه کس،،گذر واژه هایی سنگین ،،به روی پرده می آیدومی رود،،وآن قدرشتابان می گذردکه حافظه هم یارای ضبطش راندارد،،چه رسدکه قلم یارای بیانش را،،،
،،ولی همیشه آخرفیلم با یک اسلایدپرتکرار تمام می شود،،آن قدرتکرارمی شودکه جهنمی ازاشک پدیدمی آیدوازسوزش بی امانش ،،پلک ها گشوده می شود،،،
فقط همان اسلاید آخردرذهنم نقش بسته،،که درآن می بینم واژهِ #مرا،،،،،و #تورا،،،،،،وهزاران چراوچرا،،،،،⁉️⁉️⁉️⁉️⁉️⁉️⁉️⁉️⁉️⁉️⁉️⁉️⁉️⁉️⁉️⁉️⁉️⁉️⁉️
به قلم📝📝
#محمدعبادی(سالِکــــــــــ/cero
دکلماتور
#روشنک
@httpscero2015 کانال اشعارسالِکـــــــــ
@salek3 ارتباط باادمین.
/1194
گرخوابم وبیدارم
گرمستم وهوشیارم

هرگزنروی ازدل
هستی تونگهبانم
#محمدعبادی
@httpscero2015
Forwarded from اتچ بات
/1195
صدای شرشربارون
قلبموبه دردمیاره
آخه این صداهمیشه
تورویادمن میاره

باتووبارش بارون
شعرمن ترانه میشد
وقتی بارون میشدی تو
قلب من خزانه میشد

چترشعرم روسرت بود
عشق من همسفرت بود
واسه زایش دوباره
دل من،دربدرت بود

رفتی وزایش من مرد
شعرعاشقی چه پژمرد
موندم وشرشربارون
تنهاباگریه ی ناودون

#محمدعبادی..سالک
@httpscero2015
/1196
حلقه ی وصل من ودنیام،توبودی
تورفتی ومن جداشدم ازهمه چیز

من بریدم ازدنیاومعلق شده ام دراوهام
توبه کام دل خودرفتی وجاری درابهام

#محمدعبادی..سالک
@httpscero2015
Forwarded from اتچ بات
‍ 826
شعرسیاهی قدغن
شورِ تباهی قدغن
برای شعرروشنی
شکوه وزاری قدغن
.
ناله گاری قدغن
مرگ قناری قدغن
برای رویای قشنگ
دردنهانی قدغن
.
عشق دروغی قدغن
الفت زوری قدغن
برای احساس قشنگ
حس دروغی قدغن
.
حسرت دیروزقدغن
غصه فرداقدغن
برای یک روزقشنگ
چینِ بر ابرو قدغن

دردسروزورقدغن
پیروی کورقدغن
برای اعمال قشنگ
تعصب کورقدغن
.
فکرمزاحم قدغن
ذهن مهاجم قدغن
برای افکارقشنگ
دردمداوم قدغن

.
گم شدن ازخودقدغن
غریبه باخودقدغن
برای پالایش (من)!
دشمنی باخودقدغن
به قلم
#محمدعبادی(سالِکــــــــــ/cero
دکلماتور
#طاهاپارسا
@httpscero2015 کانال اشعارسالِکـــــــــ
@salek3 ارتباط باادمین.
Forwarded from اتچ بات
‍ ‍ 851
خنجرک(۳)
..(ازسری دردهای مشترک)
خنجرک هاراببین صف بسته اند
گویی ازناف تولد رسته اند
دوستان خنجربه پشتم می زنند
دیگران قرضی به دوستان می دهند
ازمروت،ازوفا،،،،،مردانگی،،،
ازصداقت ،ازصفا،،،،،شرمندگی
بغض صدخنجرگلویم بسته است
ردصدخنجر،به پشتم خسته است
دستِ برخیرگرشودعایدچنین
دستِ برشررانمی دانم،چه بین!
آن که نزدیک است نمک پاشدبه زخم
آن که دوراست هی نمکدان می دهد
اززمانی که چپ وراست یادداد
خنجرو مرحم،نمکدان یادداد
من ندارم فرصت مرحم زدن
خنجربعدی نشسته پیش من
یک نفرشایدمرایاری دهد
مردباشد،،خنجرکاری دهد
حاصل عمرم شده صدهاچرا
خنجرک هادرکمین،آخرچرا
خسته گشته فکرمن ازاین چرا
خنجرک هاازپس هم سال ها
روزگارسهم من اززندگی
چیست جزخنجرو سردرگمی
گاهی اوقات مرگ هم یک نعمت است
ازبرای من بسان فرصت است
ای خداچون بشنوی کاری بکن
خسته ام ازخنجرک،یاری بکن
به قلم
#محمدعبادی(سالِکــــــــــ/cero
دکلماتور
#طاهاپارسا
ویولن وآهنگساز
#استادپرویزیاحقی
تنبک محمداسماعیلی
همایون.شوشتری
@httpscero2015 کانال اشعارسالِکـــــــــ
@salek3 ارتباط باادمین.
ای که از قاب پنجره می بینم رویت را
از نسیم بهاری میگیرم عطر و بویت را
رخت شیشه که تودر خیال من جاویدی
از بلبل هردم گیرم من نشان کویت را
#مـریم_فلاحت_دوست
ـــــــــــــــــــــــــمشاعره پستی👈
/1197
ازقاب پنجره دیدم رویت
عاشقانه پرکشیدم سویت
پنجره فرمت توراگرفت
گریه ام عطرتوراگرفت
#محمدعبادی
@httpscero2015
Forwarded from Deleted Account
وقتِ بیداری نصیبم نشدی !

چشم‌می بندم تا
اینکه به خوابَم آیی
به خدایم سوگند
گر بیایی

دگر از خواب نخواهم برخاست!

#نازی_شکوری
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌@nazishakouri‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
💌💌💌💌💌💌
@DardeDele_Vajeha
#درد_دل_واژه_ها...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــمشاعره پستی👈
/1198
وقت بیداری وخواب
توی غوغای سراب
گرنیایی به بالینم
نخیزم ازخواب
#محمدعبادی
#بداهه
@httpscero2015
/1199
پیچک سمی شدی برجان من‌
رخنه کردی برتن وافکارمن

نوبت من هم بزودی می رسد
خشک گرداندتورا،جانان من
#محمدعبادی
@httpscero2015
/1200
ازعشق گفتن،تاعشق سُفتن
یک ادعای ،خیلی بزرگ است

یامدعی نشو،یابگذراز منم
ازخودچوبگذری،آیدبَرَت صنم

#محمدعبادی..سالک
@httpscero2015
/1201
خسته ازانتظار
ازروزهای بی گذار
اوهام رامی شمرم
چه خیالات محال
شایدامروزبیایی ازراه
شایدهم گمشده ای ،درراه

#محمدعبادی..سالک
@httpscero2015
Forwarded from اتچ بات
/1202
روزگاردرکم بکن درمانده‌ام...
زیرآواربلا وامانده ام..

ذله ام .درمانده ام.بیچاره ام...
زین سبب دنبال یک دردانه ام
........
يادمانَدلحظه های دم به دم...
دردتلخ وصدسوال مبهمم..
،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،
يک ترازو،یک سبد،یک کهکشان....
دردمبهم،بی نشان و بانشان....
،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،
هی تلنگر.هی تکان ،آتشفشان...
هی زمین لرزده شودجان و روان..
،،،،،،
انفجارهسته ای گرددسرم....
انفجارخوشه ای ‌دوروبرم
،،،،،،،،،،،،،،،،
ترس و وحشت.ازگدازه ازکلک.
منزجرگردد همه روح وتنم
،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،
هی شوم بمب اتم برذات خود...
هی هراسم .فعل بد گرددتنم....
،،،،،،،،،،،،،،
هی هراسم من شوم یک فعل زشت.
عایدم آید همان عینش چه زشت....
،،،،
.عبادی.سالک
@httpscero2015