ارشیواشعارعبادی سالِک(م.کِروُ)جذب اسپانسربرای ۱۰جلداشعارثبت شده کرو
18 subscribers
888 photos
62 videos
6 files
545 links
@salek3ادمین
Download Telegram
Forwarded from عکس نگار
405//
_____چمدان(۱)
سهرابم کجایی
#چمدان میخواهم...
شاعرمرده ی شب خوان شده ام
بی #نفس وجان شده ام
شاعرزنجیروریسمان شده ام
#چمدان میخواهم

حجم این واژه ی غربت متراکم شده است
گذر لحظه چه پر رخوت و
مبهم شده است
#چمدان میخواهم

نقش حادثه چه پر رنگ شده است
گذر عاطفه بدجور درهم شده است
#چمدان میخواهم
هی نگو بلواوطوفان شده است
موج منفی ها فراوان شده است
#چمدان میخواهم
بحر بی ساحل شدن یعنی این
بی گذر و قاب شدن یعنی این
واژه ی غربت وبی قال شدن
یعنی این
بی سبب طعمه ی بیداد شدن
یعنی این
سکه ی شاهیِ بیکار شدن
یعنی این
بی سبب بار شدن رخنه به
دیوار شدن یعنی این
مضمحل وخار شدن یعنی این
بی سبب تیره شدن
در افقی تار شدن یعنی این

هر #نفس اشک شدن خون جگر
راهی هر دشت شدن یعنی این

هر #نفس درد شدن
رخنه ی هر مرگ شدن یعنی این

(سهراب کجایی)
من که خود آمده ام.
. پس چمدان ها با تو،،
توشه ی باد شدم ..
چیدن وسامان باتو
#محمدعبادی(سالِکــــــــــ/cero @httpscero2015 کانال اشعارسالِکـــــــــ @salek3
Audio
قطعه #شور_و_شیدائی
بداهه نوازی در دستگاه #شور_ماهور
گریزی نیز به آواز #افشاری
نوازنده تار #علیرضا_احمدخانی
باسپاس ازعلیرضای جان.دوست وهمراه کانال🌹🙏
@httpscero2015
Forwarded from عکس نگار
‍ 884
شب وماه وستاره خرمن عشق
.
بسوزان وبساز،ای دامن عشق!

شب وماه وستاره، رازدارد

درون سینه اش،،طنازدارد

شب وماه وستاره،،کارداری؟

.برای من دلی پربارداری؟

شب وماه وستاره یارمن کو؟

دلم باگیسویش،گلنارِمن کو؟


شب وماه وستاره،دورگشتید

.برای سوختن مامور گشتید
.
شب وماه وستاره ،ابرگشتید

مراآزموده اید،یاصبرگشتید

شب وماه وستاره ،،عشق من تو

پی ی مهتاب هستم،،مشق من تو
.
شب وماه وستاره خانه ام باش
.
دلی بشکسته ام،کاشانه ام باش
.
شب وماه وستاره ،،خارگشتم
.
برفت مهتابِ من ،بیمارگشتم

شب وماه وستاره ،،سوسویت کو؟
.
برفت پروین وخوشه،روئیتت کو؟
.
شب وماه وستاره یارمن باش
.
توعشق روشن وبیدارمن باش

بقلم✍🏻
# محمدعبادی،سالک
@httpscero2015
دکلمه🎤 @salek3 ادمین
#مدرس_زاده
@modareszadeh
ارتباط با اددمین:@EM1972
Forwarded from Deleted Account
@httpscero2015 کانال شعرسالِک
759
ازآن لحظه که آینه
#میزانم شد
هرلحظه
به نامه اعمال
بدهکارشدم
#محمدعبادی(سالِک/کِرو)
Salekcero2015اینستا
Forwarded from عکس نگار
‍ 885
بداهه گویی گروهی تصویری
(مطلع تصویرضمیمه)
.
آه ای شیشه ی عشق،تودگرمثل دل من نشکن
تمام دلخوش،من بودن لیلی درتوست------------- ش۱

ازتوچه پنهان ،که باشیشه مشگل دارم
چون به هرشیشه نظرکردم ،آنجابودی #عبادی---------- ش۲

من درگیریادتواینجانشسته ام
یارب کجاست؟که اینجانشسته ام
#عبادی ------ش۳

هرزمان کافه نشستم..ساعت صفربه یادم آمد
درشیشه تورادیدم ویادعاشقی به فریادآمد #عبادی---------ش4

هیچ کس نفهمیدچه دردی،دارم
جزهمین شیشه که دربردارم
#عبادی.بداهه------------ ش۵

همه درپیاله عکس رخ یاردیده اند
.غافل که همه شیشه هاتورادیده اند #عبادی .بداهه--------ش۶

درتمنای نگاهی به خیال شیشه ای چنگ زدم..
تشرم زدکه برو،آینه بی تصویراست
خواستم وهم مرا،موج نگاه تو،تداعی بکند..
ولی افسوس که این آینه بی تصویراست-------ش۷

#محمدعبادی(سالِکــــــــــ/cero
@httpscero2015 کانال اشعارسالِکـــــــــ
@salek3 ارتباط باادمین.
Forwarded from عکس نگار
‍ ‍ @httpscero2015
کانال شعرسالِک 778
.
خواب دیدم که پرستوی مهاجرگشته
خسته ونادم وحیران زسفربرگشته
باخبرگشته زهجرش کمرم بشکسته
گفتمش کمروبال وپرم هیچ.دلم بشکسته
گفت یادبادآن سفری راکه یاوربودیم
شب وروزدرافق عشق شناوربودیم
گفتمش مژده بده.رخصت پروازآمد
خاطرات خوش وفرصت آوازآمد
دس دسی کردیم که پروازکنیم
قصهٖ مشترک پریدن آغازکنیم
ناگهان خواب خوشم پرزدورفت
به دل شکسته ام سنگ زدورفت

بقلم:✍🏻
#مـــ عبادی(سالِک/کِروُ)

دکلمه:🎤
#مدرس_زاده

@modareszadeh

ارتباط با ادمین:
@EM1972
Forwarded from عکس نگار
886
شکل یک مریخی،به ونوس جایم نیست
مثل یک مرغابی،وسط خشکی لوت!
یامثل یک گنجشک،توی تاریکی ی غارخفاش!
مثل یک ویروسم،تکثیرِمیلیاردی،
دردشان درمن هست،ولی درایشان نیست،خبری ازدردم!
هیچکس درمن نیست،هیچکس بامن نیست،درک این درد،تعریف نشده،،،،شاعری تنهاودلخوش میلیاردی!!!
قلمم بدخط است،،وزبانم الکن،،،
جرم من خط خطی ی کاغذهاست،،
وبه هیچستان،مترودشدم!
پشت هیچستانم،،وسط دشت ونوس،،خط خطی هست ولی،بازهم تاریکی ست،،ـــــــــ
ـــــ ــ.....
ای زمان کاردبیار،این پنیرک بِبُری،،
ای زمین داربیار،،این هویجک بِدَری،
ویروس خط خطی ی بی آزار،گم شده دربازار،،
نه خریداری هست ،بهراین واژه ی زار!،،،نه به جاروببردخدمتکار!
نه به جالیزِخیار،،نه به کاریزُ ویار!
شکل مأمن گشته،شکل دهلیزوفرار!
ــــــــــ
آدم عصرهجر،توی نِت گم گشته
توی سایتُ وبلاگ،کمرش خم گشته!
ماتم آدم هاست،غربتی بی تعریف!
هجمه ی طوفان هاست،وسط بی نظمی!
مثل یک مریخی،به ونوس گم گشتم،،
نه مجالی به فرار،نه علاجی به اسیر!
درددارم درد!قدرصدهاکِشتی
دردیک اقیانوس،وسط یک هشتی!

#محمدعبادی(سالِکــــــــــ/cero
@httpscero2015 کانال اشعارسالِکـــــــــ
@salek3 ارتباط باادمین.
Forwarded from عکس نگار
‍ (شعر ودکلمه کودکان)

"#کودکان_کار"


کودک موجودمعصومی که گاه دررفاه وآرامش میان اعضای خانواده لحظات خوشی راسپری می کند وگاهی هم...به خاطربی لیاقتی وسهل انگاری پدرومادرش،روزهاراسرچهارراه ها وشبش راهم روی کارتون چیپس وکنارگربه های پارک می گذراند.
نزدیک غروب است .پسرک ازصبح سرچهارراه مشغول فروش رز های قرمزش بود.دقایقی کنارجدول خیابان نشست تا نفسی تازه کندوخستگی اش رابگیرد.که ناگهان بازبدشانسی به اوروی آورد.بله غلام .مردمعتادی که بچه های بی سرپرست وآواره ی خیابان رابرده خودش کرده تابتواندموادش راتهیه کند.پسرتاسرش رابلند کرد،دیدمردک بیرحم بالای سرش ایستاده.سرجایش میخکوب شد.مردسیلی محکمی به صورت پسرزد.وبعداز گفتن ناسزاهایش پسررا به سمت خیابان هل دادتادوباره رز هایش رابفروشد.پسربیچاره نمیتوانست جلوی اشکش رابگیرد.چراغ قرمز شد
ماشینی که صدای موزیک بلندی ازآن شنیده میشد،ایستاد.پسربه ماشین مشکی میلیاردی خیره شده بودکه صدای بچه ای که توی ماشین بودنظرش راجلب کرد.:باباجون .ازاین خرس پشمالوها برام میخری ؟
دخترداشت خودش رابرایرپدرش لوس میکرد.بغض گلوی پسررافشرد.
پدر:دخترم صورتی میخوای یاسفید؟
دختر:رنگ ماشین کنترلی بزرگه داداشی.هردوبه هم لبخندزدندوبه خواندن باموزیک ادامه دادند.پسربه سمت ماشین رفت وباخجالت گفت:
آقا....ازم ..ازم گل میخرین؟
دختر:اه بابا این چقدرکثیفه حالم بهم خورد.پدرپوزخندی زدوباسبزشدن چراغ ازآنجادورشدند.
پسریادحرفهای شکیب افتاد:
زمانی که توهنوز نمیتونستی حرف بزنی گذاشته بودنت سرچارراه .بچه جون توجات همونجاست .وخنده بلندی سرداد.
ماشین رفت .پسرماندورزهای سرخش وحسرت یک باردرآغوش مادر بودن .و رد دست غلام که روی صورتش مانده بود
درست به رنگ رز هایش...
@httpscero2015 کانال عبادی
#حسنیه عبادی
۱۴ساله،ازمشهد
Forwarded from عکس نگار
880
‍ دلت هم شادوغمگینه ،میدونم
اسیرمهروبی مهری،میدونم

دلت مثل حریره،من میدونم
دچاردردسرگیره ،میدونم
.
دلت عاشق مهرورزی،میدونم
ولی عشقی نمیبینی،میدونم
.
دلت عاشق پروازه،میدونم
پروبالت ولی بسته،میدونم

دلت شیشه ایه صافه ،میدونم
بلوره،عاشق نوره،میدونم
.
هزاران سنگ خورده شیشه تو
شکستن های پردردرومیدونم
....
عبادی.بداهه.
#محمدعبادی(سالِکــــــــــ/cero @httpscero2015 کانال اشعارسالِکـــــــــ
@salek3 ارتباط باادمین.