Forwarded from 🔗درج لینک کوتاه و زیرنویس1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
@httpscero2015کانال شعرسالِک
سحرگاهان💖
ميان سفره لطفت ، 💖
ميان سجده سبزت ،💖
ميان ربناي دست پر مهرت ، 💖
اگر بر خاطرت رد شد خيال من ،
دعايم کن که محتاج دعايم من ...
التماس دعا...🙏
سالِک(م_عبادی/cero)
سحرگاهان💖
ميان سفره لطفت ، 💖
ميان سجده سبزت ،💖
ميان ربناي دست پر مهرت ، 💖
اگر بر خاطرت رد شد خيال من ،
دعايم کن که محتاج دعايم من ...
التماس دعا...🙏
سالِک(م_عبادی/cero)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
758
@httpscero2015کانال شعرسالِک
نغمه کن بلبل خوش خوان
سحرتازه شده
نازکن سروخرامان.
وزش واژه شده
قدح نوربغل کن
تابش هاله شده
ساغرشوربه لب کن
طپش ژاله شده
#م_عبادی(سالِک/کِرو)
Salekcero2015اینستا
@httpscero2015کانال شعرسالِک
نغمه کن بلبل خوش خوان
سحرتازه شده
نازکن سروخرامان.
وزش واژه شده
قدح نوربغل کن
تابش هاله شده
ساغرشوربه لب کن
طپش ژاله شده
#م_عبادی(سالِک/کِرو)
Salekcero2015اینستا
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
@httpscero2015 کانال شعرسالِک
ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯه
ﻧﺎﮔﻔﺘﻪ ﻫﺎﯾﺸﺎﻥ
ﺍﺯﻫﻢﺩﻭﺭ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ..
ﻧﻪ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﻗﺪﻡ ﻫﺎﯾﺸﺎﻥ!
با هم صادقانه
سخن بگوییم
زندگی زیباست
قدر لحظه ها را بدانیم
ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯه
ﻧﺎﮔﻔﺘﻪ ﻫﺎﯾﺸﺎﻥ
ﺍﺯﻫﻢﺩﻭﺭ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ..
ﻧﻪ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﻗﺪﻡ ﻫﺎﯾﺸﺎﻥ!
با هم صادقانه
سخن بگوییم
زندگی زیباست
قدر لحظه ها را بدانیم
Forwarded from Deleted Account
@httpscero2015 کانال شعرسالِک
759
ازآن لحظه که آینه
#میزانم شد
هرلحظه
به نامه اعمال
بدهکارشدم
#محمدعبادی(سالِک/کِرو)
Salekcero2015اینستا
759
ازآن لحظه که آینه
#میزانم شد
هرلحظه
به نامه اعمال
بدهکارشدم
#محمدعبادی(سالِک/کِرو)
Salekcero2015اینستا
Forwarded from عکس نگار
@httpscero2015
کانال شعرسالِک
762
ای دل توواژه ی پیرِمنی
افتاده نیفتاده..زمین گیرمنی...
....
ای دل بخدا!بگوکه بادل چه کنم!؟
بااین دل خودرمیده ازدل!چه کنم!؟
؟؟؟؟؟
😔😔😔
...
ای دل توآفت جان منی..
خاکسترم وتوهمسروبال منی..
!!!!!!!
...
هم صیدوشکارم وشکارچی ..چه کنم!؟
هم راممُو هم رمیده ازخود..چه کنم!؟
..
بانفس خودم .دچارودرگیر.چه کنم
ازنفس خودم .جداودرگیر..چه کنم!؟
..
ازنفس خودم. چوصیدگرفتم..چه کنم!؟
بانفس خودم چوصیدگشتم ..چه کنم؟؟؟!!!!
....
😒😒😒
#محمدعبادی(سالِک/کِرو)
@httpscerp2015
کانال شعرسالِک
762
ای دل توواژه ی پیرِمنی
افتاده نیفتاده..زمین گیرمنی...
....
ای دل بخدا!بگوکه بادل چه کنم!؟
بااین دل خودرمیده ازدل!چه کنم!؟
؟؟؟؟؟
😔😔😔
...
ای دل توآفت جان منی..
خاکسترم وتوهمسروبال منی..
!!!!!!!
...
هم صیدوشکارم وشکارچی ..چه کنم!؟
هم راممُو هم رمیده ازخود..چه کنم!؟
..
بانفس خودم .دچارودرگیر.چه کنم
ازنفس خودم .جداودرگیر..چه کنم!؟
..
ازنفس خودم. چوصیدگرفتم..چه کنم!؟
بانفس خودم چوصیدگشتم ..چه کنم؟؟؟!!!!
....
😒😒😒
#محمدعبادی(سالِک/کِرو)
@httpscerp2015
764
ای دردمشترک مرافریادکن..
..
احساساتم به مهلکه افتاد..
..به گوربخشیدم اماگور احساس مراپس زد..
به طوفان دادم ،معدوم نکرد!
به ابربخشیدم ..باران زاده نشد
به آتش دادمگرمم نکرد
به سرما دادم سردم نکرد
وفقط اسب بر اندیشه و احساس دلم کرنش کرد ....
احساساتم رابه زن دادم بسان چای دم شدو ..تفاله و چای وتمام!!
به دوست دادم وخنجرش کرددبرپشتم ..
به پاسبان دادم واوجریمه اش بنمودوزندانی!
احساساتم رابه ثانیه شمارساعت دادم باسرعت چرخید
و زمان پیش نرفت..
احساساتم رابه خاک دادم..
اماخیسش کرد و ولیمه اش بنمود
وبه آشپز.. که اوحتی باآن تره هم خوردنکرد
احساساتم رابه بشردادم واوفقط ترانه سرود
به زمان دادم و
فقط تازیانه نمود
وبه تاریخ که فقط قصه نوشت
وچون به عشق بدادم بسادگی بفروخت.....!!!!!!!!!!
ای هم احساس!!!!!....
.ً...اگر بامن دردمشترکی داری ....... دردعای سحرت یا وقت قرآن به سرت مراهم فریادکن....
#محمدعبادی_سالِک(کِرو)
ای دردمشترک مرافریادکن..
..
احساساتم به مهلکه افتاد..
..به گوربخشیدم اماگور احساس مراپس زد..
به طوفان دادم ،معدوم نکرد!
به ابربخشیدم ..باران زاده نشد
به آتش دادمگرمم نکرد
به سرما دادم سردم نکرد
وفقط اسب بر اندیشه و احساس دلم کرنش کرد ....
احساساتم رابه زن دادم بسان چای دم شدو ..تفاله و چای وتمام!!
به دوست دادم وخنجرش کرددبرپشتم ..
به پاسبان دادم واوجریمه اش بنمودوزندانی!
احساساتم رابه ثانیه شمارساعت دادم باسرعت چرخید
و زمان پیش نرفت..
احساساتم رابه خاک دادم..
اماخیسش کرد و ولیمه اش بنمود
وبه آشپز.. که اوحتی باآن تره هم خوردنکرد
احساساتم رابه بشردادم واوفقط ترانه سرود
به زمان دادم و
فقط تازیانه نمود
وبه تاریخ که فقط قصه نوشت
وچون به عشق بدادم بسادگی بفروخت.....!!!!!!!!!!
ای هم احساس!!!!!....
.ً...اگر بامن دردمشترکی داری ....... دردعای سحرت یا وقت قرآن به سرت مراهم فریادکن....
#محمدعبادی_سالِک(کِرو)
@httpscero2015
دل من گفت غمت گنج من است
دیدنت رنج هماهنگ من است
گفتم به دلم گنج توازآن من است
غصه خوردن بهر تودردشباهنگ من است
دل من گفت غم ارزان توباد
این یک زهزارهم ازآن توباد
#سالک(م_عبادی
دل من گفت غمت گنج من است
دیدنت رنج هماهنگ من است
گفتم به دلم گنج توازآن من است
غصه خوردن بهر تودردشباهنگ من است
دل من گفت غم ارزان توباد
این یک زهزارهم ازآن توباد
#سالک(م_عبادی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
توکه میدانی
تمام شعرمن ازتوآغازمی شود.
پس بیاوُ ساحت شعرجدیدم باش
من به این درگه تو محتاجم
مروازدل.مرو.مروای جان
#کِرو(م_عبادی/سالک
@httpscero2015 کانال شعرسالِک
Salekcero2015 ایسنا
تمام شعرمن ازتوآغازمی شود.
پس بیاوُ ساحت شعرجدیدم باش
من به این درگه تو محتاجم
مروازدل.مرو.مروای جان
#کِرو(م_عبادی/سالک
@httpscero2015 کانال شعرسالِک
Salekcero2015 ایسنا
Forwarded from عکس نگار
@httpscero2015 کانال شعرسالِک
767 مناجات:
یارب!نورمعرفتت رابرپیکرسردورنجوروخشکیده ام ارزانی کن،تاازگرمای آن جان گیرم وازروشنایی اش بینش یابم..
یارب!مرادرعشق وصالت ذوب گردان،تاایام رادرجاریِ وجودت سیرکنم..
خدایا!من ازدوست داشتن برایت می گویم،بازمزمه ای گنگ ،وبانجوایی عاشقانه،.وتورایارب،زیبنده نبودشاید،عاشقی روسیاهی چومن داشتن..
من باتوازعذرتقصیرمی گویم،،ازمعاصیِ فراوانی که سهواََیاعمداََ،برجسم وروح وروانم،رواداشته ام،.وبرآتیه ام خریدم..
من ازاوج خواهشِ روح واندیشه ام برایت میگویم،.خواهشِ پاکی واندیشهٖ وارستگی...
من ازبریدن ازجان ،ورسیدن به جانان برایت می گویم..
من ازتمنای رهایی ازماده ومادیٓت،برای رسیدن به معنی
ومعنویٓت،برایت می گویم..
من ازتاریکیِ دل افسون شده ام برایت می گویم وازدریای رحمتت،جزذره ای روشنایی نخواهم..
من تورا،سیب می خواهم برگرسنگیِ معرفتم،سرخ وشفاف،آنگونه که برمومنانت ارزانی می داری..
من تورا،چونان اشک دیدهِ عاشق ومحرومم،به خلوت اُنست می خواهم ،که برمن بباری وازمن بسازی ،آنچه راکه لایق انسان بودنم باشد...
یارب!بامن مداراکن ،ولبخندبخششت رادردرخشش خورشیدروزگارآتیه ام،برمن ارزانی دار،تابه گامهای فردامطمعن ومومن گردم..
خدایا!به راهی هدایتم کن که به خسران وندامتم منتهی نگردد..
الهی..بانورفلق،خط سِیرم ده!
باطلوع نور،مطلعم گردان..
باخلوص خورشید،خالصم بنمای..
بامسلک صبح،سالِکم گردان..
درزلال رود،جاریم بنمای
بانورامید،راهی ام گردان..
بانطق سحر،ناطق حق بنمای
بااهل حرم،هم نفسم گردان..
#محمدعبادی(سالِک/cero) لیلة القدر۱۳۸۵ httpscero2015@
767 مناجات:
یارب!نورمعرفتت رابرپیکرسردورنجوروخشکیده ام ارزانی کن،تاازگرمای آن جان گیرم وازروشنایی اش بینش یابم..
یارب!مرادرعشق وصالت ذوب گردان،تاایام رادرجاریِ وجودت سیرکنم..
خدایا!من ازدوست داشتن برایت می گویم،بازمزمه ای گنگ ،وبانجوایی عاشقانه،.وتورایارب،زیبنده نبودشاید،عاشقی روسیاهی چومن داشتن..
من باتوازعذرتقصیرمی گویم،،ازمعاصیِ فراوانی که سهواََیاعمداََ،برجسم وروح وروانم،رواداشته ام،.وبرآتیه ام خریدم..
من ازاوج خواهشِ روح واندیشه ام برایت میگویم،.خواهشِ پاکی واندیشهٖ وارستگی...
من ازبریدن ازجان ،ورسیدن به جانان برایت می گویم..
من ازتمنای رهایی ازماده ومادیٓت،برای رسیدن به معنی
ومعنویٓت،برایت می گویم..
من ازتاریکیِ دل افسون شده ام برایت می گویم وازدریای رحمتت،جزذره ای روشنایی نخواهم..
من تورا،سیب می خواهم برگرسنگیِ معرفتم،سرخ وشفاف،آنگونه که برمومنانت ارزانی می داری..
من تورا،چونان اشک دیدهِ عاشق ومحرومم،به خلوت اُنست می خواهم ،که برمن بباری وازمن بسازی ،آنچه راکه لایق انسان بودنم باشد...
یارب!بامن مداراکن ،ولبخندبخششت رادردرخشش خورشیدروزگارآتیه ام،برمن ارزانی دار،تابه گامهای فردامطمعن ومومن گردم..
خدایا!به راهی هدایتم کن که به خسران وندامتم منتهی نگردد..
الهی..بانورفلق،خط سِیرم ده!
باطلوع نور،مطلعم گردان..
باخلوص خورشید،خالصم بنمای..
بامسلک صبح،سالِکم گردان..
درزلال رود،جاریم بنمای
بانورامید،راهی ام گردان..
بانطق سحر،ناطق حق بنمای
بااهل حرم،هم نفسم گردان..
#محمدعبادی(سالِک/cero) لیلة القدر۱۳۸۵ httpscero2015@
Forwarded from عکس نگار
@httpscero2015 #salekcanalتل
763
درآینه میبینم اعمال بدوخوبم را
یک لحظه چه مقبولم.یک لحظه غُبونم را
درآینه میبینم تکرارشرُوشورم را
یک لحظه شرربارم .یک لحظهٕ شورم را
درآینه میبینم ابعاددرونم را
یک بُعدکه انسانم.یک بعدکه حیوان را
درآینه میبینم میزان خلوصم را
یک لحظه زلال هستم.یک لحظهٕ تارم را
درآینه میبینم بودن ونبودم را
یک لحظه اگرهستم.یک لحظهٕ نبودم را
درآینه میببنم ایام کنونم را
یک لحظه صعودهستم.یک لحظه سقوطم را
درآینه میبینم.ایام سفرخودرا
یک لحظه به حرکت گر.یک لحظه سکونم را
درآینه میبینم نامه اعمال خودم را
یک لحظه بسازهستم.یک لحظه به سوزم را
درآینه میبینم سیری به هبوطم را
یک لحظه به افلاکم.یک لحظه به خاکم را..
#محمدعبادی(سالِک_کِرو)
@httpscero2015
Salekcero2015اینستا
763
درآینه میبینم اعمال بدوخوبم را
یک لحظه چه مقبولم.یک لحظه غُبونم را
درآینه میبینم تکرارشرُوشورم را
یک لحظه شرربارم .یک لحظهٕ شورم را
درآینه میبینم ابعاددرونم را
یک بُعدکه انسانم.یک بعدکه حیوان را
درآینه میبینم میزان خلوصم را
یک لحظه زلال هستم.یک لحظهٕ تارم را
درآینه میبینم بودن ونبودم را
یک لحظه اگرهستم.یک لحظهٕ نبودم را
درآینه میببنم ایام کنونم را
یک لحظه صعودهستم.یک لحظه سقوطم را
درآینه میبینم.ایام سفرخودرا
یک لحظه به حرکت گر.یک لحظه سکونم را
درآینه میبینم نامه اعمال خودم را
یک لحظه بسازهستم.یک لحظه به سوزم را
درآینه میبینم سیری به هبوطم را
یک لحظه به افلاکم.یک لحظه به خاکم را..
#محمدعبادی(سالِک_کِرو)
@httpscero2015
Salekcero2015اینستا
Forwarded from عکس نگار
@httpscero2015کانال شعرسالِک
768
آرزوهای شیرین !رابادبُرده سرگلدستهٕ سرو!
سروهم درپیِ نور
رفته تابام خدا!
سروهم آرزویش شیرین است...
...
این غزل شیرین است..
اندکی رنگین است.!
این غزل محجوراست..
اندکی سنگین است!!
..
میل آرزو..به انسان شدن است..
پیشه اش..ذاتِ مسلمان شدن است.
..
..سروهم خلق شده تابه تکامل ببرد___ذات بالقوٓه خود!
وبشر!خلق شده تاکه بالفِعلْ کند
..ذات انسانیِ خود!!!
این مَثَل،شیرین ست
سبزه ای رنگین است..
این مَثَل،روحانی ست
اندکی سنگین است!!!..
..
آدمی خلق شده تابه تکامل ببَرد..ذات انسانی خود...
پیشه اش ،دردشده
تابه تجاهُل نبَرَد
پیکرانسانیِ خود!!!
#محمدعبادی(سالِک_کِرُو)
@httpscero2015
768
آرزوهای شیرین !رابادبُرده سرگلدستهٕ سرو!
سروهم درپیِ نور
رفته تابام خدا!
سروهم آرزویش شیرین است...
...
این غزل شیرین است..
اندکی رنگین است.!
این غزل محجوراست..
اندکی سنگین است!!
..
میل آرزو..به انسان شدن است..
پیشه اش..ذاتِ مسلمان شدن است.
..
..سروهم خلق شده تابه تکامل ببرد___ذات بالقوٓه خود!
وبشر!خلق شده تاکه بالفِعلْ کند
..ذات انسانیِ خود!!!
این مَثَل،شیرین ست
سبزه ای رنگین است..
این مَثَل،روحانی ست
اندکی سنگین است!!!..
..
آدمی خلق شده تابه تکامل ببَرد..ذات انسانی خود...
پیشه اش ،دردشده
تابه تجاهُل نبَرَد
پیکرانسانیِ خود!!!
#محمدعبادی(سالِک_کِرُو)
@httpscero2015
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
@httpscero2015 کانال شعرسالِک
شعرکودکان::
یک دل دارم حیدریِ ی
عاشق مولاعلیِ ی..
من این دلُ نداشتم
ازتوبهشت برداشتم
خدابهم عیدی داد
عشق مولاعلی (ع)داد..
#فاطمه الزهراکبوتری۹ساله.مشهد
شعرکودکان::
یک دل دارم حیدریِ ی
عاشق مولاعلیِ ی..
من این دلُ نداشتم
ازتوبهشت برداشتم
خدابهم عیدی داد
عشق مولاعلی (ع)داد..
#فاطمه الزهراکبوتری۹ساله.مشهد
Forwarded from Deleted Account
@httpscero2015 #salek_canal 👈join
668
بی خودشدم ازخویش و
ازخویش برفتم...
بی خودشدنم دیدی و
برخویش ندیدی..
#محمدعبادی_cero_سالِک
668
بی خودشدم ازخویش و
ازخویش برفتم...
بی خودشدنم دیدی و
برخویش ندیدی..
#محمدعبادی_cero_سالِک
Forwarded from عکس نگار
@httpscero2015کانال شعرسالِک
773
ابرشب هم.متراکم شده است..
می وَزَد.یک تب سرد..
دردبامن متجانس شده است..
گوئیاواژه ی همدل شده است..
..
ونسیم می آید.
ژاله هم می لرزد
برگ هم رقص کنان.فاجعه بردل دارد..
..
شب این دهکده پردردشده.
گوئیاواژه ی سردردشده
..
شفقی درراه است
وظهوری که مسجّل شده است....
اللهم عجل لولیک الفرج
#محمدعبادی(سالِک/کِرو)
@httpscero2015
773
ابرشب هم.متراکم شده است..
می وَزَد.یک تب سرد..
دردبامن متجانس شده است..
گوئیاواژه ی همدل شده است..
..
ونسیم می آید.
ژاله هم می لرزد
برگ هم رقص کنان.فاجعه بردل دارد..
..
شب این دهکده پردردشده.
گوئیاواژه ی سردردشده
..
شفقی درراه است
وظهوری که مسجّل شده است....
اللهم عجل لولیک الفرج
#محمدعبادی(سالِک/کِرو)
@httpscero2015
Forwarded from عکس نگار
774
درآینه می بینم اندوه شناوررا
یک دل که به خون خفته
طومارتقلٓارا
درآینه می بینم یک مَظلمه صبرم را
تقدیرنگون بختی.تصویرتلاشم را
درآینه می بینم عمری ست که بربادم
هم واژه طوفانم.هم واژه ویران را
درآینه می بینم یک کودک پژمرده
صدشاخه که بشکسته صدمرگ صنوبررا
درآینه می بینم یک زورق بشکسته
هم صخره ی بی رحم وهم تخته تنهارا
درآینه می بینم افکارپریشان را
هم زخم پریشانی هم خنجریاران را
درآینه می بینم یک مُردهٖ کوکی را
یک تن فرسوده یک پیکربی جان را
درآینه می بینم حسرت به دل مرگم
هرثانیه می خوابم هرثانیه مرگم را
#م_ع
@httpscero2015
درآینه می بینم اندوه شناوررا
یک دل که به خون خفته
طومارتقلٓارا
درآینه می بینم یک مَظلمه صبرم را
تقدیرنگون بختی.تصویرتلاشم را
درآینه می بینم عمری ست که بربادم
هم واژه طوفانم.هم واژه ویران را
درآینه می بینم یک کودک پژمرده
صدشاخه که بشکسته صدمرگ صنوبررا
درآینه می بینم یک زورق بشکسته
هم صخره ی بی رحم وهم تخته تنهارا
درآینه می بینم افکارپریشان را
هم زخم پریشانی هم خنجریاران را
درآینه می بینم یک مُردهٖ کوکی را
یک تن فرسوده یک پیکربی جان را
درآینه می بینم حسرت به دل مرگم
هرثانیه می خوابم هرثانیه مرگم را
#م_ع
@httpscero2015
@httpscero2015 کانال شعرسالِک
775
نفس نفس.قدم قدم.چوباتوأم .شکفته ام
سایه به سایه.دم به دم.باتوترانه سُفته ام
عشق منی .رازمنی..رازنهفته دروجود
عشق منی.ذات منی..ذات نهفته درسجود
#محمدعبادی(سالِک)
775
نفس نفس.قدم قدم.چوباتوأم .شکفته ام
سایه به سایه.دم به دم.باتوترانه سُفته ام
عشق منی .رازمنی..رازنهفته دروجود
عشق منی.ذات منی..ذات نهفته درسجود
#محمدعبادی(سالِک)
Forwarded from عکس نگار
م_عبادی_(سالِک/ cero):
776
من ازدریاوامواجش.وازطوفان مغرورش.وازآرامش بعدش..برایت شعرمی گویم
من ازساحل واوصافش.واززیبائی بی حدواندازه ش.وازالطاف بارانش
برایت شعرمی گویم
من ازرویای شورانگیزباهم روی شن هایش ..برایت شعرمی گویم
توهم بنشین وباشورنگاهت یاری ام کن
@httpscero2015 کانال شعرسالِک
776
من ازدریاوامواجش.وازطوفان مغرورش.وازآرامش بعدش..برایت شعرمی گویم
من ازساحل واوصافش.واززیبائی بی حدواندازه ش.وازالطاف بارانش
برایت شعرمی گویم
من ازرویای شورانگیزباهم روی شن هایش ..برایت شعرمی گویم
توهم بنشین وباشورنگاهت یاری ام کن
@httpscero2015 کانال شعرسالِک