ارشیواشعارعبادی سالِک(م.کِروُ)جذب اسپانسربرای ۱۰جلداشعارثبت شده کرو
18 subscribers
888 photos
62 videos
6 files
544 links
@salek3ادمین
Download Telegram
بازهم هُرم مذابی به گلوگاه گرفت
بازهم قصه ویرانی به این پیله پرواز نشست
من به ققنوس شدن عادت دیرین دارم
بزن اتش به تن زخمی عشق
بده بر باد مرا
بده برباد.. مرا..
محمدعبادی /بداهه۳۱۲۰ ۹/۲/۱۴۰۰
#زندگی_باحدا
اتشم می زنی ای عشق رهایم نکنی
جیغ وفریاد وفغان وای نگاهم نکنی
من که دروصل تو ازخویش گریزان شده ام
بوسه بریادمنی باز صدایم نکنی
چه شب وروز مداوم پی تو پرسه زدن
بغض در هرنفس و رحم به حالم نکنی
من که رسوای توگشتم به بیابان وعدم
بهراحیای دلم خط و خطایم نکنی
همه ی لذت عشق تو همین سوختن است
توبه ققنوس شدن حیلت وخامم نکنی
چون که ازخویش برفتم به تو مانوس شدم
ای خدا درد ودوایی تو جدایم نکنی
من که از فرط نگاهت همه خاموش شدم
توفقط بیش بمان گرچه صدایم نکنی
اشک دردیده و ابرم به تو مدهوش شده
زایشم رابه ولع سوی کمانی نکنی
رنگ رنگ است حضورت همه الوان قشنگ
چشم را خام به الوان فریبنده نامم نکنی
عاشق این عدمم ذره به دریای وجود
ذره هم نی کن و ین فارغِ جامم نکنی
اه این وصل تو راچون بتوان رنگ زدن؟
شعربی رنگ شدم بوم ونقابم نکنی
هاتفم گفت خموش سالک پرنقش ونگار
مدعی گشتی دگر چون وچرایم نکنی
آب از دیده چکید وغزل شرم سرود
چشمه تصنیف حزینی که جوابم نکنی

.‌.محمدعبادی سالک (میم کِروُ)۱۱/۲/۱۴۰۰ بداهه۳۱۲۱
قدربدبختی من می دانی!؟
قدربیایدبرود‌..
قدری ازعشق تورا دل ندهم..
محمدعبادی سالک
ارشیواشعارعبادی سالِک(م.کِروُ)جذب اسپانسربرای ۱۰جلداشعارثبت شده کرو
قدربدبختی من می دانی!؟ قدربیایدبرود‌.. قدری ازعشق تورا دل ندهم.. محمدعبادی سالک
خدایادراین شب عزیزقلبهای مان را ازکینه وعداوت ودشمنی ،از خشم ورنجش ،ازترس ووحشت،ازحسرت وحسادت،ازکنترل دیگران وقضاوت کردن،ازندامت دیروز و از استرس فردا،از حرص و ولع ،ازبدبینی و سیاه بینی و ازتمام نیازهای ایگوئیکووذهنی برهان و عشق ومحبت ودوستی و انسانیت واخلاق را بردل های ما ارزانی کن و ماراقدردان عزیزانمان و قدردان مردمان مهربانمان و قدردان واقعی خودت و نعمتهای بیکرانت وسپاسگزارواقعی قراربده ، ولبخند وشادی و آرامش و سلامتی وصلح و نوع دوستی را روزی مان کن و همه مردم ایران وجهان رابه آگاهی وعشق خودت نائل کن و بیماری ها را ریشه کن و همه وهمه را غرق درنعمت های مادی ومعنویت بگردان ...آمین یارب العالمین...
نی لبک بودم وخاموش که دستان توامد ای عشق وبه فریاددلم چنگ هزاردستان داد ....توچگونه زهزاردیده تراوش کردی لحظه ای راکه به پنهان کردنت عادت کردم،،بازتصنیف بخوان شوردلدادگی وشرح پریشانی را،،شایدآغوش سحر وصف کندشعر مهاجرشدنم......بداهه‌‌.محمدعبادی.سالک
Audio
شاعر صدای امید 👆👆
میگه فقط یه نیم نگاه به خدا نگاه کردم


صدای امید @sedayomid20
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#جنون
به گمانم که هزارسال به این ماه گذشت وبه آن قبلی و آن قبل ترش..
همچنان یخ زدگی بر دل و بر ذهن بشر
همچنان شور به سلاخی عشق
همچنان شوق تظاهر به کمال
همچنان وهم که علامه تر از عالم دهر
همه قدیس نما همگی فرزانه!! .

صدهزاررنگ به این پوچ سیاست خورده.
صدهزارشغل تصدی همه دربان بهشت!
وهزارکشت و کنشت!
همگی بی دانه..
یک طرف سازو دهل بر دل گرگورشده
یک طرف گور به جریان تنفس که چرا
...
من به گمنامی این درد چه مانوس شدم
شاعری کشف جنون کرده به این ویرانه
شعرباران شدنم قالب تصنیف نبود
همچنان رعدشدن
همچنان شعله به آغاز و پر و پروانه ..
...
ابرراگفتم برو. با خود تبانی می کنم
گقت ابله ! بارشی؟ یا خود سامانه!
گفتمش هیچ مگو تندرآخربنگار
گفت رگبار بمان ،در پس میخانه
گفتمش خُمکده ام حاجت تخریب نبود؟
گفت تخریب خجالت زده ات بیگانه!
گفتمش فاتحه ای ،یاکه مسیحانفسی‌..
گفت تصنیف خرابات نثارتوبه این ویرانه
گفتمش شور و سه گاهی به سرم شام نخست
گفت تکثیر جنون گردی تو ای دیوانه..
#محمدعبادی_سالک بداهه 3150/
5/9/1400
اندوه می زایدزمان انبوهی ازدردمگو
گفتامگوخاموش باش تفسیر ،پنهان می رسد
گفتم زبانم بند شد این غصه راپایان نبود
گفتافصاحت رابگو بالعل، پنهان می رسد
گفتم هزارویک سخن درسفره ای بر خاک شد
گفتاصبوری خصلتِ بذری که پنهان می رسد
گفتم خدایاخسته ام راه نجات من چه شد
گفتاکه عاشق رابگو فرجام، پنهان می رسد
گفتم حدیث مرگ را کوتاهی وتاخیر چیست
گفتاهزاران زندگی باشُکر، پنهان می رسد
گفتم هزاران بند را برپای من تقصیربود
گفتا رهایی خوانده ای باعشق، پنهان می رسد......
محمدعبادی سالک بداهه۲۱/۹/۱۴۰۰
#ارتعاش
نوری ازراه رسید وبه دهلیز دلم رونق داد گسلی درز به روزن بخشید
ومرابردبه آغاز وطلوع
وبه فرجام سیاهی وپدیدارشدن..
همه جاروشن شد
دست خورشیدبه اضلاع تنم چنگ نواخت
شب دل بوسه ای جانانه به تب ازلب خورشیدستاند
وبه جان شوق هزاردستان داد
دردرا باخت به اشعارسپیدو به عدم کوچ نمود
ابرمخمل به دلم پهلو داد
دیده ام‌ ملتهب وطوفانی
زایشی طولانی
آسمان را چه شکوفا ولطیف
طیفی ازنور به ترقوه گیتی بخشید
ونسیمی که به دل حکم بهاری شدن وفرصت سرسبزی خواند
ارتعاشی که تب یاخته را می فهمید
موجی ازعشق زد وساکت و گمنام آمد


محمدعبادی_سالک بداهه ۲۵/۹/۱۴۰۰
.:**:.☆*.:。.✿محمدعبادی||;^..^;||سالِک@salek3✿.کِروُ/kru T.me/httpscero2015:
همه جاراگشتم همگان را دیدم باهمه مردم این شهر سخن ها گفتم هجمی از درد درون کم که نشد هیچ فزون تر هم شد
جزتوای عشق کسی غنچه دل را نگشود
جزتوای عشق کسی درد دلم را نخرید
باتوهستم ای عشق
باتو ای معنی بودن
باتو ای هستی من
لحظه ای از بر من دور مشو
بی تو آواره ترین کاشف خویشم
بی تو بیچاره ترین واژه درد
لحظه ای از بر من دور مشو
لحظه را گفته دلم با تو به معنا برسد
لحظه را گفته دلم باتو شکوفایی را
عدمی هست به این عشق که بیخودشده گیست
بی خود از خویش شدم تابه مرادی برسم
بی خودازخویش شدم تا که مرادم باشی
شعربی هوش شدم درنگهت
شعربیهوش به این فرط حضور
هاتفم‌گفت که هوشیارترین بیهوشیست
مده از دست که بیهوده ترین خواهی شد

دردرا عاشقی و شعرعروج خواندی و من
عاشق دردشدم
عاشق شوری که از این شب ظلمت بدمد
سائل معراجم
پرکن این جام و قدح را ازنور
تاکه این شام سیه با توبه خورشید رسد
گفتمت عاشقیت راچه بهاییست وچیست
گفتی بی خودشده گی ازپس انکارخود است
پیله بر پیله بزن تا که به پرواز رسی
..حالیا پوست بینداخته ام سال به سال
لحظه هایش چون قرن
وتو پروانگی کور مرا درشب ممتددیدی
لحظه ای رخ بنما بر تب دیدار وحضور
لحظه ای رخ بنما بر شب بیمار شده
حالیا بر شب پر قرن طلوعی باید
حالیا برشب هجران تو شوری شاید..
محمد عبادی سالک بداهه ۲۱/۱/۱۴۰۱
بازهم هُِرم نگاه
باز هم شعله عود
فصل تنهایی و عشق
شعرعریانیِِ دشت
بازهم فصل فروپاشی بنیان من است
بازهم شرم حضورتو و تنهایی حوض
باز هم برکه ای بی مرغابی
بازهم عطش نور ز صدمهتابی

سیلانیست عجیب رو به افق های بلند
سیلانی که فقط ماه بداند و پلنگ

بازهم غرق وشناور همه اندام هبوط
باز هم لرزشی در بید و سقوط

بازهم لرزش یک سیبِ هبوط
بازهم تندر ورگبار و سقوط

بازهم سیب هبوط
بازهم سیب هبوط

#محمدعبادی_سالِک
ِروُ_بداهه2202 ویرایش
#یادم_باشد
یادم باشد خوب وبدانسانهاازخوب وبدافکارواعمال خودم نشات می گیرد۔۔بارهاتجربه کردم مهربانی وعشق و خویشتن داری گذشت،خدای درون بدخلق ترین ادم ها را بروز داده و برخوردشان تغییرکرده است ۔۔یادم باشد خوب بودن ومهربانی وعشق ورزی ر را در شرایط بد فراموش نکنم یادم باشد باهمگان دروحدت وجود ویکپارچگی را ، یادم باشدانسان بودن و انسانیت دربرخوردباپیروجوان و زن ومرد تغییرنمی کند و جنسیت و ملیت ونژاد و مسلک ودین وایین ملاک برتری نیست ،انسانیت به انسان گونه عمل کردن است نه به انسان گونه شعاردادن۔۔۔وانسانیت جز باتسلیم محض خدابودن وخدامحورانه زندگی کردن محقق نمی شود۔۔۔ یادم باشد خدای درونم را برای رسیدن به امیال خودم انکار نکنم ۔۔یادم باشد۔۔۔۔۔۔#محمدعبادی_سالک #کرو
اگربخواهی می توانی ،،هرانچه را که بخواهی بدست آوری ۔۔
اگرنمی توانی ، شک نکن که نمی خواهی ،،نخواستنی اگاهانه یا ناخودآگاه۔۔
خیلی ازنتوانستن ها از نخواستن های ناخوداگاه سرچشمه میگرد ،، روبه آیینه بنشین وازخود بپرس چرا۔۔؟فقط بپرس چرا؟ وبعدبه پاسخ های ذهنت گوش بده،، شاید هزار دلیل بیاورد اما همه توجیه است ،، وتوبرای توجیه و فرار آفریده نشدی،،توبرای خواستن وخلق کردن و بهره مندی خلق شدی
۔۔
بخواه که بهترین ورژن خودت باشی ،
بخواه تا بشود ۔۔۔
توانا بود هرکه تمرین کند۔۔۔
سهم توخواستن و استمرار و عقب نشینی نکردن، وصدالبته اعتمادو توکل به خدا۔۔۔
سهم خدا هم اجابت کردن ۔۔!!!
۔لیس للانسان الا ماسعی۔۔۔
..لاریب فیه۔۔۔۔۔

#محمدعبادی_سالک #کرو
۔
تنفروکینه ونقرت وخشم و حسادت و احساساتی دیگر اراین جنس ، از #ایگو یا همون #منیت هاست ، وحاصل دشمن قسم خورده ۔۔!!
اگرباور داری که شایسته ارامشی و لایق احساس خوب ، پس منیت را رها کن وبه جنس فطرتت باش ، بخشش و رها کردن را تمرین کن تا به ارامش و صلح درونی برسی۔۔ والبته این‌ مهم جز بااستعانت وکمک خواهی از پروردگارحاصل نمیشود ۔ #کرو
۔آرامش نام در توست اگر دریابی۔۔
#تناسخ
اگربه استناد آموزه های بزرگانی همچون سعدی ومولاناقائل به وحدت وجودباشیم بشریت پیکری واحد باروحی مشترک وفطرتی یکسان است .‌‌.وادمی همچون سلولهای این پیکره مدام در زاد و ولد و مرگ ومیر است اماپیکره بشرو ماهیت وکالبد الهی باروحی نامیرا به حیات خود تاروزی موعود وزندگی جاودان درقالبی خاص ادامه خواهدداد،،اماعملکردهرفرد یاهرسلول بشری جایگاهش رادرعوالم بعدی یاکالبدهای بعدی مشخص می کند ،بطورمعمول اکثرا باعملکردهای اشتباه درون خود جهنمی بوجودمی اورند و دردهای روحی وروانی که موید آن است ،البته فرصت های زیادی برای پاکسازی پیش رو دارند ،،امااگر موفق به درک وپاکسازی نشوند ودرزمان انتقال ازکالبدی به کالبدبعدی هم به پاکسازی کامل نرسنددرکالبدبعدی وعالم بعدی باهمان جهنم درون برانگیخته می شوند ،واین روند درعوالم بعد تکرارمی شود ، لزوماًتناسخ درکالبدفیزبکی مطرح نیست،،اماعوالم بعد وزندگی های بعدی وکالبدهایی تعریف شده خاص خود خواهندداشت ،،چراکه بشرنامیراست ،ازروزازل تاابدجاودان است وبراوست که فطرت الهی وذات خود را همچون نفخه اولیه پاک نگه دارد یا پاک کند تادرفرایندرشد عوالم مختلف به ورژنی که قراراست دست یابد برسد ،البته عرفاو فلاسفه بهترمی توانندگذر ازملکوت وطی طریق درعوالم مختلف تا رسیدن به جایگاه جبروتی انسان را شرح دهند (اگرجایگاهش همین باشد..)،،،این نظریه ودرک شخصی خودم است و البته بسیارکوته بینانه و پرانتقاد،،خوشحال میشم دوستان فرهیخته اصلاح یارد کنند...
#محمدعبادی_سالک
اکنون سالهاست دریافته ام توجهم به هرچیزباشد درزندگی ام متجلی خواهد شد
انچنانکه درگذشته ام این چنین بود و شد هرآنچه نقطه آمالم بود ..
اما چه کنم این دل زیاده خواه را ،
که دگر غیر تو حاجت نکند ..

نه زمین وسوسه ای داد به من
نه زمان هلهله ای گشت به دل ..

آسمان را چه کنم ؟
آسمانی که مرا وعده وصل تو سرود
آسمانی که به دل رخصت پرواز کشید..
.
حالیا مانده خجل بال و پرم
از چه رو مانده به این کالبد زرد و نخیف
آرزویی که تویی
حالیا شعری ز پرواز بگو
شور و شوقی که تویی
عشق من بوسه به پیغام بس است
کوزه ام را بشکن
دشت را سیراب کن
عشق این زنجره وضجه به نور..
روز رافریادکن.........

..#محمدعبادی_سالک
#بداهه_گویی ۱۴/۳/۱۴۰۱
پرنده نیستم ولی توگویی هزاران پرواز درونم جاریست وهمه از تو به تو پریدن وازتوبه تورسیدن است..حالیا رخصت دیدارمعمای توشد .حالیافرصت پرواز خریدار توباد...محمدعبادی
تنهاچیزی که ارامش را دراین هیاهوی غریب و این غربت بی انتهابه ارمغان می آورد عشق است و صدالبته عشق اسمانی ،واعتمادبه خدا،همچون کودکی که دست دردست والد خویش بی هیچ ترس و نگرانی از سعب العبورترین گذرگاهها و طوفانها می گذرد،،
یگانه رمز ارامش و خوشبختی ،پذیرش مصلحت اندیشی خداوند متعال است ،
واین جزبه باور داشتن خیرخواهی خدای بزرگ نیست،،بقول سهراب ::کارمانیست شناسایی راز گل سرخ،کارمااین است که درافسون گل سرخ شناورباشیم...درعشق خدا غوطه خوردن حتی مرگ را هم شیرین می کند..#محمدعبادی_سالک #کرو
.@ebadisalek8krupoem