ارشیواشعارعبادی سالِک(م.کِروُ)جذب اسپانسربرای ۱۰جلداشعارثبت شده کرو
18 subscribers
888 photos
62 videos
6 files
545 links
@salek3ادمین
Download Telegram
Forwarded from مثبت نگری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#افکار #افکارِ_بیمار____تنِ_بیمار__روحِ_بیمار _افکار_سالم__تن_سالم_روح_سالم
#افکارِ_بیمار__عملکرد_بیمارگونه___افکارِ_سالم__عملکرد__صحیح
#افکار_بیمار___گفتار_و_رفتار_بیمارگونه
#افکار_سالم__گفتار_و_رفتار_سالم
#افکارِ_بیمار__زندگیِ_بیمارگونه
#افکار_سالم_زندگی_سالم
#افکار_بیمار___تربیت_بیمارگونه
#افکارِ__سالم__تربیت_سالم
#افکارِ_بیمار__روابط_بیمارگونه
#افکارِ_سالم__روابطِ_سالم
#افکارِ_بیمار____جامعهِ__بیمار
#افکار_سالم___جامعه__سالم....
#افکارِ_بیمار__ارتعاشاتِ_بیمار_بازتاب_منفی
#افکارِ_سالم__ارتعاش_سالم__بازتاب_مثبت‌.‌...
#افکارِ_بیمار__احساسات_بیمارگونه_وناپایدار
#افکارِ_سالم__احساسات_سالم_و_پایدار..الی آخر
باچندمثال بالامی بینیم که افکارمابشدت در شکل گیری دنیای درون وبیرونمان تاثیرگذاراست پس بیاییم به افکارمان وخوراک های فکریمان بیشترازهرچیزدیگراهمیت بدهیم وذهن مترصد منفی گرایی راازمثبت گرایی و زیبابینی سرشارکنیم.....تادنیای مان چه درونی وچه بیرونی زیباترشود..
#محمدعبادی__#سالِک ِروُ
۱۴/۱۱/۱۳۹۸
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
من همان درد درونی که توخودساخته ای
من همان شعله داغی که به خود باخته ای

توهمان ریشهِ زایش که ز من دور شدی
توهمان مخزن عشقی که فراموش شدی
اندکی رحم نما کودک زخمی که منم
اندکی مهرنما عاشق جان را که تویی
اندکی لرزه از این بید پریشان بسِتان
اندکی رام کن این سلسله کوهی که تویی
مهربان باش به جریان شناور که منم
مهربان باش به آدینه وآبی که تویی
#محمدعبادی_#سالِک ِروُ۱۸/۱۱/۱۳۹۸
بداهه تصویری
سبک کرو گراماتیک چندبعدی مفهومی
Forwarded from مثبت نگری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
موج می خواند و
کشتی به عدم می راند...
ناله می زاید و فرهاد
قلم می ساید
توکه معشوقهِ دریایی خدا حکم بده ساحل موعود مرا دریابد
بادبان رفته به قعر
ناخدا هم بیهوش!
عنقریب است که طوفان بزند گردابی ...
اندکی باد موافق برسان
شیدا را ..
#محمدعبادی_سالِک ِروُ
Forwarded from مثبت نگری
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
هیچ کس..
شعر وادیت محمدعبادی سالِک ِروُ
اجرا مجیدفانی
دعوت ازدوستان دکلماتورمتمایل به همکاری و اسپانسر چاپ 10جلداشعارثبت شده و تولید فایل صوتی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
شعرسفر..(مدیتیشن..)
‌‌‌‌خانه کردم درسنگ..
تابه زلزال دلم حکم‌شفاعت بدهد
خانه کردم درآب..
تازلالم کند و فرم پذیری بدهد
خانه کردم درعمق سپیداربلند..
تامرارشددهدهمدم پروازکند
خانه کردم درابر
تامراشوردهد پاک شوم پاک کنم ذهن غم آلود خودم
خانه کردم در مه‌..
تابپوشاندازاین دیده ی اغوازده ام کالبدپوشالی را
خانه کردم درباد
تاکه ملموس کند شعرسفر تاکه تفسیرکندقاب زمان
(باددرگوش دلم واژه ی نامیراخواند..که ابد در ابد از روز ازل ..زایش و مرگ فقط دست به دست می کندت عالم بعد ..توچه می دانی هزارزایش را ..توچه می دانی هزار فرمت و مرگ..!)
خانه کردم درعشق ..آن زمانی که به دل ثبت نمود عرش کبریاءخودش..
صدهزار مژده و تشویق و ..سکوت ..
بازهم رسم سکوت !
بازهم رسم سکوت..
#محمدعبادی سالک میم کِروُ ۵/۶/۱۳۹۹
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
آتشی انداختی بر این دل مِجمر نشان
من حریقم، بهررشدم بازهم هیزم کشان!
بادهاراندی براین کشتی واین دریای سرخ
من غریقم بازهم برسینه ام طوفان فشان!
شامهای تیره تاوقت سحرخواندم تورا
من که بوفم ،بازهم بردیده ام نوری رسان!
لرزه هادادی براین تنها واین صحرای لوت
صدشکافم، باز هم بر این گسل چاکی بران
امشبم از عشق تو خاکسترم بر باد شد
باز هم طالع بزن ققنوس را احیای جان! محمد عبادی سالک
#نی لبک..
بازازنیمه گذرکردشبانگاه شبان
بازهم درعطش صیدهزارفانوسم!
توکجایی ای عشق
بی قرارم یارا..
دل آزرده به رسوایی چه عادت کرده
شعرآشفته ی من طاقت تکثیرفقط ازرخ زیبای تو می گیرد وبس..
نکنددرطپشم لحظه ای غفلت گذرد
نکند درعطشم غفلت وکتمان باشد
وای برلحظه اگر بی تو شناورگردد
وای اگرلعبتی درنقش نقاهت باشد..
شور وتصنیف بخوان باغم رسوایی عشق
زنده کن نی لبکم را به مسیحای خودت..
محمدعبادی سالک۲۵/۷/۹۹(ویرایش )
مجلسی نیست به ویرانه بجز
یادتو و پیله به پرواز شدن
همه رفتندپی جغجغه ها
منم و گنج تو و چلچله ها
بازمحروق شدن
بازصدزایش وصدشعله وصددودشدن
صدهزاربارچو مغروق شدن
دست وپابسته وبرچوبک و مصلوب شدن
صدهزاررنگ وفقط رنگ جنون
باز دلتنگی به این وادی خون
بازبا وهم تو در خواب شدن
بازازخواب تو بیدارشدن
باز پروانگی و بوسه به عشق
بازهم سوختن و شعله براین عود شدن
شعرباران که منم
بازهم طعنه که سیلاب شدن
شعرباران که منم
بازهم طعنه که سیلاب شدن
محمدعبادی سالک
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آینده دروغ است اگرحال نباشد
این قصه بوق است چواحوال نباشد
سرگرم کن این لحظه به شادی وبه نوری
توفیق نباشد اگراین فال نباشد
مشگل همه جاهست بجز مقبره و گور
حلّال زمان باش که حلّال نباشد
بذریست همین لحظه که آینده بسازد
این لحظه شِکر دار !زمان کال نباشد
درزندگی جاری شو وباعشق سفرکن
شوری بده ابلیس پی خال نباشد
محمدعبادی سالک ۴/۸/۱۳۹۹
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
من به اقلیم خود من و به اقلیم وجود
من به اقلیم قیامم و به اقلیم قعود
من به اقلیم شناورشدن و فعل شناگربودن!
وبه اقلیم هوایی که هویت را خواند
وبه اقلیم تنفس که نفس برمن راند
من به اقلیم احد بودن و واحدگشتن
من به اقلیم شرف ،بودن ومشرف ماندن
وبه اقلیم شرافت که برازنده این اشرف شد..
وبه اقلیم بشارت به هزارنور ز تنبور بشر..
من به اقلیم بشربودن خود می بالم
جان به کف بر سر اقلیم بشر می خوانم
بشری درمن ومن دربشری ..
اثری درمن و من دراثری
چه مبارک وردی
چه مبارک سحری
دوربادازنگهم شعرسیاهی
به هزارنورِفروزندهِ از هر اثری
چه مبارک ثمنی
چه مبارک سحری
اینهمه لعل وجواهر که به اقلیم وجودم همه از نور و زری
چه مبارک گنجی
چه مبارک صدفی..
چوب ابلیس به آلودگی رود ولی
خصلت آب روان پاکی وشفاف وتری..
چه مبارک نهری
چه مبارک سفری..
#محمدعبادی سالک میم کرو ۹/۸/۱۳۹۹
بداهه شماره ۳۱۰۱
وحدت وجود
Forwarded from ارشیوجدید عبادی سالک Kru/KVrv (محمدعبادی||;^..^;||سالِک @salek3)
صدهزارقول که اندیشه به زندان بکشم،فکر تو آزاد کنم،
جامه زتن خاک کنم،جامعه را پاک کنم،حیف نشد!
آمدم عشق تورا رام کنم،میکده را خام کنم،بتکده آرام کنم ،فکری بر این جام کنم ،باز نشد!
آمدم فکر تو حاشا بکنم،مردن اندیشه تماشابکنم ،دار زنم ،دار کنم، باز نشد!
آمدم مور شوم،صد تنه در گور شوم،بر دل خود زور شوم،مرده به شیپور شوم،باز نشد!
،،، درد شدم،عاشق دل سرد شدم،زرد شدم، در عطش ریزش این برگ شدم،...وای نشد!
باز شدم،راز شدم،یک تنه در ساز شدم،گریه به آواز شدم،
یک دمل باز شدم،وای نشد!
....
...خاک شدم،پاک شدم،برده تو تاک شدم،هجمه صد چاک شدم،!وااای شدم!
آب شدم ،در صدد خواب شدم ،رخنه به صدقاب(صدف) شدم،در بغلت ناب شدم ...واااای شدم.وااای شدم.
#آیت این عشق تویی
#شعر_دگردیس مرااا..
#عبادی_سالک_بداهه/2065 ویرایش
M.krupoem
#شعر_دگردیس #شعرکِروُ #شعر #ترانه #سپید #مدرن #مینیمال #ترکیبی #مفهومی #عشق #عرفان #تنهایی #انگیزشی #انتقادی #داستانی #فلسفی #فلسفه_بافی #رمانتیک #ژانر_مختلف
#شعرکرو #قندپهلو #چندپهلو #شعرکرو #سبک کرو #شعرمن #اماده_همکاری #فرهنگی #اقتصادی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ده همسایه ما برق نداشت
حارسان گله کفتارشدند
اندکی هم پی تطمیع شغالان رفتند
اندکی هم پی ترمیم، به تطمیع ظرایف شده اند
این وسط گرگ چه آسان زد وبرد
پس چرا سوژه طلبکارشدند
ماکیان هم پی تفسیر همه بر سفره شدند
حالیا فرزانه کیست
حالیا ملعبه چیست
گاوها هم وسط معرکه در خواب شدند
حالیا درد به چند
غیرت مرد به چند
دق کندقصه ز خلخال یهود
حالیا قصه به چند
حالیا مرگ به چند...
#محمدعبادی_سالِک#میم_کِروُ
#شعر_کِروُ#شعر_گراماتیک2157ویرایش#انتقادی#انگیزشی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
محرمی غیرخدا بردل من نیست که نیست
من غریبم به خدا انجمنی نیست که نیست
دوست دارم به سکوت نعرهِ ممتدبکشم
کوهها دشت بیابان ثمری نیست که نیست
اشک ها بردل غمگین بشرباریدم
اشکی ازجنس بشر بردل من نیست که نیست
مردمانم به خم وپیچِ غم ودرد گرفتارشدند
شمع وفانوس وشفاهست ولی نورکه نیست
هاتفم بانگ برآورد خموش ای سالِک
شعله برشمع وجوداست ولی شورکه نیست..
#محمدعبادی سالک بداهه۳۱۰۲
۱۷/۸/۱۳۹۹