#فرصت_پرواز..(#عشق_انقلابی)
انقلابیست به من!
شب آبادی من!
انفجاریست که من!
روز پایانی من..! ..
...توبگو چون تو نیایی چه کنم
فاش کن گرکه نباشی چه شوم
آدمی را که منم
آدمیت بر من...
..زده ام پیله ای از درد شدید
تاکه دگردیس کند
واژه ی پرواز
مرا
وای اگر دست بخیلان زسرم دورشود
یاتونازل بشوی
یا به تو نائل بشوم
من درآغوش تو بایدکه شقایق بشوم..
یاکه دربسترقایق بشوم
توبخوان شعله
خودم صدتنه باطل بشوم..
عشق تا مرز جنون
عاشقی مصدر خون..
..سیلانیست عجیب ....!!
خسته را واننهد
تابه مرادش برسد....
..............#راز را می دانی....
تواگردربت اعظم بشوی صدتنه کافربشوم
..فورانیست ..
که درچشم تو من رام شوم....!!!
توفقط شعله بزن تاکه دگر خام شوم!!
توفقط بادبده #فرصت_پرواز_مرا
توفقط جامبده
یکسره در کام شوم
#عبادی_سالک____م_کِروُ2090/ویرایش
انقلابیست به من!
شب آبادی من!
انفجاریست که من!
روز پایانی من..! ..
...توبگو چون تو نیایی چه کنم
فاش کن گرکه نباشی چه شوم
آدمی را که منم
آدمیت بر من...
..زده ام پیله ای از درد شدید
تاکه دگردیس کند
واژه ی پرواز
مرا
وای اگر دست بخیلان زسرم دورشود
یاتونازل بشوی
یا به تو نائل بشوم
من درآغوش تو بایدکه شقایق بشوم..
یاکه دربسترقایق بشوم
توبخوان شعله
خودم صدتنه باطل بشوم..
عشق تا مرز جنون
عاشقی مصدر خون..
..سیلانیست عجیب ....!!
خسته را واننهد
تابه مرادش برسد....
..............#راز را می دانی....
تواگردربت اعظم بشوی صدتنه کافربشوم
..فورانیست ..
که درچشم تو من رام شوم....!!!
توفقط شعله بزن تاکه دگر خام شوم!!
توفقط بادبده #فرصت_پرواز_مرا
توفقط جامبده
یکسره در کام شوم
#عبادی_سالک____م_کِروُ2090/ویرایش
مثل یک فنجان چای
لب پاشویه عشق..
توقسم خوردی که بی چتر شوی
توقسم خوردی که باران باشی
آب با دسته گلم رفت که رفت
تو قسم خوردی که سامان باشی
پس چرا برف زمستان شده ای
پس چرا توده ی حرمان شده ای
من به این مرثیهِ نفس فراری چه کنم
که نَفَس پر زد ورفت
دل من در قفسش جای گرفت
وای ازاین زخم نمکگیر
که به اندیشه من مهمان است
وای ازاین سوز نفس گیر
که این مرثیه بی پایان است...
چهکسی هست که یک جرعهِ پرواز دهد خواب مرا
تا ز هفت خوان وجودم همه ققنوس شوم
همه دروصف وجودش
تن به خوناب زنم
شعله جانکاه دهم
شاید این کوره زمشعل برهد
شایداین بسترخسته
به غنودن برسد
#بداهه۲۰۳۵
#محمدعبادی_سالِک
#میم_کِروُ_
#شعر_کِروُ
ویرایش۵/۵/۹۸
لب پاشویه عشق..
توقسم خوردی که بی چتر شوی
توقسم خوردی که باران باشی
آب با دسته گلم رفت که رفت
تو قسم خوردی که سامان باشی
پس چرا برف زمستان شده ای
پس چرا توده ی حرمان شده ای
من به این مرثیهِ نفس فراری چه کنم
که نَفَس پر زد ورفت
دل من در قفسش جای گرفت
وای ازاین زخم نمکگیر
که به اندیشه من مهمان است
وای ازاین سوز نفس گیر
که این مرثیه بی پایان است...
چهکسی هست که یک جرعهِ پرواز دهد خواب مرا
تا ز هفت خوان وجودم همه ققنوس شوم
همه دروصف وجودش
تن به خوناب زنم
شعله جانکاه دهم
شاید این کوره زمشعل برهد
شایداین بسترخسته
به غنودن برسد
#بداهه۲۰۳۵
#محمدعبادی_سالِک
#میم_کِروُ_
#شعر_کِروُ
ویرایش۵/۵/۹۸
No: /1400
زندگی درجریان،
زندگانی غوغا
همه ی گیتی درجوش وخروش،
همه در حمدوثنا
آب هامی ریزند،
جوی هادرپی رود،
رودهادرپی دریاشدند،
وبخاروتبخیر،
بادهامی آیند،
ابرهامیزایند،
سبزه هامیرویند،
عشق رامیگویند
وسکون جایزنیست،
وسکون ممکن نیست ،
مگرآدمی که درخواب خوش است،
کوه قدمیکشدومی ریزد،
کُرنشی نیست بجزرازونیاز،
عالمی غرق دعا،
عالمی غرق سجود،
جمله مخلوق شده غرق مناجات وسپاس،
وبدون آزار،
مگرآنکه تحریک ،زآدم باشد،
وبشرسوژه ی خواب ،
وبشربی تمکین،
وبشرغرق نفاق،
دیده ودست ودهان آلوده،
خنجرش غرقِ به خون،
آدمیٓت شده تزویروریا،
وسعادت که شده مال ومنالی که فقط هست وِبال،
#محمدعبادی_سالک_۱۹/۹/۱۳۹۶M.ceropoem
زندگی درجریان،
زندگانی غوغا
همه ی گیتی درجوش وخروش،
همه در حمدوثنا
آب هامی ریزند،
جوی هادرپی رود،
رودهادرپی دریاشدند،
وبخاروتبخیر،
بادهامی آیند،
ابرهامیزایند،
سبزه هامیرویند،
عشق رامیگویند
وسکون جایزنیست،
وسکون ممکن نیست ،
مگرآدمی که درخواب خوش است،
کوه قدمیکشدومی ریزد،
کُرنشی نیست بجزرازونیاز،
عالمی غرق دعا،
عالمی غرق سجود،
جمله مخلوق شده غرق مناجات وسپاس،
وبدون آزار،
مگرآنکه تحریک ،زآدم باشد،
وبشرسوژه ی خواب ،
وبشربی تمکین،
وبشرغرق نفاق،
دیده ودست ودهان آلوده،
خنجرش غرقِ به خون،
آدمیٓت شده تزویروریا،
وسعادت که شده مال ومنالی که فقط هست وِبال،
#محمدعبادی_سالک_۱۹/۹/۱۳۹۶M.ceropoem
https://www.instagram.com/p/B0wTZTZhtoU/?igshid=rzc263sfeh2y
#دگردیسی4 #لجن:کام دنیا صد لجن داشت و من
در لجن زار غنودم شب و روز
و سرودم یک عمر
خواهش نفسانی را..!!
این لجن زار کجا باغچه شد!؟
من کجا بی خودِ از خود شدم و گل دادم!
من کجا از ته یک چاه
رسیدم به تو و دست به یک پل دادم!؟
(..درد بر عشق تو آبستن بود
مرگ از عشق تو روئین تن بود)
لحظه ای شد که دگر خورد شدم زیر فشار
لحظه ی ردشدن از مستی کاذب و شعور!
لحظه ی دام طنیدن به غرور
لحظه ی رد شدن از خویش و عبور
لحظه ی ناب حضور
لحظه ی ناب حضور..
..من هزار اشکِ پر از بوسه به این لحظه ی پرشور نثارت کردم
#من_فقط_اندکی_از_خواهش_این_نفس____فدایت_کردم
سر و جان پیشکشت
اندکی نفس لعین را به اسارت بکشان
نفسم پیشکشت
اندکی بر قفسم نفحه ی جاوید اساطیری انسان برسان
#محمدعبادی_سالِک #میم_کِروُ_
No:/3003
Date:13/3/1398
از سری کتابهای دگردیسی جلد11در دست تالیف
#دگردیسی4 #لجن:کام دنیا صد لجن داشت و من
در لجن زار غنودم شب و روز
و سرودم یک عمر
خواهش نفسانی را..!!
این لجن زار کجا باغچه شد!؟
من کجا بی خودِ از خود شدم و گل دادم!
من کجا از ته یک چاه
رسیدم به تو و دست به یک پل دادم!؟
(..درد بر عشق تو آبستن بود
مرگ از عشق تو روئین تن بود)
لحظه ای شد که دگر خورد شدم زیر فشار
لحظه ی ردشدن از مستی کاذب و شعور!
لحظه ی دام طنیدن به غرور
لحظه ی رد شدن از خویش و عبور
لحظه ی ناب حضور
لحظه ی ناب حضور..
..من هزار اشکِ پر از بوسه به این لحظه ی پرشور نثارت کردم
#من_فقط_اندکی_از_خواهش_این_نفس____فدایت_کردم
سر و جان پیشکشت
اندکی نفس لعین را به اسارت بکشان
نفسم پیشکشت
اندکی بر قفسم نفحه ی جاوید اساطیری انسان برسان
#محمدعبادی_سالِک #میم_کِروُ_
No:/3003
Date:13/3/1398
از سری کتابهای دگردیسی جلد11در دست تالیف
Instagram
عبادی سالک م کرو شاعرپیج هشتم
(#دگردیسی4 ) #لجن::::کام دنیا صد لجن داشت و من در لجن زار غنودم شب و روز و سرودم یک عمر خواهش نفسانی را..!! این لجن زار کجا باغچه شد!؟ من کجا بی خودِ از خود شدم و گل دادم! من کجا از ته یک چاه رسیدم به تو و دست به یک پل دادم!؟ (..درد بر عشق تو آبستن بود مرگ…
https://www.instagram.com/p/B06r2AVB-3Q/?igshid=1s0nfjwrxwwcb
/3004
غزلم سرد شده
اندکی تب برسان بر تن این بیماری
اندکی شعله به آشفتگی ام
اندکی بی عاری
خط به خط شعله زدم کالبدی را که ز آغشتگی بیزارشده
اندکی آب بده روح مرا
اندکی هوشیاری
به گمانم که دگر نوبت توست
تا به بی خوابی من شعرغنودن بدهی
اندکی طرفهِ نور
اندکی بیداری
تو بیا ورطهِ من را به شفاعت برسان
تاکه در عشق تو تکثیر شود
اندکی شعله و شور
اندکی بی تابی
صدهزار اینه مغضوب شده
مات و کدر
اندکی تطهیرکن
اندکی بینایی...
۱۵/۳/۱۳۹۸
#محمدعبادی_سالِک
#میم_کِروُ_
#سبک_کرو #مفهومی #دیدگاهی #ترکیبی #عشق #عرفان #فلسفه #منطق
#سبک_کرو #گراماتیک
/3004
غزلم سرد شده
اندکی تب برسان بر تن این بیماری
اندکی شعله به آشفتگی ام
اندکی بی عاری
خط به خط شعله زدم کالبدی را که ز آغشتگی بیزارشده
اندکی آب بده روح مرا
اندکی هوشیاری
به گمانم که دگر نوبت توست
تا به بی خوابی من شعرغنودن بدهی
اندکی طرفهِ نور
اندکی بیداری
تو بیا ورطهِ من را به شفاعت برسان
تاکه در عشق تو تکثیر شود
اندکی شعله و شور
اندکی بی تابی
صدهزار اینه مغضوب شده
مات و کدر
اندکی تطهیرکن
اندکی بینایی...
۱۵/۳/۱۳۹۸
#محمدعبادی_سالِک
#میم_کِروُ_
#سبک_کرو #مفهومی #دیدگاهی #ترکیبی #عشق #عرفان #فلسفه #منطق
#سبک_کرو #گراماتیک
Instagram
عبادی سالک م کرو شاعرپیج هشتم
/3004 غزلم سرد شده اندکی تب برسان بر تن این بیماری اندکی شعله به آشفتگی ام اندکی بی عاری خط به خط شعله زدم کالبدی را که ز آغشتگی بیزارشده اندکی آب بده روح مرا اندکی هوشیاری به گمانم که دگر نوبت توست تا به بی خوابی من شعرغنودن بدهی اندکی طرفهِ نور اندکی بیداری…
https://www.instagram.com/p/B1E7iqWh0KV/?igshid=1e1aiu3xpr34r
https://www.instagram.com/p/B1E7iqWh0KV/?igshid=1e1aiu3xpr34r
/3005
#پارادوکس #عشق #عصیان3 : یاازاهالی تاریکی بود ،یا قرار بود به زایش برسد
درست نمی دانم
ولی می دانم همچون ماه ،صدرنشین محفل رندان بود..
ناگهان گفت #پارادوکس!
ناگهان هم نگهش دوخت به من!
اندکی خرج نمود طعنه ناکام مرا،
برخروشیدوبگفت؛
#گشته_ای_روبه_عدم_تا_ز_عدم_دور_شوی؟این دگر یعنی چه!!
اندکی مرزنشین واژه ی #نسیان باش
گاه هم، همبازی انسان باش
تو فقط شعربگو،،،
همه ی شهر مریدتوشوند
بی خیالِ #عصیان، !
تو فقط #انسان باش!..
گفتمش: شوروشیدایی صدلالهِ وارونه ز من، دشت آلاله وعاشق پروری هم با تو..
همه ی عشق همین است !!..
قلمم سرخ شرابی بدهد کام تورا
باز دربانگ بیامدتابه کی حرف وشعار،تو فقط شعربباف!
نگهم گفت به او:تاکه پایدارشودعشق به عصیان زدگی در دل تو
شاید آن شبنم عاشق بغل برگ شود
یا که این هاگ خروشان تا به افلاک رود..
..دیده اش خیس شد و لرزشی ریخت برون...
همه اضلاع تنش یکسره دربادشدند
ناگهان خندهِ مستانه و اشک!!..
ناگهان یک جمله::...
#زایشی_بود_که_حاصل_گردید_____من_دگر___عاشق_عصیان_شده ام
#محمد_عبادی_سالِک
#میم_کِروُ
از سروده های منتشر نشده
#سبک_کرو #گراماتیک #ترکیبی #عشق #عرفان #فلسفه #منطق #انگیزشی #انتقادی و #تنهایی_
https://www.instagram.com/p/B1E7iqWh0KV/?igshid=1e1aiu3xpr34r
/3005
#پارادوکس #عشق #عصیان3 : یاازاهالی تاریکی بود ،یا قرار بود به زایش برسد
درست نمی دانم
ولی می دانم همچون ماه ،صدرنشین محفل رندان بود..
ناگهان گفت #پارادوکس!
ناگهان هم نگهش دوخت به من!
اندکی خرج نمود طعنه ناکام مرا،
برخروشیدوبگفت؛
#گشته_ای_روبه_عدم_تا_ز_عدم_دور_شوی؟این دگر یعنی چه!!
اندکی مرزنشین واژه ی #نسیان باش
گاه هم، همبازی انسان باش
تو فقط شعربگو،،،
همه ی شهر مریدتوشوند
بی خیالِ #عصیان، !
تو فقط #انسان باش!..
گفتمش: شوروشیدایی صدلالهِ وارونه ز من، دشت آلاله وعاشق پروری هم با تو..
همه ی عشق همین است !!..
قلمم سرخ شرابی بدهد کام تورا
باز دربانگ بیامدتابه کی حرف وشعار،تو فقط شعربباف!
نگهم گفت به او:تاکه پایدارشودعشق به عصیان زدگی در دل تو
شاید آن شبنم عاشق بغل برگ شود
یا که این هاگ خروشان تا به افلاک رود..
..دیده اش خیس شد و لرزشی ریخت برون...
همه اضلاع تنش یکسره دربادشدند
ناگهان خندهِ مستانه و اشک!!..
ناگهان یک جمله::...
#زایشی_بود_که_حاصل_گردید_____من_دگر___عاشق_عصیان_شده ام
#محمد_عبادی_سالِک
#میم_کِروُ
از سروده های منتشر نشده
#سبک_کرو #گراماتیک #ترکیبی #عشق #عرفان #فلسفه #منطق #انگیزشی #انتقادی و #تنهایی_
Instagram
عبادی سالک م کرو شاعرپیج هشتم
/3005 #پارادوکس #عشق #عصیان3 : یاازاهالی تاریکی بود ،یا قرار بود به زایش برسد درست نمی دانم ولی می دانم همچون ماه ،صدرنشین محفل رندان بود.. ناگهان گفت #پارادوکس! (تکه کلامی طعنه الود که درخلوت خرج من می کرد) ناگهان هم نگهش دوخت به من! اندکی خرج نمود طعنه…
/3006 /31/5/1398 بداهه #کربن
شعر من خوب نشد
باز هم زاویه در زاویه ام
باز هم ابرک تیره
بازهم تندری بی ناحیه ام
بازهم ضجه به زانو و به سلول و تنم
باز هم در افقی بسته و بی قافیه ام..
این همه داد تو دادم خلاء ام بسته نشد
این همه شعر تو گفتم ضربانی نرسید
باز مجذوب چلیپای توام
باز در شعب توام
من که از عشق تو گفتم پس چرا جاذبه بی کار شده!
من که تسلیم تو هستم پس چرا فلسفه بی عار شده !
بازهم سوی توام
باز در کوی توام
کربنی خسته به اقلیم وجود
باز در جوی توام
باز در جوی توام
#محمدعبادی سالک #میم_کرو
شعر من خوب نشد
باز هم زاویه در زاویه ام
باز هم ابرک تیره
بازهم تندری بی ناحیه ام
بازهم ضجه به زانو و به سلول و تنم
باز هم در افقی بسته و بی قافیه ام..
این همه داد تو دادم خلاء ام بسته نشد
این همه شعر تو گفتم ضربانی نرسید
باز مجذوب چلیپای توام
باز در شعب توام
من که از عشق تو گفتم پس چرا جاذبه بی کار شده!
من که تسلیم تو هستم پس چرا فلسفه بی عار شده !
بازهم سوی توام
باز در کوی توام
کربنی خسته به اقلیم وجود
باز در جوی توام
باز در جوی توام
#محمدعبادی سالک #میم_کرو
/3007
#کربن_مست
سحری تازه رسید
نغمه ای تازه به اندام طبیعت پاشید
و نسیم ازملکوت آمد و بر پیکره ام بوسه سرود
دستهایم به تکامل سوی اقلیم ثریا پیچید
رعشه بر قامت مجنون پریشان افتاد
رقص عرفان در مو گویش شیوایی بود
میلی در پوست بیفتاد که شیدایی بود
شعف افتاد به این کالبد و جلد نحیف
برهوتی که دگر مرد وبه تاریخ رسید
و #دگردیسی به این پیلهِ پرواز نشست...
..تیره گی، درد، پلشتی ،سختی.
همگی وَرز به هر کربن مست
عاشقی بود که از هر طرف اندیشهِ #الماس سرود
خبرازراه رسید
مژده داد فصل شکوفایی ابناءبشر
مژده داد فصل شکوفایی هر انسان را
مژده داد هوش بدار نام تو انسان باشد
(از سروده های منتشرنشده جلد۱۱دگردیسی)
#محمدعبادی_سالک #میم_کرو
3/6/1398
#کربن_مست
سحری تازه رسید
نغمه ای تازه به اندام طبیعت پاشید
و نسیم ازملکوت آمد و بر پیکره ام بوسه سرود
دستهایم به تکامل سوی اقلیم ثریا پیچید
رعشه بر قامت مجنون پریشان افتاد
رقص عرفان در مو گویش شیوایی بود
میلی در پوست بیفتاد که شیدایی بود
شعف افتاد به این کالبد و جلد نحیف
برهوتی که دگر مرد وبه تاریخ رسید
و #دگردیسی به این پیلهِ پرواز نشست...
..تیره گی، درد، پلشتی ،سختی.
همگی وَرز به هر کربن مست
عاشقی بود که از هر طرف اندیشهِ #الماس سرود
خبرازراه رسید
مژده داد فصل شکوفایی ابناءبشر
مژده داد فصل شکوفایی هر انسان را
مژده داد هوش بدار نام تو انسان باشد
(از سروده های منتشرنشده جلد۱۱دگردیسی)
#محمدعبادی_سالک #میم_کرو
3/6/1398
دیدمش جای مگو ،
گفتمش چیست چرا حیرانی،
گفت در کِسوت اموات شدم،
گفتمش خرده مگیر جان دلم قالب اشباح چرا !
گفت ای دوست چرا بخت سیاه و سرِمن ،
مرگ بیفتاده به این پیکر من..
گفتمش دست خود توست که بد خوان شده ای
گفت اعمال پسندیده ز من بسیار است ..
گفتمش نیت تو نزدخدای تو مقبول ولی ،
فکر و اندیشه چرا سیطره ی بطلان است !؟ ..
روبه من گفت که پستوی مرا کی زده ای. گفتمش لحن خود توست بلا خوان شده ای
رو به من گفت بیا معجزه کن ..
گفتمش کفر نگو فکر به مثبت بله کن
گفت تکبیر بخوان بر تن من ،
فکر خوش الحان یَله کن
گفتمش در تله افتاد چو اندیشه فقط عشق خدا بر تله کن ،
برو بر قله این سنگ نشین
لعن این هرمله کن..
اندکی خنده نما
اندکی هلهله کن
گفت منشور ضمائم شده ای یا که پازل می سازی
اخم کردم که فقط هلهله کن
گفتمش بر نوک اندیشه خود داد بزن رنگ افکار خودت را یَله کن
قسمم داد دگر فالش نزن فاش بگو
گفتمش فالش چرا فاش ببین
هرچه اندیشه کنی رنگ به رنگ همگی کِش سان است
همگی مرتجع است
همگی در کنش و واکنش است
همه پژواک شود بر تن و اندیشه و بر زندگیت چند به چند..
گر به کفران تو بیندیشی به تو درد دهد
گر که شاکر باشی شعر پریدن بدهد
تو بگو غنچه تورا عشق شکفتن بدهد
تو بگو روزنه تا فرصت پرواز دهد
روبه من گفت فقط یک کلمه "راز"بگو
گفتمش :راز را می دانی
خنده کنی خنده دهد
اخم کنی اخم دهد
..در قوانین نظام است به این عالم هستی
که عودت بدهد هرچه در ذهن تو جولان بدهد
کائنات مزرعه ای بهر من و توست عزیز
بذر گندم به تو گندم بدهد بذر جو جو بدهد
روشن اندیشی به تو کثرت روشن بدهد
مرده اندیشی و کج فهمی فقط کسوت اموات دهد...
#بداهه3100 ۱۴/۶/۱۳۹۸
#محمدعبادی_سالک #میم_کرو
گفتمش چیست چرا حیرانی،
گفت در کِسوت اموات شدم،
گفتمش خرده مگیر جان دلم قالب اشباح چرا !
گفت ای دوست چرا بخت سیاه و سرِمن ،
مرگ بیفتاده به این پیکر من..
گفتمش دست خود توست که بد خوان شده ای
گفت اعمال پسندیده ز من بسیار است ..
گفتمش نیت تو نزدخدای تو مقبول ولی ،
فکر و اندیشه چرا سیطره ی بطلان است !؟ ..
روبه من گفت که پستوی مرا کی زده ای. گفتمش لحن خود توست بلا خوان شده ای
رو به من گفت بیا معجزه کن ..
گفتمش کفر نگو فکر به مثبت بله کن
گفت تکبیر بخوان بر تن من ،
فکر خوش الحان یَله کن
گفتمش در تله افتاد چو اندیشه فقط عشق خدا بر تله کن ،
برو بر قله این سنگ نشین
لعن این هرمله کن..
اندکی خنده نما
اندکی هلهله کن
گفت منشور ضمائم شده ای یا که پازل می سازی
اخم کردم که فقط هلهله کن
گفتمش بر نوک اندیشه خود داد بزن رنگ افکار خودت را یَله کن
قسمم داد دگر فالش نزن فاش بگو
گفتمش فالش چرا فاش ببین
هرچه اندیشه کنی رنگ به رنگ همگی کِش سان است
همگی مرتجع است
همگی در کنش و واکنش است
همه پژواک شود بر تن و اندیشه و بر زندگیت چند به چند..
گر به کفران تو بیندیشی به تو درد دهد
گر که شاکر باشی شعر پریدن بدهد
تو بگو غنچه تورا عشق شکفتن بدهد
تو بگو روزنه تا فرصت پرواز دهد
روبه من گفت فقط یک کلمه "راز"بگو
گفتمش :راز را می دانی
خنده کنی خنده دهد
اخم کنی اخم دهد
..در قوانین نظام است به این عالم هستی
که عودت بدهد هرچه در ذهن تو جولان بدهد
کائنات مزرعه ای بهر من و توست عزیز
بذر گندم به تو گندم بدهد بذر جو جو بدهد
روشن اندیشی به تو کثرت روشن بدهد
مرده اندیشی و کج فهمی فقط کسوت اموات دهد...
#بداهه3100 ۱۴/۶/۱۳۹۸
#محمدعبادی_سالک #میم_کرو
ارشیواشعارعبادی سالِک(م.کِروُ)جذب اسپانسربرای ۱۰جلداشعارثبت شده کرو
دیدمش جای مگو ، گفتمش چیست چرا حیرانی، گفت در کِسوت اموات شدم، گفتمش خرده مگیر جان دلم قالب اشباح چرا ! گفت ای دوست چرا بخت سیاه و سرِمن ، مرگ بیفتاده به این پیکر من.. گفتمش دست خود توست که بد خوان شده ای گفت اعمال پسندیده ز من بسیار است .. گفتمش نیت تو…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شعر زیبا شور زیبا مهر تو
عاشقان و عارفان در فکر تو
روزگارم را رقم دادی به درد
دردهای من همه در ذکر تو
#محمدعبادی_سالک
عاشقان و عارفان در فکر تو
روزگارم را رقم دادی به درد
دردهای من همه در ذکر تو
#محمدعبادی_سالک
#کارمای_اجدادی چیست وچه نقش مثبت یا منفی در زندگی ما دارد
لطفا برای تبادل اطلاعات به پی وی مراجعه کنید منتظرتجربیات شما عزیزان هستم
@salek3
@kru1971
لطفا برای تبادل اطلاعات به پی وی مراجعه کنید منتظرتجربیات شما عزیزان هستم
@salek3
@kru1971
ارشیواشعارعبادی سالِک(م.کِروُ)جذب اسپانسربرای ۱۰جلداشعارثبت شده کرو
#کارمای_اجدادی چیست وچه نقش مثبت یا منفی در زندگی ما دارد لطفا برای تبادل اطلاعات به پی وی مراجعه کنید منتظرتجربیات شما عزیزان هستم @salek3 @kru1971
#کارمای_اجدادی
در جهان هستی هر چیزی #انرژی است وهمانطور که رنگ چشم و رفتارهای شما از اجداد شما قابل انتقال به شما هستند از نظر انرژی هم ما با اجدادمان #پیوستگی انرژی داریم و این انرژی از خانواده ما هم به #روح و هم به #جسم ما قابلیت انتقال دارند و این تصادفی نیست که ما انتخاب کرده ایم که در این خانواده به دنیا بیاییم. گاهی حتی اجداد ما راهنمایان روحی ما می توانند باشند
ما به عنوان فرزند خانواده مان حامل دی ان آی خانوادگی هستیم و با این انرژی به دنیا آمده ایم و با آگاهی از آنچه حامل آن هستیم ، اگر انسداد باشند ، می توانیم در صدد رفع آن برآییم ، چون جهان هستی از ما آگاه شدن می خواهد. ما روی زمین آمده ایم تا آگاهی ما آنقدر بزرگ شود که به ارتعاش آگاهی برتر برسد.ممکن است شما و والدین تان در گذشته با هم درس هایی داشته اید که یاد نگرفته اید ، شاید به هم آسیب زده باشید ، به عنوان مثال شاید شما در گذشته قربانی شرایطی شده اید که تاثیرات پایدار در کل خانواده گذاشته اند و این تاثیرات در همه فرزندان باقی مانده اند و حل نشده اند(مثال داستان معروف جک و لوبیای سحرآمیز که فیلمش رو خیلی ها دیدند) و بصورت بیماری های روحی به نسل بعد هم در حال انتقال هستند. همینطور الگوهای تفکری که نسل اندر نسل ازطریق خانواده منتقل شده اند و همینطور انرژی هایی که نسل اندر نسل به خانواده منتقل شده اند. به عنوان مثال افرادی که لعنت و نفرین و تاثیر جادو از نسلهای قبلی به آنها و خانواده آنها رسیده و همچنان در خانواده باقی است. چون این گونه عملکردها کارماهای سنگینی از خود به جا میگزارند که میتوانند روی نسل های بعدی شان تاثیرگزار باشد. زمین مثل دانشگاهی است که شما قبل از شروع ترم واحدهای خود را انتخاب می کنید. پس اگر اینجا هستید و این مطالب را می خوانید شاید زمان این آگاهی برای شما فرا رسیده و می توانید به عمق درک و آگاهی برسید و از انرژی هایی که از خانواده به شما منتقل شده خودتان را آزاد کنید و ارتباط انرژتیکی خود را قطع کنید. آگاه شدن شما این انرژی ها و تصمیم برای رهایی شما را آزاد می کند. تا در وادی شناخت و آگاهی از درس های زندگی تان قرار بگیرید و آن زمان که آگاه شوید بسوی عبور از این مرحله هدایت میشوید و از زنجیرهای روح آزاد و رها می شوید. چون جهان هستی به دنبال مجازات شما نیست بلکه می خواهد شما به مرحله فراتری از آگاهی دست پیدا کنید و آن هنگام است که روی مرکز قدرت خود می ایستید و هر آنچه در ارتعاش پایین تری از شماست زیر پای شما قرار می گیرد.. فراموش نکنید دنیای بیرون انعکاس دنیای درون شماست و آن هنگام که دنیای درون شما تغییر کند رفتارهای شما و هم رفتار های محیط نسبت به شما تغییر خواهد کرد
چنانچه مشخصات زیر را داشته باشید جزو این گروه خاص محسوب میشوید
شیوع بیماریهای فیزیکی مزمن بخصوص بیماری های وراثتی در آنها و خانواده نسبی آنها
بیماریهای روانی در شخص و تعدادی از اعضای خانواده
فلاکت و بدبختی خانوادگی از قبیل فقر و اعتیاد ( همه اعضای خانواده به نحوی درگیر مشکلات پی در پی و نا تمام هستند)
عدم تعادل عصبی افراد خانواده و آشوب ها و رفتارهای تهاجمی غیر قابل کنترل و اغلب بدون دلیل موجّه
تکرار طلاق در نسلهای مختلف یک خانواده و سقط های مکرر
احساس ندای درونی و دریافت الهام مبنی بر وجود لعنت و طلسم خانوادگی
علیرغم تلاش های زیاد و کار سخت نتیجه ای حاصل نمیشود و همیشه موانع سر راه موجود هستند.
یکی از دلایل بالا کفایت میکند، نیاز به داشتن همه آنها نیست
جهان هستی می خواهد شما آگاهی پیدا کنید و وقتی آگاهی پیدا کنید با قدرت و اعتماد به نفس جهت بازکردن این گره های انرژی همت می کنید. حتی خود جهان هستی شما را به سویی هدایت می کند تا شما بتوانید با این ترس ها و منفی ها روبرو شوید و بر آنها غالب شوید و بر فراز آنها بایستید و از آنها آزاد شوید. اما نکته مهم این است که نباید از آنها فرار کنید. به محض اینکه آگاهی عمیق توسط خود شما حاصل شود مطمئن باشید ذهن شما مسیر پاکسازی و بلوغ را ایجاد و طی می کند و اساتید روحی تان راهنمایی تان می کنند.چون اولین مرحله شفا مرحله بیداریست و شما مرحله بیداری را طی کرده اید. از سوی دیگر وقتی ما اجدادمان را می بخشیم کمک به تکامل روح آنها می کنیم و متقابلا آنها به ما در سفر زندگی کمک می کنند. فراموش نکنید ما و اجدادمان در هم گره خورده ایم چون داستان زندگی ما فقط مربوط به این دوره از زندگی نیست ، اما قادرهستیم با اراده و آگاهی به مرحله دریافت شفا برسیم.
🆔 @httpscero2015
در جهان هستی هر چیزی #انرژی است وهمانطور که رنگ چشم و رفتارهای شما از اجداد شما قابل انتقال به شما هستند از نظر انرژی هم ما با اجدادمان #پیوستگی انرژی داریم و این انرژی از خانواده ما هم به #روح و هم به #جسم ما قابلیت انتقال دارند و این تصادفی نیست که ما انتخاب کرده ایم که در این خانواده به دنیا بیاییم. گاهی حتی اجداد ما راهنمایان روحی ما می توانند باشند
ما به عنوان فرزند خانواده مان حامل دی ان آی خانوادگی هستیم و با این انرژی به دنیا آمده ایم و با آگاهی از آنچه حامل آن هستیم ، اگر انسداد باشند ، می توانیم در صدد رفع آن برآییم ، چون جهان هستی از ما آگاه شدن می خواهد. ما روی زمین آمده ایم تا آگاهی ما آنقدر بزرگ شود که به ارتعاش آگاهی برتر برسد.ممکن است شما و والدین تان در گذشته با هم درس هایی داشته اید که یاد نگرفته اید ، شاید به هم آسیب زده باشید ، به عنوان مثال شاید شما در گذشته قربانی شرایطی شده اید که تاثیرات پایدار در کل خانواده گذاشته اند و این تاثیرات در همه فرزندان باقی مانده اند و حل نشده اند(مثال داستان معروف جک و لوبیای سحرآمیز که فیلمش رو خیلی ها دیدند) و بصورت بیماری های روحی به نسل بعد هم در حال انتقال هستند. همینطور الگوهای تفکری که نسل اندر نسل ازطریق خانواده منتقل شده اند و همینطور انرژی هایی که نسل اندر نسل به خانواده منتقل شده اند. به عنوان مثال افرادی که لعنت و نفرین و تاثیر جادو از نسلهای قبلی به آنها و خانواده آنها رسیده و همچنان در خانواده باقی است. چون این گونه عملکردها کارماهای سنگینی از خود به جا میگزارند که میتوانند روی نسل های بعدی شان تاثیرگزار باشد. زمین مثل دانشگاهی است که شما قبل از شروع ترم واحدهای خود را انتخاب می کنید. پس اگر اینجا هستید و این مطالب را می خوانید شاید زمان این آگاهی برای شما فرا رسیده و می توانید به عمق درک و آگاهی برسید و از انرژی هایی که از خانواده به شما منتقل شده خودتان را آزاد کنید و ارتباط انرژتیکی خود را قطع کنید. آگاه شدن شما این انرژی ها و تصمیم برای رهایی شما را آزاد می کند. تا در وادی شناخت و آگاهی از درس های زندگی تان قرار بگیرید و آن زمان که آگاه شوید بسوی عبور از این مرحله هدایت میشوید و از زنجیرهای روح آزاد و رها می شوید. چون جهان هستی به دنبال مجازات شما نیست بلکه می خواهد شما به مرحله فراتری از آگاهی دست پیدا کنید و آن هنگام است که روی مرکز قدرت خود می ایستید و هر آنچه در ارتعاش پایین تری از شماست زیر پای شما قرار می گیرد.. فراموش نکنید دنیای بیرون انعکاس دنیای درون شماست و آن هنگام که دنیای درون شما تغییر کند رفتارهای شما و هم رفتار های محیط نسبت به شما تغییر خواهد کرد
چنانچه مشخصات زیر را داشته باشید جزو این گروه خاص محسوب میشوید
شیوع بیماریهای فیزیکی مزمن بخصوص بیماری های وراثتی در آنها و خانواده نسبی آنها
بیماریهای روانی در شخص و تعدادی از اعضای خانواده
فلاکت و بدبختی خانوادگی از قبیل فقر و اعتیاد ( همه اعضای خانواده به نحوی درگیر مشکلات پی در پی و نا تمام هستند)
عدم تعادل عصبی افراد خانواده و آشوب ها و رفتارهای تهاجمی غیر قابل کنترل و اغلب بدون دلیل موجّه
تکرار طلاق در نسلهای مختلف یک خانواده و سقط های مکرر
احساس ندای درونی و دریافت الهام مبنی بر وجود لعنت و طلسم خانوادگی
علیرغم تلاش های زیاد و کار سخت نتیجه ای حاصل نمیشود و همیشه موانع سر راه موجود هستند.
یکی از دلایل بالا کفایت میکند، نیاز به داشتن همه آنها نیست
جهان هستی می خواهد شما آگاهی پیدا کنید و وقتی آگاهی پیدا کنید با قدرت و اعتماد به نفس جهت بازکردن این گره های انرژی همت می کنید. حتی خود جهان هستی شما را به سویی هدایت می کند تا شما بتوانید با این ترس ها و منفی ها روبرو شوید و بر آنها غالب شوید و بر فراز آنها بایستید و از آنها آزاد شوید. اما نکته مهم این است که نباید از آنها فرار کنید. به محض اینکه آگاهی عمیق توسط خود شما حاصل شود مطمئن باشید ذهن شما مسیر پاکسازی و بلوغ را ایجاد و طی می کند و اساتید روحی تان راهنمایی تان می کنند.چون اولین مرحله شفا مرحله بیداریست و شما مرحله بیداری را طی کرده اید. از سوی دیگر وقتی ما اجدادمان را می بخشیم کمک به تکامل روح آنها می کنیم و متقابلا آنها به ما در سفر زندگی کمک می کنند. فراموش نکنید ما و اجدادمان در هم گره خورده ایم چون داستان زندگی ما فقط مربوط به این دوره از زندگی نیست ، اما قادرهستیم با اراده و آگاهی به مرحله دریافت شفا برسیم.
🆔 @httpscero2015