دلخوشم جرعه ای ازباران را
ونترسم تن من را بزند شلاقی
من زمینم انعکاسم راببین
ماه دربرکه من خوابیده
...
#عبادی_سالک_بداهه1453/ 28/12/96
ونترسم تن من را بزند شلاقی
من زمینم انعکاسم راببین
ماه دربرکه من خوابیده
...
#عبادی_سالک_بداهه1453/ 28/12/96
م_عبادی(سالِک/cero):
#ماشینیسیمی به نام انسان
ماشینی #ترکیبی
ماشینی #چن بعدی
ماشینی با#احساس
ماشینی #تکوینی
..
شک ندارم که خدا هم شاعراست
پرخلاقیت وذوق
ونبوغی برتر..
من به اندیشه اومدیون است
چه شگفت ساخته من
هم ماهی دریایش
هم برکه ی شیدایش
هم ذره به هرذره
هم موج به هرموجش
نوع به نوع رنگ به رنگ شکل مادردرمن
نوع به نوع رنگ به رنگ شکل مادربرمن
نوع به نوع رنگ به رنگ شکل مادر خودمن
نوع به نوع رنگ به رنگ درپی مادر من
.....#دنباله دار..
#عبادی_سالک_بداهه1470/ ۱/۱/۱۳۹۷ نوروزتان پیروز هرروزتان نوروز
#آفرینش#انسان#من#عشق#عرفان#فلسفه#منطق#شعور#احساس#افکار#اندیشه#خرد#تکوینی#تشریحی#تربیتی#ترویجی
#من_جهانم_تربیت_چون
#او_جهانا _تربیتها
#معماری _شخصیت
#ماشینیسیمی به نام انسان
ماشینی #ترکیبی
ماشینی #چن بعدی
ماشینی با#احساس
ماشینی #تکوینی
..
شک ندارم که خدا هم شاعراست
پرخلاقیت وذوق
ونبوغی برتر..
من به اندیشه اومدیون است
چه شگفت ساخته من
هم ماهی دریایش
هم برکه ی شیدایش
هم ذره به هرذره
هم موج به هرموجش
نوع به نوع رنگ به رنگ شکل مادردرمن
نوع به نوع رنگ به رنگ شکل مادربرمن
نوع به نوع رنگ به رنگ شکل مادر خودمن
نوع به نوع رنگ به رنگ درپی مادر من
.....#دنباله دار..
#عبادی_سالک_بداهه1470/ ۱/۱/۱۳۹۷ نوروزتان پیروز هرروزتان نوروز
#آفرینش#انسان#من#عشق#عرفان#فلسفه#منطق#شعور#احساس#افکار#اندیشه#خرد#تکوینی#تشریحی#تربیتی#ترویجی
#من_جهانم_تربیت_چون
#او_جهانا _تربیتها
#معماری _شخصیت
می دانم
تونیایی ای عشق
کوچه ها
شهر
اتاق
همگی تاریک است
می دانم
تونباشی
گذرخلوت بن بست دلم
باریک است
می دانم
تونخوانی
عبورنیست مرا
جاده تامقصدعشق
همچنان تاریک است
#عبادی_سالک_بداهه1471/ /۱/۱/۹۷
تونیایی ای عشق
کوچه ها
شهر
اتاق
همگی تاریک است
می دانم
تونباشی
گذرخلوت بن بست دلم
باریک است
می دانم
تونخوانی
عبورنیست مرا
جاده تامقصدعشق
همچنان تاریک است
#عبادی_سالک_بداهه1471/ /۱/۱/۹۷
همه مسئله این است میان من وتو
توخموش گشتی به من
من به فریاد تو دل
توگریزان ازمن
من گریزان ازدل
همه مسئله این است میان من وتو
توکه غایب ،تشت خونت حاضر..
منم آن مشعل سوزان
مضمحل درنِگهت ..
منم آن سرب فروزان
مشتعل برقدمت...
توگریزان ازمن
من گریز ازبدنم..
.
بازهم یک #پارادوکس کامل
#هم_گریز از_مرکز #هم_جاذبه
درموازات دو ریلیم
ولی عاشق هم....
💔
.
#عبادی_سالک_بداهه 1472/
توخموش گشتی به من
من به فریاد تو دل
توگریزان ازمن
من گریزان ازدل
همه مسئله این است میان من وتو
توکه غایب ،تشت خونت حاضر..
منم آن مشعل سوزان
مضمحل درنِگهت ..
منم آن سرب فروزان
مشتعل برقدمت...
توگریزان ازمن
من گریز ازبدنم..
.
بازهم یک #پارادوکس کامل
#هم_گریز از_مرکز #هم_جاذبه
درموازات دو ریلیم
ولی عاشق هم....
💔
.
#عبادی_سالک_بداهه 1472/
م_عبادی(سالِک/cero):
این همه تعجیل زچیست
من همان هرزعلف گوش الاغ
چله را ازنگهت دوربگیر
خوب وراندازم کن
متربگیر....
تو گمان کن آهویت بره..
بزرگ خواهدشد ..
اندکی صبرنما..
#عبادی_سالک_بداهه1473/
این همه تعجیل زچیست
من همان هرزعلف گوش الاغ
چله را ازنگهت دوربگیر
خوب وراندازم کن
متربگیر....
تو گمان کن آهویت بره..
بزرگ خواهدشد ..
اندکی صبرنما..
#عبادی_سالک_بداهه1473/
جانم چه به هم آمده ایم..
..دنبال چه میگردی کجایی
پنجره رانظاره کن ...!
..گنجشک روی شاخه رامی بینی..!
..طپش نبض عرق کرده من..
وزش عطرتو درشاخه بید..
خیزش ابرشدی برسرمن
بارش وشبنم زیبا برمن..
این جنون می بینی..
همه لرزش گنجشکک خیس
به فدای نگهت ناوک من
تک نفس جرعه و خاکسترمن
به فدای قدمت نازَک من..
.........می توانی بروی
من گنجشک دگرخیس شده دربَر عشق
من گنجشک دگرخشک شده دربَر یار..
#عبادی_سالک_بداهه1475/
..دنبال چه میگردی کجایی
پنجره رانظاره کن ...!
..گنجشک روی شاخه رامی بینی..!
..طپش نبض عرق کرده من..
وزش عطرتو درشاخه بید..
خیزش ابرشدی برسرمن
بارش وشبنم زیبا برمن..
این جنون می بینی..
همه لرزش گنجشکک خیس
به فدای نگهت ناوک من
تک نفس جرعه و خاکسترمن
به فدای قدمت نازَک من..
.........می توانی بروی
من گنجشک دگرخیس شده دربَر عشق
من گنجشک دگرخشک شده دربَر یار..
#عبادی_سالک_بداهه1475/
قطره ام میبینی؟
یک لحظه به تبخیروبخار..
لحظه ای نام تورامیشنوم
پُراشتیاق دریاشدنم...
.
(بازهم یک #پارادوکس
گشته ام روبه #عدم تا ز#عدم دورشوم..)
.
اندکی پیش بیاکشتی من
لاشه چوبی رابه ساحل برسان.
#عبادی_سالک_بداهه1476/
یک لحظه به تبخیروبخار..
لحظه ای نام تورامیشنوم
پُراشتیاق دریاشدنم...
.
(بازهم یک #پارادوکس
گشته ام روبه #عدم تا ز#عدم دورشوم..)
.
اندکی پیش بیاکشتی من
لاشه چوبی رابه ساحل برسان.
#عبادی_سالک_بداهه1476/
#قاطرک
رفته بودی سر جالیز خیال خاطر من
قاطرک سُم می کوفت
وچه محکم می کوفت
گفتی اش نعل مگر وارون شد
کاین چنین درد وعذاب
قاطرک گفت بلی جگرم... مسمومم.
..بازهم یعنی چه..بازهم آخرباغ..!
..بازدرفلسفه نشخوار شدی؟
بازهم بانگ جهالت داری.!.
قاطرک گفت بلی
جهل خود دیدم ..ابوجهل شدم
هندوانه ..خربزه..نامش چه بود بازهم گاززدم
بازهم وسوسه در غوطه و دل دردشدم...
#عبادی_سالک_بداهه1479/ ۴/۱/۹۷
#قاطرک #جهل #آگاهی #وسوسه #آخر_وسوسه #هندوانه_ابوجهل #آسیب #آسیب_به_خود #آسیب_به_دیگران #بیماری_جسمی #بیماری_روحی #بیماری_فکری...
#پرهیز_بار_اول #سلامت_عقل
رفته بودی سر جالیز خیال خاطر من
قاطرک سُم می کوفت
وچه محکم می کوفت
گفتی اش نعل مگر وارون شد
کاین چنین درد وعذاب
قاطرک گفت بلی جگرم... مسمومم.
..بازهم یعنی چه..بازهم آخرباغ..!
..بازدرفلسفه نشخوار شدی؟
بازهم بانگ جهالت داری.!.
قاطرک گفت بلی
جهل خود دیدم ..ابوجهل شدم
هندوانه ..خربزه..نامش چه بود بازهم گاززدم
بازهم وسوسه در غوطه و دل دردشدم...
#عبادی_سالک_بداهه1479/ ۴/۱/۹۷
#قاطرک #جهل #آگاهی #وسوسه #آخر_وسوسه #هندوانه_ابوجهل #آسیب #آسیب_به_خود #آسیب_به_دیگران #بیماری_جسمی #بیماری_روحی #بیماری_فکری...
#پرهیز_بار_اول #سلامت_عقل
قدرت شعرچومی دانستی
همه درفرم شاعران بودی
انچه نادیده ای می دیدی
وانچه ناگفته ماند می گفتی
سره ناسره می دیدی
اشک عاشق کباب می دید
درپی نقدودرمان اول
خودت را یک زوال می دیدی
استعداد
سر و قوس خودت
خال وابرو کمرت
همه راگاه اب می دیدی
گاه فرم سراب می دیدی
.
عشق ِ سالم باشعر
تخلیه گُرده و فکر
درد واحساس قشنگ
درز افکار زرنگ
.
دردمردمان گفتی
درد را میسُفتی
هوشیاری خط خطی
سرنخ داری بسوی نخریسی
.
عشق را می دیدی
عاشقی می خواندی
دردها،ریشه ها،درمان
درپی علاج می بودی
.
.یک قطره شرافت را
ازادی انسان را
تکریم حقوق زیست
احساس خلایق را...
#عبادی_سالک_بداهه1493/
همه درفرم شاعران بودی
انچه نادیده ای می دیدی
وانچه ناگفته ماند می گفتی
سره ناسره می دیدی
اشک عاشق کباب می دید
درپی نقدودرمان اول
خودت را یک زوال می دیدی
استعداد
سر و قوس خودت
خال وابرو کمرت
همه راگاه اب می دیدی
گاه فرم سراب می دیدی
.
عشق ِ سالم باشعر
تخلیه گُرده و فکر
درد واحساس قشنگ
درز افکار زرنگ
.
دردمردمان گفتی
درد را میسُفتی
هوشیاری خط خطی
سرنخ داری بسوی نخریسی
.
عشق را می دیدی
عاشقی می خواندی
دردها،ریشه ها،درمان
درپی علاج می بودی
.
.یک قطره شرافت را
ازادی انسان را
تکریم حقوق زیست
احساس خلایق را...
#عبادی_سالک_بداهه1493/