ارشیواشعارعبادی سالِک(م.کِروُ)جذب اسپانسربرای ۱۰جلداشعارثبت شده کرو
18 subscribers
888 photos
62 videos
6 files
545 links
@salek3ادمین
Download Telegram
Forwarded from اتچ بات
‍ /1103
عمرمن درپیِ هجرت بگذشت،
ولی افسوس مهاجرنشدم
چه شب وروزهاکه به کوه وبیابان نزدم
باموتورراهیِ سرتاسرایران نشدم
دائماََمرگ درآغوشم بود،
ولی افسوس مهاجرنشدم
سال هاازپس هم آمدورفت،
همچوطوفان عظیم،پیکرم رابه زمان های مهاجرکوبید،به زمان های مرگ، ولی افسوس مهاجرنشدم
حادثه ازپس هم شلاق تنم شدتامرگ،
ولی افسوس مهاجرنشدم
آن همه جوروجفاهاوبلایاکه کشیدم،فلکی رامیکشت
ولی افسوس مهاجرنشدم
آنقدردردکشیدم،سرطان لُنگ انداخت،
آنقدرزجه زدم،رودکم آورد،
ولی افسوس مهاجرنشدم
..پوچ ترین واژه ی من ،ای دنیا،
آنقدر زخم وخنجرزدی برمن ،
ولی افسوس مهاجرنشدم،،،

دست بردارزمن ای دنیا،ای حنای بی رنگ،بخدابانگ رحیل میشنوم،
عمرمن خسته تر ازنوح شده،
واگذارم ،تابه هجرت برسم!!
چقدرنزدیک است آوایش،
کاروان رادیدم،رخصتم ده تاکه پاسخ بدهم،
به خدا،آب ازآب تکانی نخورد،
نیمه ی گمشده ام منتظر است
بگذارمهاجربشوم،
به قلم📝📝
#محمدعبادی_سالک/کِروُ
دکلماتور🎤🎤
#شیواسالاری

@httpscero2015
/1115
خواب بودم که پریشانم کرد

درخفابودم ورسوایم کرد

عشق بود،آمدومصلوبم کرد

خفقانم شدومعدومم کرد

#محمدعبادی_سالک/کِروُ
@httpscero2015 کانال اشعارسالک
/1116
دل من دورترازغربت دریاشده بود

دربدرهجرت یک مرغ مهاجرشده بود

دل دریاآرام.....دل من طوفان داشت

#م_عبادی_salek /کِروُ
@httpscero2015 کانال اشعارسالک
Forwarded from اتچ بات
/1117
#بداهه گروهی
مطلع؛
(جهان درچشم وابروی نگاراست)

جهان درچشم وابروی نگاراست

وچشم مست اوباب شکاراست

رُخش دربرکه ی چشم تومهتاب

گلی ازبوستان های بهاراست

خوشاآن دل که بهراونگاراست

زمستان دلش همچون بهاراست

نباشددردلش،اندوه وماتم

که بهراوبسان گلعذاراست

به شوروشادی دست بکاراست

هزاران غضه ازاودرفراراست

به کامش،باشداورازندگانی

که کامش درنگاه یک نگاراست

#محمدعبادی..سالک/کِروُ
@httpscero2015
1118
#بداهه تصویری

قاصدک پیغام رسان

به غارت گردل

بگوای باوجدان

دل من برگردان

#محمدعبادی
@httpscero2015
/1119
سلام وسلامتی ازآن توباد

طلوع روزجدید ازآن توباد

مهرش ازکران تابه کران

جمله نعمتش ارزان توباد

#محمدعبادی..سالک/کِروُ
@httpscero2015 کانال اشعارسالک
/1120
دیده ام مانده به راه

انتظاروانتظار

ای مسافردل

بیقرارم بیقرار

#محمدعبادی..سالک
@httpscero2015
/1121
خرمن گیسو وباد

مزرعه ای تابناک

خارفرورفته بر

چشم ودل دردناک

#محمدعبادی..سالک
@httpscero2015
Forwarded from اتچ بات
/1122
شمع شدم،شعله شدم ،سوختم

جامه ای ازدرد،به تنم دوختم

صبح شدوپروانه نیامدپدید

آب شدم، مرگ به دلم کوفتم

#محمدعبادی..سالک/کًروُ
@httpscero2015
/1123
سازمن بی تودگر کوک نگردد هرگز

توکه باشی،سازکوکِ بودن میزند

#محمدعبادی..سالک
@httpscero2015
/1124
شب بردلم خون میزند

آواربه مجنون میزند

لیلی به مجنونی دگر

شریان به جیحون میزند

#محمدعبادی..سالک/کِروُ
@httpscero2015
دعوتیدبه کانال اشعارسالک،عبادی
/1125
بازشب شدوانتظارمن اوج گرفت

ای ماه وشِ من،،بیاومهتاب نما

بی توهرشب من تاریک است

بالی بزن ومثال شب تاب نما

#محمدعبادی..سالک/کِروُ
@httpscero2015
دعوتیدبه کانال اشعارسالک،عبادی
Forwarded from اتچ بات
‍ ‍ /1126
#بداهه گروهی باواژه شب وانتظار

شب پراززیبایی است ،وپرازسِرٓوسکوت
،ودوچندان شودآن زیبایی،
منتظرباشی و
انتطاربه پایان برسد،،
نیمه ی گمشده ازراه برسد،،،

وچه تلخ است که درهمهمه ،تنهاباشی،،
منتظرباشی چه زمان صبح رسد،،
وتوازغم تنهایی خلاصی یابی،،
لحظه هابرای توچقدرکندگذراست
وسحر،گوی قرارنیست نشانی یابد
فکرتوفواره ی اوهام پرازدردشود

مگرآنکه افکارتوریشه به عرفان بزند
وبه فلسفه وتقدیرخودت ارج نهی!
وبرآنچه رقم زده برتو،مطمعن گردی
اوتورامیخواهد،
وشایدبهترین رادرتنهایی تومیبیند!
وقراراست به یک باورمطلق برسی،
وفرج آخر کاراست اگرصبرکنی،
بهترین یارکنون خانه ی توست،
ودلت پرشده ازعشق به او..
بهترین عشق نصیب توشده ،باورکن.
#محمدعبادی..سالک/کِروُ
@httpscero2015
دعوتیدبه کانال اشعارسالک،عبادی
/1127
قایقی خواهم ساخت
خواهم انداخت به یک ژرفِ عمیق
آنکه تاوصل به چشمان توجریان دارد
#م_عبادی_salek
@httpscero2015
پیله ببندخویش را
تاکه توپروانه شی

نی که فروپاشی و
یک نخ تابنده شی

#م_عبادی_salek
@httpscero2015
/1128
دراوج نشستم ،

تااوج بگیرم

شایدکه بتوانم

تورا دراوج ببینم

#م_عبادی_salek
@httpscero2015
/1130
دلخوش گرمای کسی نیستم

کیست که گرمای وجودم شود

دلخوش یاری کسی نیستم

چیست که یارای سجودم شود


#م_عبادی_salek #بداهه تصویری
@httpscero2015
Forwarded from اتچ بات
/1131
#بداهه گروهی تصویری

دست بردم به موبایل
تابه یک دوست سلامی بدهم
من سلامش دادم
وزاحوالش جویاشدم
مدتی بگذشت ،جوابی نرسید
ولی اوآنلاین بود
متعجب گشتم
ذهن من درپی توجیه وجواب
وهزاران توجیه
و هزاران تشویش
دوسه ساعت بگذشت
وسرانجام جوابی کوتاه
وسربع آفلاین شد
آنچه میترسیدم به سرم آمده بود
آن که بادوزوکلک،بامن بود
حالاسردیگری،آوارشده بود
کاملاواضح بود
این فضا،لایق جزاین نباید می بود
دردلم قیدزدم،هم ازاوقیدزدم
هم زاین شکل مجازی،
که هرگزرنگ حقیقت نشود
این فضایی که هزاررنگ شود
لایق دل نشود
#م_عبادی_salek
@httpscero2015