ارشیواشعارعبادی سالِک(م.کِروُ)جذب اسپانسربرای ۱۰جلداشعارثبت شده کرو
18 subscribers
888 photos
62 videos
6 files
545 links
@salek3ادمین
Download Telegram
Forwarded from عکس نگار
747
#salekcanalتل
آسمان روشن وصاف
سحری تازه وپاک
قرص ماه همچوهلال
پاک وزیبا وزلال..
..
این لطافت زکجامی بارد
این طراوت زکجامی تابد
این همه نازوطراوت سرصبح
آسمان هم که به خودمی بالد..
..
بستری نوشده است
زایش روزجدید
فرصتی تازه مهیاشده است
بستری پاک وجدید..
..
بلبلی جای خروس می خواند
لحن شکرانه آن مشهوداست
آن قدرچهچه اش عرفانی است
گوییاذکراذان می گوید..
..
کم کمک نوربه شب چیره شده
کم کمک روز پدیدارشده
ماه اماهنوزآن بالاست
به گمانم که لبریزدعاست...
..
حکم عاقددارد
شب وروزراکه پیوندزده
چه حکیمی به به!!!
ظلمت ونور به هم بندزده...
..
جنبش وجوش وخروش
هرطرف بانگ وسروش
مردمان می آیند
سبدتوشه رزاق به دوش..
..
رزق وروزی که مقدرشده است
همت وعزم مسجل شده است
باورشان به خداپررنگ است
عشقشان هم که محول شده است..
..
روزنو
زایش نو
فرصت نو
خوش به حال آنکه
بهره کافی ببرد...
#محمدعبادی (سالک/cero)
التماس 2A
@httpscero2015تل
Salekcero2015اینستا
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اگـردنبـال ناجـی هستی ومعجزه ای می خواهی.
و منتظـریک دگرگونی هستی
دفعـه ی بعد
بـه آینـه بیشتـر دقتــ کن
معجزه آنجاستــ..م_ع
@httpscero2015 #salekcanalتل
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
749 @httpscero2015
زندگی خوب وسالم..
فرآیندی است که باکوششهای #عاشقانه بدست می آید..
ودرموسم خودمارابه محصول خوشبختی می رساند..
#م_عبادی(سالک/cero)
Forwarded from اتچ بات
‌ @ ‌ @httpscero2015 کانال شعرسالک
752(162)
هجرت ثانیه ها!!!

لحظه باسرعت نوردرسفراست ثانیه رامی دانی,,عنوان مهاجر,,دارد...
روزکه شد ,قدرت زایش دارد شب که شد,,,توشه ربایش دارد
این ثانیه های جلاد گوکمربسته به,,پیچاندن نسخه ی عمر
,,پشت درپشت,,مهاجرپروانده,,به این بسترعمر
...قاصدک می اید.. شاپرک می گذرد.. ملخک بی مخملک می میرد...
وقاصدک که قصه این ,,عبور,,می شنود ازباد ونسیم ..... این عبورمی بیند ...
خون دل می خورد و چند لحظه بعد دردست گل چین زمان می میرد ...
....فرجام.نزدیک است. قطع و یقین جاده ی عمر ,,یک طرفه,,است .... .... .....پاییز می اید برگ غم می خورد ومی میرد گاه قبل زرد شدن دلتنگ نشده می ریزد ...... ....اشک غم , درغلیان,,در,,غوغا بازبردیده وچشم می تازد
دل مگر,,طوفانی,, است کاین چنین ,,دلتنگی,,شده باز
یا مگر ابر شده گوشه ی دنجی در ,,آسمان نیاز,,,, .
......گونه ها سرخ وتب دار ونمناک وحریص
اشک ها می غلطد ...... گوییاپرشده ,,جوی,,
رودهم در,سفر,است
آب زمزم را می کشاند باز ازسر دل تا ته دشت نیاز
.......ابر دل می بارد
باد تندتر شده است
دلک تنگ شده می گوید بازهم طوفان است ............................
.......هاتفی می گوید بی سبب دل تنگی آسمان دل خودرابنگر ,,صاف,,شده ... این ,,کمان,,رنگین است,,,,,,,,,,,,,,
,,خوشه ی پروینی ,, از گذر عمر,,, بچین .........
سایه های تب زده هم می دانند عمرشان کوتاه است سایه های شک سایه های تردید ..................
.....ابرها رفتنی اند سایه ها بی ,,بعد,,ند ......ثانیه هاهم که,,,هجرت,,زده اند....
...ازچه دل تنگی تو
ازچه محزونی تو
ابر وباد وسایه وثانیه ها درسفرند .........غم وشادی که به هم تافته اند مرگ وزایش که به هم بافته اند خیروشرهم به تو,,الهام,,شده خوب وبدهم که در,,چالش,,ودر جنگ و جدل
بی امان بوده ازروزنخست,,,....
.....این قفس هم چندروزی برپاست ...,,آن پرنده.دایما می خواند وای پرواز زیباست گرچه که درقفس است یادپرواز درپر بسته هم نشیمن دارد این که دیگر از پروبالش پیداست ..................
............شب وروز می خوانند ثانیه,,فرار!!,,است
خوب وبدخواهد مرد
نام خوش ,,,,,,,,نامیرا!!,,,,,,ست لحظه هارادریاب
رنگ غم را بزدای
رنگ عشق رنگ خداست
رنگ عشق را دریاب.....
#م_عبادی(کرو/سالک)
@httpscero2015 تلگرام
Salekcero2015اینستا
Forwarded from عکس نگار
@httpscero2015 کانال شعرسالِک
753
واژهٔ عشق چه مهجورشده
سوءتعبیر وزراندودشده
هرکجابوی هوس می آید
واژهٔ عشق وسط می آید...
...
واژهٔ عشق قِداست دارد
ملکوتی است.حضانت دارد..
..
واژه ای که اینقدرشیرین است
نزدما..همچودُمَل..چرکین است..
..
واژهٔ عشق عزادارشده
بی دفاع راهیِٔ بازارشده
بیرق پاک مناجات و اذان
آلت ‌ٔ دست دغل کارشده..
...
عاشقان شورالهی دارند
طلب فیض سمائی دارند
عاشقان عشق به دنیاندهند
طلب عشق زعقبیٰ دارند...
#محمدعبادی(سالِک/cero)
Salekcero2015اینستا
Forwarded from عکس نگار
@httpscero2015
755
ساحلی نیست براین بحرعمیق
واژه ای نیست براین دردعتیق!

قایقم همنفس واژه طوفان شده است
غرق وبشکسته اسیرموج نسیان شده است

واژه ای نیست که شناورباشد
ناجی من بشود.راهی فرداباشد

ساحلی نیست پدیدارشود
قاصدی نیست خریدارشود

آب برگردن من
دردبرگُردهٕ من

آسمان غم زده وتارشده
بارش ابر چو رگبارشده

واژه درواژه به خودمی غلتم
خون دل می خورم ومی خندم

این صفت بازی شیرین من است
مردن وزنده شدن عادت دیرین من است

من واین واژه واین بحرعمیق
من واقبال خوش ودردعتیق!!!💔
#م_ع
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
757
بغضی که بسته گلویم
ازعشق توروییده
آهی که شده وردزبانم
ازعشق توجوشیده‌..

سوزی که افتاده به جانم
شرری است که
ازتواصابت کرده
همه روح وروانم #سالِک(م_عبادی/cero).
@httpscero2015
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
@httpscero2015کانال شعرسالِک
سحرگاهان💖
ميان سفره لطفت ، 💖
ميان سجده سبزت ،💖
ميان ربناي دست پر مهرت ، 💖
اگر بر خاطرت رد شد خيال من ،
دعايم کن که محتاج دعايم من ...
التماس دعا...🙏
سالِک(م_عبادی/cero)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
758
@httpscero2015کانال شعرسالِک
نغمه کن بلبل خوش خوان
سحرتازه شده
نازکن سروخرامان.‌
وزش واژه شده
قدح نوربغل کن
تابش هاله شده
ساغرشوربه لب کن
طپش ژاله شده
#م_عبادی(سالِک/کِرو)
Salekcero2015اینستا
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
@httpscero2015 کانال شعرسالِک
ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯه
ﻧﺎﮔﻔﺘﻪ ﻫﺎﯾﺸﺎﻥ
ﺍﺯﻫﻢﺩﻭﺭ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ..
ﻧﻪ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﻗﺪﻡ ﻫﺎﯾﺸﺎﻥ!
با هم صادقانه
سخن بگوییم
زندگی زیباست
قدر لحظه ها را بدانیم
Forwarded from Deleted Account
@httpscero2015 کانال شعرسالِک
759
ازآن لحظه که آینه
#میزانم شد
هرلحظه
به نامه اعمال
بدهکارشدم
#محمدعبادی(سالِک/کِرو)
Salekcero2015اینستا
Forwarded from عکس نگار
@httpscero2015
کانال شعرسالِک
762
‌ ای دل توواژه ی پیرِمنی
افتاده نیفتاده..زمین گیرمنی...

....
ای دل بخدا!بگوکه بادل چه کنم!؟
بااین دل خودرمیده ازدل!چه کنم!؟
؟؟؟؟؟
😔😔😔
.‌..
ای دل توآفت جان منی..
خاکسترم وتوهمسروبال منی..
!!!!!!!
...
هم صیدوشکارم وشکارچی ..چه کنم!؟
هم راممُو هم رمیده ازخود..چه کنم!؟
..
بانفس خودم .دچارودرگیر.چه کنم
ازنفس خودم .جداودرگیر..چه کنم!؟
..
ازنفس خودم. چوصیدگرفتم..چه کنم!؟
بانفس خودم چوصیدگشتم ..چه کنم؟؟؟!!!!
....‌
😒😒😒
#محمدعبادی(سالِک/کِرو)
@httpscerp2015
764
ای دردمشترک مرافریادکن..
..
احساساتم به مهلکه افتاد..
..به گوربخشیدم اماگور احساس مراپس زد..
به طوفان دادم ‌،معدوم نکرد!
به ابربخشیدم ..باران زاده نشد
به آتش دادم‌‌گرمم نکرد
به سرما دادم سردم نکرد
وفقط اسب بر اندیشه و احساس دلم کرنش کرد ....

احساساتم رابه زن دادم بسان چای دم شدو ..‌تفاله و چای وتمام!!
به دوست دادم وخنجرش کرددبرپشتم ..
به پاسبان دادم واوجریمه اش بنمودوزندانی!
احساساتم رابه ثانیه شمارساعت دادم باسرعت چرخید
و زمان پیش نرفت..

احساساتم رابه خاک دادم..
اماخیسش کرد و ولیمه اش بنمود
وبه آشپز.. که اوحتی باآن تره هم خوردنکرد‌‌

احساساتم رابه بشردادم واوفقط ترانه سرود
به زمان دادم و
فقط تازیانه نمود
وبه تاریخ که فقط قصه نوشت
وچون به عشق بدادم بسادگی بفروخت.....‌!!!!!!!!!!
ای هم احساس!!!!!..‌.‌.
‌‌‌‌.ً...اگر بامن دردمشترکی داری ....... دردعای سحرت یا وقت قرآن به سرت مراهم فریادکن...‌.‌‌
#محمدعبادی_سالِک(کِرو)
@httpscero2015
دل من گفت غمت گنج من است
دیدنت رنج هماهنگ من است
گفتم به دلم گنج توازآن من است
غصه خوردن بهر تودردشباهنگ من است
دل من گفت غم ارزان توباد
این یک زهزارهم ازآن توباد
#سالک(م_عبادی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
توکه میدانی
تمام شعرمن ازتوآغازمی شود.
پس بیاوُ ساحت شعرجدیدم باش
من به این درگه تو محتاجم
مروازدل.مرو.مروای جان
ِرو(م_عبادی/سالک
@httpscero2015 کانال شعرسالِک
Salekcero2015 ایسنا
Forwarded from عکس نگار
@httpscero2015 کانال شعرسالِک
767 مناجات:
یارب!نورمعرفتت رابرپیکرسردورنجوروخشکیده ام ارزانی کن،تاازگرمای آن جان گیرم وازروشنایی اش بینش یابم..
یارب!مرادرعشق وصالت ذوب گردان،تاایام رادرجاریِ وجودت سیرکنم..
خدایا!من ازدوست داشتن برایت می گویم،بازمزمه ای گنگ ،وبانجوایی عاشقانه،.وتورایارب،زیبنده نبودشاید،عاشقی روسیاهی چومن داشتن..
من باتوازعذرتقصیرمی گویم،،ازمعاصیِ فراوانی که سهواََیاعمداََ،برجسم وروح وروانم،رواداشته ام،.وبرآتیه ام خریدم..
من ازاوج خواهشِ روح واندیشه ام برایت میگویم،.خواهشِ پاکی واندیشهٖ وارستگی...
من ازبریدن ازجان ،ورسیدن به جانان برایت می گویم..
من ازتمنای رهایی ازماده ومادیٓت،برای رسیدن به معنی
ومعنویٓت،برایت می گویم..
من ازتاریکیِ دل افسون شده ام برایت می گویم وازدریای رحمتت،جزذره ای روشنایی نخواهم..
من تورا،سیب می خواهم برگرسنگیِ معرفتم،سرخ وشفاف،آنگونه که برمومنانت ارزانی می داری..
من تورا،چونان اشک دیدهِ عاشق ومحرومم،به خلوت اُنست می خواهم ،که برمن بباری وازمن بسازی ،آنچه راکه لایق انسان بودنم باشد...
یارب!بامن مداراکن ،ولبخندبخششت رادردرخشش خورشیدروزگارآتیه ام،برمن ارزانی دار،تابه گامهای فردامطمعن ومومن گردم..
خدایا!به راهی هدایتم کن که به خسران وندامتم منتهی نگردد..
الهی..بانورفلق،خط سِیرم ده!
باطلوع نور،مطلعم گردان..
باخلوص خورشید،خالصم بنمای..
بامسلک صبح،سالِکم گردان..
درزلال رود،جاریم بنمای
بانورامید،راهی ام گردان..
بانطق سحر،ناطق حق بنمای
بااهل حرم،هم نفسم گردان..
#محمدعبادی(سالِک/cero) لیلة القدر۱۳۸۵ httpscero2015@
Forwarded from عکس نگار
@httpscero2015 #salekcanalتل
763
درآینه میبینم اعمال بدوخوبم را
یک لحظه چه مقبولم.یک لحظه غُبونم را
درآینه میبینم تکرارشرُوشورم را
یک لحظه شرربارم .یک لحظهٕ شورم را
درآینه میبینم ابعاددرونم را
یک بُعدکه انسانم.یک بعدکه حیوان را
درآینه میبینم میزان خلوصم را
یک لحظه زلال هستم.یک لحظهٕ تارم را
درآینه میبینم بودن ونبودم را
یک لحظه اگرهستم.یک لحظهٕ نبودم را
درآینه میببنم ایام کنونم را
یک لحظه صعودهستم.یک لحظه سقوطم را
درآینه میبینم.ایام سفرخودرا
یک لحظه به حرکت گر.یک لحظه سکونم را
درآینه میبینم نامه اعمال خودم را
یک لحظه بسازهستم.یک لحظه به سوزم را
درآینه میبینم سیری به هبوطم را
یک لحظه به افلاکم.یک لحظه به خاکم را..
#محمدعبادی(سالِک_کِرو)
@httpscero2015
Salekcero2015اینستا