This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
00:00
good nightThis media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
+ دلم برای موهای مشکیم تنگ شده..
- ولی تو که موی مشکی نداشتی!
+ موهای مشکیم:)
- ولی تو که موی مشکی نداشتی!
+ موهای مشکیم:)
💔1😭1
Forwarded from 𝑓𝑖𝑐𝑡𝑖𝑜𝑛𝑎𝑙 ˡⁱᶠᵉبدون صاحبش..
"سرشار"
مدت ها بود همو ندیده بودن و دلتنگیشون از مقدار تارهای روی سرشون بیشتر شده بود..قرار بود بعد از ماه ها همو توی یه هتل ویژه ببینن..
مدت ها بود همو ندیده بودن و دلتنگیشون از مقدار تارهای روی سرشون بیشتر شده بود..قرار بود بعد از ماه ها همو توی یه هتل ویژه ببینن..
رفتی و گوشه میز بیلیارد نشستی..فکر کردی هنوز نیومده اما یه دفعه با قد بلندش و چوب بیلیارد تو دستش جلوت ظاهر شد و روی میز هلت داد و روش پخش شدی.."چویای عزیزم..هاه خیلی وقته ندیده بودمت بیب..این حرکت خفنو حال کردی کوتوله ی من؟"
نگاهتو برگردوندی ولی کل بدنت و صورتت سرخ شده بود..."مرتیکه بانداژی..بیلیاردت از من مهمتر بود.هاها جالبه...."
"چیزی نمیتونه جای تورو بگیره..فقط اینو بدون اگه کسی به جز تو بود که این حرفو میزد همین چوبو میکردم توی کو-"
صحبتشو قطع کردی و بعد با نگاهی لوس پایینارو دید زدی و.."بسه بسه..فهمیدم! "
همینو که گفتی توی لبت گرما فوران کرد و چوب بیلیارد افتاد روی زمین..زبونش بند بند دهنتو بلد بود و بهترین حس رو بهت داد...حالا دیگه سرشار از عشق بودید..
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
موها میتونن خاطرات رو تو خودشون نگهدارن:)