Ты и Я (sped up)
Konfuz & The Limba
Приведут, приведут меня к ней
Скажи мне где была, была
С кем была, была
Почему не со мной?
Ты оставила меня тут и я снова в одного
Нет, я не жалею, что прошла любовь
На прощание я хотел сказать пару слов..🫧🕊1🤣1
دروغگویی خصلتِ آدمیزاده بعضی وقتا آدم حتی به خودش هم نمیتونه راست بگه
🤣1
Forwarded from - (Sogand)
چرا بعضیا جوری رانندگی میکنن انگار هفت تا جون دارن
🤣1
میخام وقتی موتور یا ماشین
( هرکدوم زودتر شد) گرفتم جوری رانندگی کنم که یا خودم برسم یا خبرم
( هرکدوم زودتر شد) گرفتم جوری رانندگی کنم که یا خودم برسم یا خبرم
🤣1
اینکه شدیدا منتظره پاییزم
به این معنی نیست که قراره حالم بهتر شه،
فقط دلم میخواد تو هوای مورد علاقهام غمگین باشم.
به این معنی نیست که قراره حالم بهتر شه،
فقط دلم میخواد تو هوای مورد علاقهام غمگین باشم.
💘2🤣1
٭ سفینه 𝟐𝟖𝟗 ٭
ASAMMUELL, escape – Serdtse ne igrushka (Acoustic)
قراره باهاش چند ساعتی به دیوار زل بزنم
🕊2🤣1
وارد خونه میشه.
+ سلاممم ادم بده چطوری بچه
دستم و روی سرم میگرم، بطری ویسکی و برمیداره، با انگشتش درش رو باز میکنه.
- ولم کن لطفا
باز اون لبخند رو مخش روی لبشه.
+ هی هی ادم بده داستان چرا انقدر عصبیه بیا این ویسکی رو بخور اروم بگیر
بطری رو پرت میکنه سمتم، بطری و میگرم و با عصبانیت سمتش پرت میکنم، داد میزنم.
- گفتم خفه شو گفتم ببند دهنتو
بطری میخوره تو صورتش، خون میاد، دستاش پر خون میشه، با بُهت بهش نگاه میکنم، به سمتش میرم، روی زانوهام میوفتم، لکنت میگیرم.
- مم.. متاسفم نمیخواستم اینشکلی بشه ببخشید.. ببخشید
دوباره اون خنده رومخش روی لباشه، از این خنده هاش متنفرم، دستامو میگره، با صورتی خونی و لبخند رو مخ، زل میزنه بهم.
+ چیزی نیست این دربرابر اون بگایی ها که سرم آوردی دردش ناچیزه
بغضم میکشنه، اشکام سرازیر میشه.
- من نمیخواستم.. میدونی
میگره تو بغلش، سفت بغلم میکنه.
+ میدونم
+ سلاممم ادم بده چطوری بچه
دستم و روی سرم میگرم، بطری ویسکی و برمیداره، با انگشتش درش رو باز میکنه.
- ولم کن لطفا
باز اون لبخند رو مخش روی لبشه.
+ هی هی ادم بده داستان چرا انقدر عصبیه بیا این ویسکی رو بخور اروم بگیر
بطری رو پرت میکنه سمتم، بطری و میگرم و با عصبانیت سمتش پرت میکنم، داد میزنم.
- گفتم خفه شو گفتم ببند دهنتو
بطری میخوره تو صورتش، خون میاد، دستاش پر خون میشه، با بُهت بهش نگاه میکنم، به سمتش میرم، روی زانوهام میوفتم، لکنت میگیرم.
- مم.. متاسفم نمیخواستم اینشکلی بشه ببخشید.. ببخشید
دوباره اون خنده رومخش روی لباشه، از این خنده هاش متنفرم، دستامو میگره، با صورتی خونی و لبخند رو مخ، زل میزنه بهم.
+ چیزی نیست این دربرابر اون بگایی ها که سرم آوردی دردش ناچیزه
بغضم میکشنه، اشکام سرازیر میشه.
- من نمیخواستم.. میدونی
میگره تو بغلش، سفت بغلم میکنه.
+ میدونم
brain and heart
💔3🤣1