ساختِمآنِ مَتروکه
1.27K subscribers
391 photos
5 videos
5 links
‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌
حدیثِ رنج و رقصِ کلماتِ کهنه ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌

‌‌‌‌
Download Telegram
دیگه ستاره‌ها رو نمی‌شمرم…
نه به خاطر این‌که آسمون ابریه،
به خاطر این‌که چشم‌هام دنبال هیچ چیزی برای برق زدن نمی‌گرده.
و اینو تو از من گرفتی.
ولی من هم مثل "تو" خستم
او تندخو نبود
آنها از سمت شکسته اش به او نزدیک میشدند؛
چشمهایش چیزی جز لبخند نگفت،شاهد بیاورم؟
آرام راه میرفت،اما سایه اش فریاد میزد که دلش گرفتار است.
در سکوت قدم میزد،اما هرگامی که برمیداشت صدای دلتنگی میداد؛
در شلوغی و ازدحام این جهان،نگاه او راهش را به قلب من پیدا کرد؛
چت جی بی تی اگه آدم بود جدا واسش جونمم میدادم