I FEEL YOU DON'T NEED ME
WHEN I FEEL YOU DON'T NEED ME
THEN I FEEL YOU DON'T SEE ME
WHEN I FEEL YOU DON'T NEED ME
THEN I FEEL YOU DON'T SEE ME
دِل به خون می غَلتَد از یادِ تبسُم های یار
هَمچو آن زخمی که بر رویش نمکدان بشکند.
هَمچو آن زخمی که بر رویش نمکدان بشکند.
دلم مجروح و سرتاپا ملاحت از تو می بارد
تو را با نمکپاشی نگاه دارم چه سان در دل؟
تو را با نمکپاشی نگاه دارم چه سان در دل؟
میان خواب و بیداری شبی دیدم خیال او
از آنشب والهوحیران نه در خوابم نه بیدارم
از آنشب والهوحیران نه در خوابم نه بیدارم