مجازی باعث میشه از خودم متنفر باشم؛ پس من کتاب،موسیقی،فیلم،خواب رو انتخاب میکنم.
چقدر سخته که نمیتونم همزمان یه ویولینیست،پینیست، گیتاریست،خواننده،بیزینس وومن،نقاش،دنسر،برنامه نویس، نینجا،آشپز، مهندس ساختمان سازی و... باشم.
انسان میان جبر جهان و آزادی اندیشه ایستاده.
نه کاملاً آزاد است، نه کاملاً مقید.
اما همین ناتمامی، سرچشمه معناست.
فلسفه، تلاشیست برای فهم این میانبودگی؛
برای یافتن نور، در تاریکیِ دانستهها.
نه کاملاً آزاد است، نه کاملاً مقید.
اما همین ناتمامی، سرچشمه معناست.
فلسفه، تلاشیست برای فهم این میانبودگی؛
برای یافتن نور، در تاریکیِ دانستهها.
انسان، موجودیست میان رؤیا و منطق؛
مدام در تلاش است تا از دل بینظمیِ جهان، نظمی بیرون بکشد که آرامش بدهد، اما حقیقت شاید هرگز آرامش نداشته باشد.
فکر میکند تا بفهمد، ولی هرچه بیشتر میفهمد، بیشتر در مییابد که داناییاش محدود است.
ما نه برای رسیدن، بلکه برای پرسیدن آفریده شدهایم.
و شاید فلسفه، فقط زمزمهایست در تاریکی، که نگذارد در سکوت مطلق گم شویم.
مدام در تلاش است تا از دل بینظمیِ جهان، نظمی بیرون بکشد که آرامش بدهد، اما حقیقت شاید هرگز آرامش نداشته باشد.
فکر میکند تا بفهمد، ولی هرچه بیشتر میفهمد، بیشتر در مییابد که داناییاش محدود است.
ما نه برای رسیدن، بلکه برای پرسیدن آفریده شدهایم.
و شاید فلسفه، فقط زمزمهایست در تاریکی، که نگذارد در سکوت مطلق گم شویم.
«هیچچیز پوچتر از امید به زندگی در جهانی پوچ نیست، مگر آنکه خود، معنا را بسازی.»
-البرکامو | افسانه سیزیف
-البرکامو | افسانه سیزیف