ساختِمآنِ مَتروکه
1.28K subscribers
391 photos
5 videos
5 links
‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌
حدیثِ رنج و رقصِ کلماتِ کهنه ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌

‌‌‌‌
Download Telegram
آن دو بیت چشم‌ تو خیام را دیوانه کرد
خانه و کاشانه‌ی عطار را ویرانه کرد

مثنوی‌های لبت را شصت من کاغذ کم است
مولوی و‌ شمس را با یکدگر بیگانه کرد

هر چه شاعر بود و هر صاحب‌مقامی عاقبت!
سرخوش از چشمان‌مستت راهی میخانه کرد

گیسوانت را نده هر دم به آغوش نسیم
موج ‌گیسویت شرار اندر دل پروانه کرد

عشوه و طنازیت را حافظ شیراز دید 
گفت: خوش بر حال معشوقی که مویت شانه کرد!

#اعظم_تفرشی
#شعر
گر تو‌ گرفتارم کنی
من با گرفتاری خوشم؛
داروی دردم گر‌ تویی؛
در اوج بیماری خوشم.
-مولانا.
ساختِمآنِ مَتروکه
"ساختمان متروکه" – گل ارکیده | ایلیا منفرد
یکی از قشنگ ترین آهنگایی که تو عمرم شنیدم
هیچ‌کس واقعاً نمی‌فهمد از کجای مسیر شروع به خاموش شدن کردی. فقط یک‌روز می‌فهمی دیگر چیزی شگفت‌زده‌ات نمی‌کند، حرفی خوشحالت نمی‌کند، و آینه هم تو را غریبه نگاه می‌کند. بعد می‌گردی دنبال مقصر، غافل از اینکه خاموشی، آهسته‌تر از آن می‌رسد که دیده شود، اما دقیق‌تر از آن که اشتباه گرفته شود.
دنیا این روزها شبیه یه فیلم تکراریه که حتی حوصله‌ی رد کردنشم نداری. همه چی یا مصنوعیه یا خسته‌کننده، آدما عجیب دور شدن، حرفا بی‌معنا شدن و هیچ‌کس حوصله‌ی شنیدن نداره. انگار یه خواب طولانیه که بیدار نمی‌شی، فقط هر روز با چشمای باز، یه‌ذره بیشتر فرسوده می‌شی... بی‌دلیل، بی‌صدا، بی‌فریاد.