This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
باد، هراسزده از لابهلای شاخههای خشک میگذرد، انگار که در گوش شب رازی نگفتنی زمزمه کند. آسمان، ابری و غمزده، ستارههایش را از زمین دریغ کرده و مهتاب، رنگپریده و خاموش، در مرداب تاریکی غرق شده است.
سایهای بینام، در سکوت کوچههای متروک قدم میزند. ردپاهایش روی سنگفرش سرد، زخمی کهنه را بیدار میکنند. خانهای در دوردست، چراغی خاموش دارد، و پنجرهای که سالهاست چشمبهراه کسی باقی مانده است.
زمان، بیاعتنا میگذرد، اما بعضی دردها جاودانهاند. در انتهای این شب بیرحم، جایی در قلب کسی، شمعی کمسو هنوز میسوزد… اما دیگر امیدی به طلوع نیست.
سایهای بینام، در سکوت کوچههای متروک قدم میزند. ردپاهایش روی سنگفرش سرد، زخمی کهنه را بیدار میکنند. خانهای در دوردست، چراغی خاموش دارد، و پنجرهای که سالهاست چشمبهراه کسی باقی مانده است.
زمان، بیاعتنا میگذرد، اما بعضی دردها جاودانهاند. در انتهای این شب بیرحم، جایی در قلب کسی، شمعی کمسو هنوز میسوزد… اما دیگر امیدی به طلوع نیست.
ون گوگ در ۳۷ سالگی درگذشت. او دو روز قبل، در ۲۷ ژوئیه، به سینه خود شلیک کرد و پس از تحمل جراحات ناشی از آن درگذشت.
آخرین حرفی که به برادرش، تئو ون گوگ، گفت این بود:
"La tristesse durera toujours."
که به معنای "اندوه برای همیشه باقی خواهد ماند."
آخرین حرفی که به برادرش، تئو ون گوگ، گفت این بود:
"La tristesse durera toujours."
که به معنای "اندوه برای همیشه باقی خواهد ماند."
تو را که میبینم، زمان میایستد، جهان در سکوتی شیرین غرق میشود، و قلبم تنها نام تو را زمزمه میکند. کنار تو، هر لحظه رنگ عشق میگیرد و هر نفس، عطر خوش با هم بودن را دارد.
"The walls we build around us to keep out the sadness also keep out the joy."
— Jim Rohn
— Jim Rohn
"به دنیا آمدم، گریه کردم و دنیا خندید. آنچنان زندگی کنم که وقتی میمیرم، دنیا گریه کند و من بخندم."
— اُوِرِت هِیل
— اُوِرِت هِیل
زبان ممکن است دروغ بگوید، اما چشمان همیشه حقیقت را فریاد میزنند.
"همه چیز از انسان گرفته میشود، اما یک چیز باقی میماند: آخرین آزادی انسانی — انتخاب نگرش در هر شرایطی."
— ویکتور فرانکل، جستجوی معنی زندگی
— ویکتور فرانکل، جستجوی معنی زندگی
ساختِمآنِ مَتروکه
"خونین دل" – گریه کن | هایده
با من امشب زیر باران گریه کن؛