وَ...
به قول مهدی نظارتی زاده:
گاهی آنقدر از خودم دورم که نقطهای در آینه
برایم دست تکان میدهد.
به قول مهدی نظارتی زاده:
گاهی آنقدر از خودم دورم که نقطهای در آینه
برایم دست تکان میدهد.
درسته که میگن صبر کن درست میشه اما به قول جناب ابتهاج : خون می چکد از دیده در این کنج صبوری این صبر که من میکنم افشردن جان است ...
من ازت عکس میگیرم چون ادما ممکنه برن یا عوض بشن اما اون ادمی که تو اون لحظه بوده تا ابد باقی میمونه
My beautifull, my darling, my life, my everything, my purple butterfly, my blue, my rose,my shiny star i miss you
ما ترک سر بگفتیم، تا دردسر نباشد
غیر از خیال جانان، در جان و سر نباشد
در روی هر سپیدی، خالی سیاه دیدم
بالاتر از سیاهی، رنگی دگر نباشد
غیر از خیال جانان، در جان و سر نباشد
در روی هر سپیدی، خالی سیاه دیدم
بالاتر از سیاهی، رنگی دگر نباشد
ببین اگه اینروزا بهت بی توجهی میکنم برات وقت صرف نمیکنم و باهات حرف نمیزنم من واقعا ازت معذرت میخوام من هنوزم دوست دارم ولی اینروزا من حتی با خودم هم غریبم خودم رو هم نمیشناسم اینروزا عجیب سرد و تاریک میگذره خودم با خودم درخودم میجنگم