زندگی من پر است از محدودیت ها پر از حصار ها...
محدوديتی که برای دیگر دختران وجود ندارد نميدانم شایدم باشد اما اگر باشد باز هم به اندازه محدودیت های من محدود نخواهند بود.
#دوشیزه_سادات
محدوديتی که برای دیگر دختران وجود ندارد نميدانم شایدم باشد اما اگر باشد باز هم به اندازه محدودیت های من محدود نخواهند بود.
#دوشیزه_سادات
🔥4💔3💊2☃1🕊1🤝1
Forwarded from ᴇᴜᴘʜᴏʀɪᴀ νιвє🐾♥️. (٭ᴢᴀʜʀᴀ٭)
وَ اِن یَمسَسکَ اللّهُ بِضُرٍّفَلا کاشِفَ لَهُ اِلّا هُو(انعام۱۷)
.
.
.
واگر خدا تو را آسیبی رساند، کسی جز او برطرف کننده آن نیست.
میدانی که میخواستم و نشد
تلاش کردم و نتوانستم
من بیدستگیری تو،
ناتوانم،پوچم،هیچم🦋💙
.
.
.
واگر خدا تو را آسیبی رساند، کسی جز او برطرف کننده آن نیست.
میدانی که میخواستم و نشد
تلاش کردم و نتوانستم
من بیدستگیری تو،
ناتوانم،پوچم،هیچم🦋💙
🕊8💔1💊1
اینکه راحت میتوانم کسی را بگذارم کنار و بابتش خم به ابرو نیارم بهترین بلایی است که سرم آمده.
🍓6🤝5🔥1💅1💊1
Forwarded from ایـوانـ مـنـ
گفت:
اما عزیز من؛
هیچ روزی را در خاطرم ندارم که زنی جز تو را دوست داشته باشم.
تو برای من، اصالت در تمام چیزهایی بودی که قلبم زمانی برایشان میتپید.
اما عزیز من؛
هیچ روزی را در خاطرم ندارم که زنی جز تو را دوست داشته باشم.
تو برای من، اصالت در تمام چیزهایی بودی که قلبم زمانی برایشان میتپید.
🔥4💊2
Forwarded from اتَشدرهَمْامیختَه
چرا آن ره که میخاهی دلش پیش کسی گیر است؟
چرا هر کسی که عاشق بوده از جان خودش سیر است؟
تو او را، من ترا،او دیگری را دیگری من را، همه سر در گم و علتش بازی تقدیر است..
چرا هر کسی که عاشق بوده از جان خودش سیر است؟
تو او را، من ترا،او دیگری را دیگری من را، همه سر در گم و علتش بازی تقدیر است..
🔥4💊2
Forwarded from ایـوانـ مـنـ
من اگر شعر باشم،
او مردیست که سواد خواندن دارد؛
سوادش فراتر از کتابها و درسهاست،
بیشتر از تمام آدمهای باسواد این دنیا.
بیشتر از فیلسوفان که در جستجوی حقیقتند،
و مهندسان که در پی ساختن دنیایی بهتراند،
بیشتر از تمام نویسندگان که کلمات را چون جواهر میچینند...
او مرا خواند،
به هر واژهام گوش سپرد و در دل سطرهایم غرق شد.
دانست که در هر خط، داستانی نهفته است،
و در هر قافیه، نبضِ زندگی میزند.
او در لابهلای حروف، روحِ من را یافت،
و در سکوتِ کلمات، صدای دل مرا شنید.
اینگونه بود که او،
فقط یک خواننده نبود؛
او شاعری بود که به عمق وجودم سفر کرد.
او مردیست که سواد خواندن دارد؛
سوادش فراتر از کتابها و درسهاست،
بیشتر از تمام آدمهای باسواد این دنیا.
بیشتر از فیلسوفان که در جستجوی حقیقتند،
و مهندسان که در پی ساختن دنیایی بهتراند،
بیشتر از تمام نویسندگان که کلمات را چون جواهر میچینند...
او مرا خواند،
به هر واژهام گوش سپرد و در دل سطرهایم غرق شد.
دانست که در هر خط، داستانی نهفته است،
و در هر قافیه، نبضِ زندگی میزند.
او در لابهلای حروف، روحِ من را یافت،
و در سکوتِ کلمات، صدای دل مرا شنید.
اینگونه بود که او،
فقط یک خواننده نبود؛
او شاعری بود که به عمق وجودم سفر کرد.
❤🔥4💊2
༆ نگـاھ ࢪویـایے ༆
بخاطر من عاشق پشتون ها شده 🥲🌚🌸
اگ پشتو یادم میدادی بیشتر و بیشتر عاشق میشدم💔😭
💊2🍓1
از یک جایی به بعد شاید بارها در موردش فکر کنی ولی دیگر با کسی راجع به آن حرف نمیزنی.
❤🔥3🍓1💊1
میگفت: کم سخن شدی چه بلایی آمده بر سرت نکند عاشق شدی هان؟
با پوزخند جواب دادم عاشق شدن چی اون هم در عصر حال
کم سخن شدهام چون هراس دارم از زبان سمی ام آخر از قدیم گفتند نه زخم زبان بدتر از زخم شمشیر است برای همین بیشتر ترجيح میدهم سکوت کنم تا مبادا با این زبان سمی کسی را مسموم کنم...
#دوشیزه_سادات
با پوزخند جواب دادم عاشق شدن چی اون هم در عصر حال
کم سخن شدهام چون هراس دارم از زبان سمی ام آخر از قدیم گفتند نه زخم زبان بدتر از زخم شمشیر است برای همین بیشتر ترجيح میدهم سکوت کنم تا مبادا با این زبان سمی کسی را مسموم کنم...
#دوشیزه_سادات
💔3🌚1🍓1💊1
مهم نیست چی بشه، به طور میانگین همیشه یک چهارم غصههایم بابت درسهای تلنبارشدهست.
🍓3😭1💊1
پشت چشمان تو شهریست پر از ویرانی ..
هرکسی چشم تورا دید دلش ویران شد !!
هرکسی چشم تورا دید دلش ویران شد !!
🍓4💔1💊1
Forwarded from ایـوانـ مـنـ
- زخمی بر سینهیِ من است
که با من حرف نمیزند
با دوستانم حرف نمیزند
با دکترم حرف نمیزند
زخمی
که منتظر مانده است
شب شود ؛
و از اعماق خونیاش
تو را صدا کند ')!
که با من حرف نمیزند
با دوستانم حرف نمیزند
با دکترم حرف نمیزند
زخمی
که منتظر مانده است
شب شود ؛
و از اعماق خونیاش
تو را صدا کند ')!
💔4🍓1💊1