دیروز مشغول حفظ قرآن بودم که دختری نزد من آمد و با لحنی دلسوزانه گفت:
«قصد داری همهاش را حفظ کنی؟!»
لبخند زدم و گفتم: «انشاءالله.»
با حالتی متأثر ادامه داد:
«نکن، برای خودت دردسر نخر. تو نمیتوانی... میدانی، زنان و دختران ضعیفاند، الله همینطور خلقشان کرده. خانهداری، زایمان، زندگی... همهاش زن را ضعیف میسازد. حفظ قرآن کار سادهای نیست. اگر فراموشت شود، مسئولیتاش سنگین است. همین اندازهای که حفظ کردی، کافیست. بیشترش بارت را زیاد میکند.»
برادرش را مثال زد و گفت:
«برادرم حافظ قرآن است، اما از جوانیاش چیزی نمانده، مو و ریشاش سفید شده. پس تو نکن، نمیتانی.»
در همین لحظه، دختری دیگر وارد گفتگو شد. با اعتماد به نفس گفت:
«به حرفهایش گوش نده. تو میتانی! من خودم دیدم چقدر اراده داری، چقدر با لیاقتی. همین که شروع کردی یعنی میتانی تماماش کنی. بگذار حرف بزنند، تو راه خودت را برو.»
نمیدانم چرا بعضیها ضعف را به زن بودن ربط میدهند.
زن بودن، ضعف نیست.
ولی تلخ است وقتی همجنس خودت به تو بگوید «تو نمیتانی.»
آن هم نه از روی بدی، که از روی باورهای اشتباه.
و این دردناکتر است از هر مخالفتی.
اما من میدانم؛ اگر خدا بخواهد، میتانم.
و وقتی که بخواهم، خواهم توانست.
اگر چه حالا خودم هم کم کم اعتماد به نفس خود را از دست داده میرم با این حرف های همه...
و لی بازم هر چی خیر باشد الله مهربان است او بخواهد میشود.
«قصد داری همهاش را حفظ کنی؟!»
لبخند زدم و گفتم: «انشاءالله.»
با حالتی متأثر ادامه داد:
«نکن، برای خودت دردسر نخر. تو نمیتوانی... میدانی، زنان و دختران ضعیفاند، الله همینطور خلقشان کرده. خانهداری، زایمان، زندگی... همهاش زن را ضعیف میسازد. حفظ قرآن کار سادهای نیست. اگر فراموشت شود، مسئولیتاش سنگین است. همین اندازهای که حفظ کردی، کافیست. بیشترش بارت را زیاد میکند.»
برادرش را مثال زد و گفت:
«برادرم حافظ قرآن است، اما از جوانیاش چیزی نمانده، مو و ریشاش سفید شده. پس تو نکن، نمیتانی.»
در همین لحظه، دختری دیگر وارد گفتگو شد. با اعتماد به نفس گفت:
«به حرفهایش گوش نده. تو میتانی! من خودم دیدم چقدر اراده داری، چقدر با لیاقتی. همین که شروع کردی یعنی میتانی تماماش کنی. بگذار حرف بزنند، تو راه خودت را برو.»
نمیدانم چرا بعضیها ضعف را به زن بودن ربط میدهند.
زن بودن، ضعف نیست.
ولی تلخ است وقتی همجنس خودت به تو بگوید «تو نمیتانی.»
آن هم نه از روی بدی، که از روی باورهای اشتباه.
و این دردناکتر است از هر مخالفتی.
اما من میدانم؛ اگر خدا بخواهد، میتانم.
و وقتی که بخواهم، خواهم توانست.
اگر چه حالا خودم هم کم کم اعتماد به نفس خود را از دست داده میرم با این حرف های همه...
و لی بازم هر چی خیر باشد الله مهربان است او بخواهد میشود.
❤5❤🔥3
Forwarded from -𝐁𝐋𝐔𝐄-
تو نگران هستی که مردم
دربارهٔ من چه فکری خواهند کرد،
اما من عجله دارم که تو را مطمئن کنم
که احترامِ من به خودم،
برایم بیش از هر چیزِ دیگری اهمیت دارد...!
•فئودور داستایفسکی
دربارهٔ من چه فکری خواهند کرد،
اما من عجله دارم که تو را مطمئن کنم
که احترامِ من به خودم،
برایم بیش از هر چیزِ دیگری اهمیت دارد...!
•فئودور داستایفسکی
@blue_1352
❤6
❤5🔥1
جدایی از عزیزان، چیزی شبیه جانکندن است!
د. ادهم شرقاوی
خلیل الرحمن خباب
د. ادهم شرقاوی
خلیل الرحمن خباب
🔥3❤1
به خدا سوگند، من هرگز خصومت و دوری را شروع نکردهام و هیچگاه رفاقت برایم کمارزش نبوده؛ اما یک عادت دارم که اگر آسیبی ببینم، خودم را دور میگیرم!
د. ادهم شرقاوی
خلیل الرحمن خباب
د. ادهم شرقاوی
خلیل الرحمن خباب
🔥4❤1
Forwarded from نــور🕯
🔥4❤2
Forwarded from حرف | ربات پیامرسان
فکر میکردم هر چقدر به آدم اهمیت بدهم اون ها هم همونقدر بهم اهمیت میدن:)
فکر میکردم هر چقدر به آدم اهمیت بدهم اون ها هم همونقدر بهم اهمیت میدن:)
💔6❤1
Forwarded from حرف | ربات پیامرسان
•
از شهر خیال گذری کردم
پوشانده بود هر کوچه را بوی زلف تو...🤍🌱
•
•
از شهر خیال گذری کردم
پوشانده بود هر کوچه را بوی زلف تو...🤍🌱
•
❤🔥3❤2
حرف | ربات پیامرسان
چرا بخاطر یک گپ بی معنا تمام ادمین هایت حذف کردی؟ شاید اونا ناراحت شدن دل شان شکسته و ای گناه است
هههههه شما فکر کردین بخاطر گپ دیگران ادمین ها را حذف کردم ؟
اصلاً چنین نیست
در نخست هم گفتم بنابر دلیل شخصی...
و اینکه چرا باید ناراحت شوند ادمین هایم خیلی آدم های با منطق بودند مطمئنم ناراحت نشدن!
اگر خیلی پست های شان را دوست داشتید هر کدام از خود کانال شخصی دارند میتوانید اونجا دنبال شان کنید!
اصلاً چنین نیست
در نخست هم گفتم بنابر دلیل شخصی...
و اینکه چرا باید ناراحت شوند ادمین هایم خیلی آدم های با منطق بودند مطمئنم ناراحت نشدن!
اگر خیلی پست های شان را دوست داشتید هر کدام از خود کانال شخصی دارند میتوانید اونجا دنبال شان کنید!
❤5
حق با فرانتس كافكا بود…
باید از موسیقی ترسید؛ چون نمیدانی قرار است ترا به کدام قسمت خاطراتت ببرد.
باید از موسیقی ترسید؛ چون نمیدانی قرار است ترا به کدام قسمت خاطراتت ببرد.
❤2🆒1
بادبادکِ آبے
میخواهم بروم و برایش بگویم چرا من این همه بی حوصله هستم.!🙂
هرگاه رفتی منم با خود ببرررررر