چـکـامـهـ زار 🌘📜
450 subscribers
531 photos
75 videos
10 files
347 links
سر انجام به ادبیات روی آوردم؛
پیوسته پناهگاه کسانی‌ست که نمی‌دانند
سر پُر شور خود را کجا بر زمین بگذارند.
2024/12/2
Download Telegram
سر انجام به ادبیات روی آوردم؛
پیوسته پناهگاه کسانی‌ست که نمی‌دانند
سر پُر شور خود را کجا بر زمین بگذارند.
🔥3
-روزی معشوق ات بودم اینک نمیدانم کیستم!
#_رمان‌خدایان‌زمینی
🔥4
مَست خوابند همه ؛ دیده بیدار کم است..!
فیاض لاهیجی
🔥3
در اوایل نزدیک ترینم بود تا جاییکه اگر یک لحظه قهر میکرد خود را به در و دیوار میزدم تا دوباره مثل قبل شویم  بخاطر حرف های که برمن گفته بود گریه ها کردم با آنکه شاید نزد خودش حرف بدی نگفته باشد...
و اما حالا...
آری عزیزم حالا دیگر مثل قبل نیست او مرا از دست داد شاید خودش هم تا هنوز بی‌خبر باشد اما من دیگر من سابق همراهش نخواهم بود
او حالا شده بیگانه ترینی که در موردم شاید نه همه چیز اما بعضی چیز ها را می‌داند.

#دوشیزه_سادات
2🔥1
آشنا های که بیگانه میشوند …
خوشم نمیایه
#_بِی‌تٰابْ 💌
🤝3
ادم های نمیتوانند همانطور که مادرت تو را به عیب نقص میبیند
بیبیند ….
حتی همسرت …!
#_بِی‌تٰابْ 💌
🔥2
هر کسی او را به زخم تازه مهمان میکند ….🔥
🔥2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❤‍🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
قرن‌ها بعد كه ما خاك شديم؛
زيبايىِ تو و اندوه من همچنان خواهند زيست.
و مردم خواهند گفت:
آن ها هردو يك‌نفر بودند.
شعرِ جهان / ميكل آنز. |
🔥1
الحزنُ في وطني
عجلة لا تتوقف...

اندوه در سرزمینِ من
چرخی است توقف‌ناپذیر...
🔥2
« چی بگم والا آدما همینن، فقط بلدن ناامیدت کنن.»
🔥2
زخم آنچنان بزن که به رستم شغاد زد
زخمی که حیله بر جگر اعتماد زد

باور نمی کنم به من این زخم بسته را
باچشم باز،آن نگه خانه زاد زد

بااینکه در زمانه ی بیداد می توان
سر را به چاه صبر فرو برد و داد زد

یا می توان که سیلی فریاد خویش را
با کینه ای گداخته ،بر گوش باد زد

گاهی نمی توان به خدا حرف درد را
با خود نگاه داشت و روز معاد زد


محمدعلی بهمنی
نه می‌توانم از زندگی دست بکشم؛
و نه می‌توانم آن را چنان‌که هست بپذیرم.
2
‌‌اگر می دانستیم که آشنایان مان
در غیاب ما چه چیزهایی
درباره ما می گویند
حتی یک کلمه هم
با آنان سخن نمی گفتیم...!!!
2
حُبّاً بِـ محمّد ، صلّوا عليهﷺ.💜
2