🔥3
سر انجام به ادبیات روی آوردم؛
پیوسته پناهگاه کسانیست که نمیدانند
سر پُر شور خود را کجا بر زمین بگذارند.
پیوسته پناهگاه کسانیست که نمیدانند
سر پُر شور خود را کجا بر زمین بگذارند.
🔥3
در اوایل نزدیک ترینم بود تا جاییکه اگر یک لحظه قهر میکرد خود را به در و دیوار میزدم تا دوباره مثل قبل شویم بخاطر حرف های که برمن گفته بود گریه ها کردم با آنکه شاید نزد خودش حرف بدی نگفته باشد...
و اما حالا...
آری عزیزم حالا دیگر مثل قبل نیست او مرا از دست داد شاید خودش هم تا هنوز بیخبر باشد اما من دیگر من سابق همراهش نخواهم بود
او حالا شده بیگانه ترینی که در موردم شاید نه همه چیز اما بعضی چیز ها را میداند.
#دوشیزه_سادات
و اما حالا...
آری عزیزم حالا دیگر مثل قبل نیست او مرا از دست داد شاید خودش هم تا هنوز بیخبر باشد اما من دیگر من سابق همراهش نخواهم بود
او حالا شده بیگانه ترینی که در موردم شاید نه همه چیز اما بعضی چیز ها را میداند.
#دوشیزه_سادات
❤2🔥1
چـکـامـهـ زار 🌘📜
آشنا های که بیگانه میشوند … خوشم نمیایه #_بِیتٰابْ 💌
تُ سعی کن بیگانهای آشنایت نشوی...
❤1
🔥2
قرنها بعد كه ما خاك شديم؛
زيبايىِ تو و اندوه من همچنان خواهند زيست.
و مردم خواهند گفت:
آن ها هردو يكنفر بودند.
زيبايىِ تو و اندوه من همچنان خواهند زيست.
و مردم خواهند گفت:
آن ها هردو يكنفر بودند.
شعرِ جهان / ميكل آنز. |
🔥1
الحزنُ في وطني
عجلة لا تتوقف...
اندوه در سرزمینِ من
چرخی است توقفناپذیر...
🔥2
زخم آنچنان بزن که به رستم شغاد زد
زخمی که حیله بر جگر اعتماد زد
باور نمی کنم به من این زخم بسته را
باچشم باز،آن نگه خانه زاد زد
بااینکه در زمانه ی بیداد می توان
سر را به چاه صبر فرو برد و داد زد
یا می توان که سیلی فریاد خویش را
با کینه ای گداخته ،بر گوش باد زد
گاهی نمی توان به خدا حرف درد را
با خود نگاه داشت و روز معاد زد
محمدعلی بهمنی
زخمی که حیله بر جگر اعتماد زد
باور نمی کنم به من این زخم بسته را
باچشم باز،آن نگه خانه زاد زد
بااینکه در زمانه ی بیداد می توان
سر را به چاه صبر فرو برد و داد زد
یا می توان که سیلی فریاد خویش را
با کینه ای گداخته ،بر گوش باد زد
گاهی نمی توان به خدا حرف درد را
با خود نگاه داشت و روز معاد زد
محمدعلی بهمنی
اگر می دانستیم که آشنایان مان
در غیاب ما چه چیزهایی
درباره ما می گویند
حتی یک کلمه هم
با آنان سخن نمی گفتیم...!!!
در غیاب ما چه چیزهایی
درباره ما می گویند
حتی یک کلمه هم
با آنان سخن نمی گفتیم...!!!
❤2