سهسال پیش، آشنا شدم با دختری از تبار نور و از نسل ایمان؛
دختری که زیبایی چهرهاش تنها پردهای نازک بود بر جلوههای بیپایان دلآرا و صفای دروناش.
آن روز دانستم که همصنفم است، اما هرگز نمیپنداشتم روزی بهترین و نزدیکترین یارم گردد.
او نهتنها نخستین دوستم بود، بلکه عزیزترینشان شد؛
دختری با لبخندهایی که جان را آرامش میبخشد، و سیمایی که دل را نوازش میکند.
امروز، روز میلاد توست...
روزیکه آسمان روشنتر شد و زمین لبخند زد به آمدنت.
روزیکه نسیم، نغمهی زندگی خواند و درختان برگهای خزانزده را فرش راهت کردند.
تو همان گل نایاب بهاری هستی، که در دل پاییز روییدی و با آمدنت به برگهای خشک، جان دادی.
گل مرسلمن، تولدت هزاران بار مبارک باد. 🤍
باشد که همیشه در پناه الله مهربان، دلخوش و سرافراز بمانی،
و سالها زندگیت لبریز از اجابت دعاهایت باشد.
با مهر و محبت بیکران، از سوی قلبی که برایت بهترینها را میخواهد.
تولدت مبارک گلمن🥳🎂🫶🏼
دختری که زیبایی چهرهاش تنها پردهای نازک بود بر جلوههای بیپایان دلآرا و صفای دروناش.
آن روز دانستم که همصنفم است، اما هرگز نمیپنداشتم روزی بهترین و نزدیکترین یارم گردد.
او نهتنها نخستین دوستم بود، بلکه عزیزترینشان شد؛
دختری با لبخندهایی که جان را آرامش میبخشد، و سیمایی که دل را نوازش میکند.
امروز، روز میلاد توست...
روزیکه آسمان روشنتر شد و زمین لبخند زد به آمدنت.
روزیکه نسیم، نغمهی زندگی خواند و درختان برگهای خزانزده را فرش راهت کردند.
تو همان گل نایاب بهاری هستی، که در دل پاییز روییدی و با آمدنت به برگهای خشک، جان دادی.
گل مرسلمن، تولدت هزاران بار مبارک باد. 🤍
باشد که همیشه در پناه الله مهربان، دلخوش و سرافراز بمانی،
و سالها زندگیت لبریز از اجابت دعاهایت باشد.
با مهر و محبت بیکران، از سوی قلبی که برایت بهترینها را میخواهد.
تولدت مبارک گلمن🥳🎂🫶🏼
❤🔥4❤2
بد نیست اندکی توجه داشتهباشید به حرفی که میزنید.
چون اگر دروغ باشد که صدفیصد است شما تهمت کردهاید و میدانید که چقدر گناه بزرگ است تهمت کردن.
و لطفاً دیگر چنین چرت و پرت های سرهم نکنید در ناشناس ما!
چون اگر دروغ باشد که صدفیصد است شما تهمت کردهاید و میدانید که چقدر گناه بزرگ است تهمت کردن.
و لطفاً دیگر چنین چرت و پرت های سرهم نکنید در ناشناس ما!
❤5
سلام بر آنانی که گرچه نه میشناسیمشان و نه هرگز دیدهایمشان،
اما باز هم دلتنگمان میشوند و دلتنگشان میشویم...
دل، گاهی بیهیچ آشنایی، آشنا میشود! 💭
#دوشیزه_سادات
اما باز هم دلتنگمان میشوند و دلتنگشان میشویم...
دل، گاهی بیهیچ آشنایی، آشنا میشود! 💭
#دوشیزه_سادات
🔥4❤3
Forwarded from منارة الهدی
امام عبدالله بن مسعود رضی الله عنه میفرماید:
شخص بايد طوری نفس خود را آماده کند که اگر تمامی کسانی که بر روی زمین هستند کافر شوند، او کافر نشود؛ و هرگز کسی از شما امعه نباشد!
از او پرسیدند امعه چیست؟!
فرمود: کسی که میگوید من با مردم هستم، به راستی هیچ الگویی در شر و بدی نیست.
📚 المعجم الكبير، للطبراني ۹/۱۵۲
شخص بايد طوری نفس خود را آماده کند که اگر تمامی کسانی که بر روی زمین هستند کافر شوند، او کافر نشود؛ و هرگز کسی از شما امعه نباشد!
از او پرسیدند امعه چیست؟!
فرمود: کسی که میگوید من با مردم هستم، به راستی هیچ الگویی در شر و بدی نیست.
📚 المعجم الكبير، للطبراني ۹/۱۵۲
❤2
میگم یک متن هایی نوشتیم که اگر کسی مرا درست نشاسد فک میکند عاشق دلباخته است ای دختر👩🦯😐
اما نیستم فقط دلی نوشتیم 😕😂
حتی خودم وقتی میخوانم صد سال سیاه فک نمیکنم من نوشتیم اینرا😭
اما نیستم فقط دلی نوشتیم 😕😂
حتی خودم وقتی میخوانم صد سال سیاه فک نمیکنم من نوشتیم اینرا😭
❤1
دوست دارم با تو قدم بزنم،
دست در دست، زیر باران،
خیسِ خیس، بیپروا از نگاه دنیا…
دوست دارم در یک کافهی دنج،
برای فنجانی قهوه دعوتم کنی
و من غرق شوم در نگاهت میان بخار گرم فنجان…
دوست دارم آتشی روشن کنی،
کنارش بنشینیم، برایت چای تازهدم بریزم،
در کنارش شیرینیای که دوست داری،
شاید بقلاوه، شاید کیک کاکائویی…
بعد از چای، نسیم سرد پائیزی بوزد
و تو بیدرنگ کُرتیات را روی شانههایم بیندازی
یا پتوی نرمی که عطر تو را دارد…
یا شاید نه کُرتی، نه پتو،
فقط آغوشت باشد، پناهِ همیشگیام…
دوست دارم در همان لحظه،
برایم شعر بخوانی،
شاعرانه، آرام، با صدای مهربانت…
آه که نمیدانی چقدر سرودنهایت را دوست دارم…
من باشم و تو باشی،
و آتشی آرام،
و چای تازهدم،
و جرعهای شعر،
همراه با نسیم خنکِ پائیزی...
#دوشیزه_سادات
دست در دست، زیر باران،
خیسِ خیس، بیپروا از نگاه دنیا…
دوست دارم در یک کافهی دنج،
برای فنجانی قهوه دعوتم کنی
و من غرق شوم در نگاهت میان بخار گرم فنجان…
دوست دارم آتشی روشن کنی،
کنارش بنشینیم، برایت چای تازهدم بریزم،
در کنارش شیرینیای که دوست داری،
شاید بقلاوه، شاید کیک کاکائویی…
بعد از چای، نسیم سرد پائیزی بوزد
و تو بیدرنگ کُرتیات را روی شانههایم بیندازی
یا پتوی نرمی که عطر تو را دارد…
یا شاید نه کُرتی، نه پتو،
فقط آغوشت باشد، پناهِ همیشگیام…
دوست دارم در همان لحظه،
برایم شعر بخوانی،
شاعرانه، آرام، با صدای مهربانت…
آه که نمیدانی چقدر سرودنهایت را دوست دارم…
من باشم و تو باشی،
و آتشی آرام،
و چای تازهدم،
و جرعهای شعر،
همراه با نسیم خنکِ پائیزی...
#دوشیزه_سادات
❤3🔥3
محبوب من،
من آن غیرتهای بیجای مردانهات را نمیپسندم...
تو مکلفی—بله، مکلفی!
که در روزها و شبهای بارانی، کنارم باشی و با من در خیابان قدم بزنی.
مجبوری مرا به یک فنجان قهوه دعوت کنی، حتی اگر بار سوم آن روز باشد!
وظیفه داری هر وقت دلم خواست، هرچه خواستم برایم فراهم کنی—بیقید و شرط.
تو باید مرا بیرون ببری، هر زمان که دلم خواست؛ شب باشد یا روز، فرق ندارد.
باید برایم آتش روشن کنی، حتی اگر تابستان باشد.
باید برایم شعر بخوانی—نه از آن شعرهای تکراری، بلکه از ته دل، از آنهایی که فقط برای من گفتهای.
و در آخر...
تو ناگزیر هستی که دیوانهوار عاشقم باشی،
و هر کاری را که یک عاشق برای معشوقش میکند،
با تمام وجودت انجام بدهی.
#دوشیزه_سادات
من آن غیرتهای بیجای مردانهات را نمیپسندم...
تو مکلفی—بله، مکلفی!
که در روزها و شبهای بارانی، کنارم باشی و با من در خیابان قدم بزنی.
مجبوری مرا به یک فنجان قهوه دعوت کنی، حتی اگر بار سوم آن روز باشد!
وظیفه داری هر وقت دلم خواست، هرچه خواستم برایم فراهم کنی—بیقید و شرط.
تو باید مرا بیرون ببری، هر زمان که دلم خواست؛ شب باشد یا روز، فرق ندارد.
باید برایم آتش روشن کنی، حتی اگر تابستان باشد.
باید برایم شعر بخوانی—نه از آن شعرهای تکراری، بلکه از ته دل، از آنهایی که فقط برای من گفتهای.
و در آخر...
تو ناگزیر هستی که دیوانهوار عاشقم باشی،
و هر کاری را که یک عاشق برای معشوقش میکند،
با تمام وجودت انجام بدهی.
#دوشیزه_سادات
🔥4❤1
ای جانکاه، ای نفس گیر، که در هر آنسو، چون ستارهای در دنباله،
همراهیام میکنی، میتوانی مرا تا مرز نیستی بکشانی،
و همزمان مزهی لذت خوشحالی را بچشانی.
گاهی در افکار عمیق غرق میشوم، و در دل میگویم:
چرا خاطرات تلخ و جانکاه، از ذهنم پاک نمیشوند؟
اما خاطرات شیرین، چون نسیمی نرم،
از دل و جانم میگذرند.
خاطرات تلخ، جزء جزء وجودم را، چون تصویری زنده، در ذهنم پخش میکنند. همهچیز با یک حرف یا حرکتی، مرا به یاد آن روزهای سپری شده میاندازد.
با کلامی از یکی، خاطرات شیرین از دل میگذرند، و با حرکتی از دگر،
خاطرات تلخ مرا به سکوتی محض میکشانند
و از جمع دور میکنند.
#_بِیتٰابْ 💌
همراهیام میکنی، میتوانی مرا تا مرز نیستی بکشانی،
و همزمان مزهی لذت خوشحالی را بچشانی.
گاهی در افکار عمیق غرق میشوم، و در دل میگویم:
چرا خاطرات تلخ و جانکاه، از ذهنم پاک نمیشوند؟
اما خاطرات شیرین، چون نسیمی نرم،
از دل و جانم میگذرند.
خاطرات تلخ، جزء جزء وجودم را، چون تصویری زنده، در ذهنم پخش میکنند. همهچیز با یک حرف یا حرکتی، مرا به یاد آن روزهای سپری شده میاندازد.
با کلامی از یکی، خاطرات شیرین از دل میگذرند، و با حرکتی از دگر،
خاطرات تلخ مرا به سکوتی محض میکشانند
و از جمع دور میکنند.
#_بِیتٰابْ 💌
❤2💔1🦄1
❤3🔥1
محبوب من،
پائیز آمده و هوا آرامآرام رو به سردیست...
و من، در این خنکای دلچسب،
محتاج جرعهای گرم از آغوش شما هستم.
#دوشیزه_سادات
پائیز آمده و هوا آرامآرام رو به سردیست...
و من، در این خنکای دلچسب،
محتاج جرعهای گرم از آغوش شما هستم.
#دوشیزه_سادات
🔥2❤1❤🔥1
Forwarded from حرف | ربات پیامرسان
و عشق
پنهانی ترین
رازِ پاییز است....🍁🍂
فصل پاییز آمد و دلتنگی ها را با خودش آورد فصلی که با تمام دلتنگی ها عشق را به ما می آموزد که با محبت و خوشی کنار هم باشیم
چون دنیا ارزش هیچی را ندارد
همانطور که در فصل بهار با عشق جوانه میزنیم در مدت خیلی کم تا چشم بهم میزنیم پاییز میرسد و برگ🍂 از درخت جدا میشود
این که میگه دنیا دو روز است واقعی است پس تا توان داریم از داشته خود لذت ببریم
#دنیا دو روز است🩶❤🩹
🍁🍂🙃
و عشق
پنهانی ترین
رازِ پاییز است....🍁🍂
فصل پاییز آمد و دلتنگی ها را با خودش آورد فصلی که با تمام دلتنگی ها عشق را به ما می آموزد که با محبت و خوشی کنار هم باشیم
چون دنیا ارزش هیچی را ندارد
همانطور که در فصل بهار با عشق جوانه میزنیم در مدت خیلی کم تا چشم بهم میزنیم پاییز میرسد و برگ🍂 از درخت جدا میشود
این که میگه دنیا دو روز است واقعی است پس تا توان داریم از داشته خود لذت ببریم
#دنیا دو روز است🩶❤🩹
🍁🍂🙃
❤2🔥1
@sandogh_neveshteha_bot
لینک ناشناس چکامه زار
سلام 𝐌𝐈𝐒𝐒 𝐒𝐀𝐃𝐀𝐓🎀 هستم
https://t.me/SendHarfBot?start=97b530bd1dfb
اگر از من سوالی دارید
اینجا خوانا استم. 🌚
لینک ناشناس چکامه زار
سلام 𝐌𝐈𝐒𝐒 𝐒𝐀𝐃𝐀𝐓🎀 هستم
https://t.me/SendHarfBot?start=97b530bd1dfb
اگر از من سوالی دارید
اینجا خوانا استم. 🌚
Telegram
حرف | ربات پیامرسان
پیامرسان حرف اولین و پیشرفتهترین ربات پیامرسان در تلگرام🔥
نسخه ناشناس: @HarfChatBot
کانال پشتیبانی ربات: @HarfChat
نسخه ناشناس: @HarfChatBot
کانال پشتیبانی ربات: @HarfChat
مرا ببر به همان کوچههای شاد کودکی،
مرا ببر به آنجا که غافل از دغدغههای زندگی بودیم.
مرا ببر به آن کوچههایی که با گل و خاک بازی میکردیم،
و ترسمان این بود که مادر نازنین خبر نشود.
میرفتم زیر شیر آب و میکوشیدم تا خاک لباسم را پاک کنم،
اما از بدیها بدتر میشد و مادر میآمد و میگفت:
"وایی پسر جان، به خدا اگر شب بیمار شدی،
از دکتر خبری نیست!
مرا ببر به آن کوچهها که در آن مردم را آزردم،
و گاه دلخوشیهایم را با خندههای بلند به اشتراک گذاشتم.
مرا ببر به آن جا که دلم میخواست دیوانهوار زندگی کنم،
زیرا دیوانگی در آن روزگار با زندگیام همخوان بود.
ای کاش این ای کاشها باقی نمانند،
و همه آرزوهایم به حقیقت تبدیل شوند.
#_بِیتٰابْ 💌
مرا ببر به آنجا که غافل از دغدغههای زندگی بودیم.
مرا ببر به آن کوچههایی که با گل و خاک بازی میکردیم،
و ترسمان این بود که مادر نازنین خبر نشود.
میرفتم زیر شیر آب و میکوشیدم تا خاک لباسم را پاک کنم،
اما از بدیها بدتر میشد و مادر میآمد و میگفت:
"وایی پسر جان، به خدا اگر شب بیمار شدی،
از دکتر خبری نیست!
مرا ببر به آن کوچهها که در آن مردم را آزردم،
و گاه دلخوشیهایم را با خندههای بلند به اشتراک گذاشتم.
مرا ببر به آن جا که دلم میخواست دیوانهوار زندگی کنم،
زیرا دیوانگی در آن روزگار با زندگیام همخوان بود.
ای کاش این ای کاشها باقی نمانند،
و همه آرزوهایم به حقیقت تبدیل شوند.
#_بِیتٰابْ 💌
❤2❤🔥1🔥1
«حافِظ عَلىٰ من تحب
فالقلب لا يفتح أبوابهُ دائِماً...»
+مراقب کسی باش که دوستش داری
چرا که درهای قلب همیشه باز نیست...
#_عربیات
فالقلب لا يفتح أبوابهُ دائِماً...»
+مراقب کسی باش که دوستش داری
چرا که درهای قلب همیشه باز نیست...
#_عربیات
🔥4❤1