❤2💔2😐2
«یکروز یکنفر میاید
و جای تمام زخمهایت را با شعر عوض میکند...»
و جای تمام زخمهایت را با شعر عوض میکند...»
❤5❤🔥2😐2
گاهیآدم، بیآنکه زخمی رویتنش باشداز پا میافتد...
و هیچکس نمیداند درد بیصدا از فریاد بلندتر است!
#حسنیٰ
و هیچکس نمیداند درد بیصدا از فریاد بلندتر است!
#حسنیٰ
🔥6🕊2😐2
کار من از شنبه شروع کردن گذشته
باید بمیرم و از اول شروع کنم .
باید بمیرم و از اول شروع کنم .
💔5❤1😐1
کیرسد دست نیازِما به بهدست ناز او؛
خیمهی لیلی بلند است، دست مجنون نارسا!
خیمهی لیلی بلند است، دست مجنون نارسا!
❤🔥2😐2❤1🔥1
Forwarded from منارة الهدی
وقتی کتابهای تاریخ، سرگذشت گذشتگان و صدر اسلام را بخوانی و ورق بزنی، با چیزهای عجیب و دلپسندی مواجه میشوی.
بعضی از زنان را، مرد تر از مردان میابی. با وجود اینکه آنها دانش آموختهی کدام دانشگاه، فارغ شدهی کدام دورهای آموزشی و کارگاه، دارندهی مدرک تحصیلی و گواهینامههای معتبر آکادمیک به اصطلاح امروزی نبودند.
اما، سیاستمداران خوب و در هر میدان در تراز اول قرار داشتند.
دانش و فهم شان بالاتر از فکر و درکمان بود.
آنها قوهی درک و تشخیص حیرت آوری داشتند.
آنها همسران شایسته، آموزگار و مربّی کامل، استاد علما، مفتیانی بر جسته، خوش بیان و خوب گفتار بودند.
بهگونهٔ نمونه، میتوان به همسر با وفا و دوستداشتنی پیامبرخدا ﷺ حضرت عایشه -رضیاللهعنها- اشاره کرد.
او زنی بود در زنانگی کامل.
برای خوب بودن و وصف زیباتر وی همین کافیست که پروردهی بوستان صدیق و همسر گرامی پیامبر امین و راستگو بود.
او نمونهی کامل یک زن بود، نمونهی کامل برای زنانگی و بلند پروازی زنان. هر زنی مسلمانی که میخواهد پیشرفت چشمگیری داشته باشد و به قلههای بلند حیا و تفقه دینی برسد. بایست به قدمهای عایشه قدم نهد و سیرت او را راهنمای کلی زندگی خویش بسازد.
عایشه علیرغم اینکه همسر بهترین مردی که خدا برای ختم نبوت برگزیده بود میباشد، آموزگار و بهترین مشاور برای صحابه کرام هم بود. بزرگان و دانشمندان نامور صحابه، وقتی در فهم حدیث یا مسئلهای علمی به بنبست مواجه میشدند، نزد عایشه میآمدند و بدون کدام خجالتی (از اینکه شاید خودشان کمبینی شوند) از وی میپرسیدند.
آموزش و پرورش زنان در واقع پروژهی برای نسلسازی و قهرمانپروری است.
تاریخ دیرینهٔ اسلام بر این گواه است و هیچ احدی توان چشم پوشی از آنرا ندارد.
تعلیم یک دختر بهمثابهٔ تعلیم یک نسل است.
✍️ افراهیم چرخی
بعضی از زنان را، مرد تر از مردان میابی. با وجود اینکه آنها دانش آموختهی کدام دانشگاه، فارغ شدهی کدام دورهای آموزشی و کارگاه، دارندهی مدرک تحصیلی و گواهینامههای معتبر آکادمیک به اصطلاح امروزی نبودند.
اما، سیاستمداران خوب و در هر میدان در تراز اول قرار داشتند.
دانش و فهم شان بالاتر از فکر و درکمان بود.
آنها قوهی درک و تشخیص حیرت آوری داشتند.
آنها همسران شایسته، آموزگار و مربّی کامل، استاد علما، مفتیانی بر جسته، خوش بیان و خوب گفتار بودند.
بهگونهٔ نمونه، میتوان به همسر با وفا و دوستداشتنی پیامبرخدا ﷺ حضرت عایشه -رضیاللهعنها- اشاره کرد.
او زنی بود در زنانگی کامل.
برای خوب بودن و وصف زیباتر وی همین کافیست که پروردهی بوستان صدیق و همسر گرامی پیامبر امین و راستگو بود.
او نمونهی کامل یک زن بود، نمونهی کامل برای زنانگی و بلند پروازی زنان. هر زنی مسلمانی که میخواهد پیشرفت چشمگیری داشته باشد و به قلههای بلند حیا و تفقه دینی برسد. بایست به قدمهای عایشه قدم نهد و سیرت او را راهنمای کلی زندگی خویش بسازد.
عایشه علیرغم اینکه همسر بهترین مردی که خدا برای ختم نبوت برگزیده بود میباشد، آموزگار و بهترین مشاور برای صحابه کرام هم بود. بزرگان و دانشمندان نامور صحابه، وقتی در فهم حدیث یا مسئلهای علمی به بنبست مواجه میشدند، نزد عایشه میآمدند و بدون کدام خجالتی (از اینکه شاید خودشان کمبینی شوند) از وی میپرسیدند.
آموزش و پرورش زنان در واقع پروژهی برای نسلسازی و قهرمانپروری است.
تاریخ دیرینهٔ اسلام بر این گواه است و هیچ احدی توان چشم پوشی از آنرا ندارد.
تعلیم یک دختر بهمثابهٔ تعلیم یک نسل است.
✍️ افراهیم چرخی
❤3🔥2
Forwarded from صدف
❤3😐1
در حقیقت میدانید واقعاً حسودی میکنم به آنانی حوصله دارند،روتین منظم روزانه دارند،خواب منظم دارند و...
و اما من هیچ یک را ندارم👩🦯
روتین روزانه دیگرا: ورزش،رسیدگی به خود...
و روتین روزانه من: درس و خواب👩🦯🤌💔
و اما من هیچ یک را ندارم👩🦯
روتین روزانه دیگرا: ورزش،رسیدگی به خود...
و روتین روزانه من: درس و خواب👩🦯🤌💔
😐2🔥1
❤4😐1
چـکـامـهـ زار 🌘📜
میگم جدی میخواهند انترنت را در افغانستان قط کنند؟!
همینطور معلوم میشود،
وایفای خانه قط شد.🥲
ولی خوبه امروز کل درس مه مرور کردم، 😌
چون مصروف فون نشدم.😐
در کل خوبه..!🙂
وایفای خانه قط شد.🥲
ولی خوبه امروز کل درس مه مرور کردم، 😌
چون مصروف فون نشدم.😐
در کل خوبه..!🙂
❤2🔥1🌚1😐1
Forwarded from منارة الهدی
پس از سالهای بسیار طولانی، خداوند خواست که اصحاب کهف بیدار شوند تا مردم بدانند وعدهی او درباره قیامت و زنده کردن مردگان حق است.
چشمان جوانان به آرامی گشوده شد. خورشید همچنان از کنار غار میگذشت و نسیم ملایمی در فضای آن میوزید. آنان برخاستند و به یکدیگر نگاه کردند. هیچکس احساس نمیکرد که قرنها گذشته باشد؛ تنها تصور میکردند خوابی کوتاه داشتهاند.
یکی از آنان پرسید:
«چه مدت در اینجا ماندهایم؟»
یکی دیگر پاسخ داد:
«شاید یک روز یا بخشی از یک روز.»
سپس گفتند:
«پروردگارمان بهتر میداند که چه مدت در اینجا بودهایم. حال کسی را بفرستیم تا با این پولی که داریم، غذایی پاکیزه بخرد و خبرهای شهر را برایمان بیاورد.»
پس تصمیم گرفتند یکی از آنان که نامش در روایات یملیخا ذکر شده است، به شهر برود. او سکههایی از نقره همراه داشت که همان پولهای زمان پادشاه دقیانوس بود.
یملیخا با احتیاط از غار بیرون آمد. پس از مدتها دوباره هوای آزاد را تنفس کرد. به سوی شهر رفت، اما وقتی وارد شهر شد، شگفتزده ماند؛ زیرا همهچیز تغییر کرده بود. خانهها، بازارها، لباس مردم، حتی لهجه و زبانشان متفاوت بود.
با تعجب به اطراف نگاه میکرد. مردم نیز با دیدن او به او مینگریستند؛ گویی از دنیای دیگری آمده است.
وقتی برای خرید نان پول قدیمی خود را بیرون آورد، نانوا با حیرت به آن نگاه کرد و گفت:
«این سکهها از کجا آوردهای؟ اینها مربوط به سیصد سال پیش است!»
مردم دور او جمع شدند. خبر به حاکم وقت رسید که جوانی با پولهای قدیمی آمده است. او را نزد حاکم بردند. یملیخا ماجرا را بازگو کرد و گفت:
«ما جوانانی بودیم که از ترس ستم دقیانوس به غاری پناه بردیم. خداوند ما را در خوابی طولانی فرو برد و امروز بیدار شدیم.»
این خبر همه شهر را تکان داد. مردم فهمیدند که وعده خداوند درباره رستاخیز حق است و همان خدایی که اصحاب کهف را پس از سیصد و نه سال زنده کرد، میتواند روز قیامت همه مردگان را زنده گرداند.
چشمان جوانان به آرامی گشوده شد. خورشید همچنان از کنار غار میگذشت و نسیم ملایمی در فضای آن میوزید. آنان برخاستند و به یکدیگر نگاه کردند. هیچکس احساس نمیکرد که قرنها گذشته باشد؛ تنها تصور میکردند خوابی کوتاه داشتهاند.
یکی از آنان پرسید:
«چه مدت در اینجا ماندهایم؟»
یکی دیگر پاسخ داد:
«شاید یک روز یا بخشی از یک روز.»
سپس گفتند:
«پروردگارمان بهتر میداند که چه مدت در اینجا بودهایم. حال کسی را بفرستیم تا با این پولی که داریم، غذایی پاکیزه بخرد و خبرهای شهر را برایمان بیاورد.»
پس تصمیم گرفتند یکی از آنان که نامش در روایات یملیخا ذکر شده است، به شهر برود. او سکههایی از نقره همراه داشت که همان پولهای زمان پادشاه دقیانوس بود.
یملیخا با احتیاط از غار بیرون آمد. پس از مدتها دوباره هوای آزاد را تنفس کرد. به سوی شهر رفت، اما وقتی وارد شهر شد، شگفتزده ماند؛ زیرا همهچیز تغییر کرده بود. خانهها، بازارها، لباس مردم، حتی لهجه و زبانشان متفاوت بود.
با تعجب به اطراف نگاه میکرد. مردم نیز با دیدن او به او مینگریستند؛ گویی از دنیای دیگری آمده است.
وقتی برای خرید نان پول قدیمی خود را بیرون آورد، نانوا با حیرت به آن نگاه کرد و گفت:
«این سکهها از کجا آوردهای؟ اینها مربوط به سیصد سال پیش است!»
مردم دور او جمع شدند. خبر به حاکم وقت رسید که جوانی با پولهای قدیمی آمده است. او را نزد حاکم بردند. یملیخا ماجرا را بازگو کرد و گفت:
«ما جوانانی بودیم که از ترس ستم دقیانوس به غاری پناه بردیم. خداوند ما را در خوابی طولانی فرو برد و امروز بیدار شدیم.»
این خبر همه شهر را تکان داد. مردم فهمیدند که وعده خداوند درباره رستاخیز حق است و همان خدایی که اصحاب کهف را پس از سیصد و نه سال زنده کرد، میتواند روز قیامت همه مردگان را زنده گرداند.
❤1
Forwarded from منارة الهدی
کانال منارة الهدی را در واتساپ دنبال کنید: https://whatsapp.com/channel/0029VaXjnzp72WTqwRbMN83i
WhatsApp.com
منارة الهدی | WhatsApp Channel
منارة الهدی WhatsApp Channel. منارة الهدی" فانوسی از نور و هدایت در تاریکیهاست، روشنکننده راه حقیقت و ایمان. در این کانال، به بررسی مباحث اسلامی، پاسخ به شبهات، و نشر معارف دینی میپردازیم تا نور آگاهی را در دلها بتابانیم. 5 followers
❤1