چـکـامـهـ زار 🌘📜
457 subscribers
540 photos
76 videos
10 files
367 links
سر انجام به ادبیات روی آوردم؛
پیوسته پناهگاه کسانی‌ست که نمی‌دانند
سر پُر شور خود را کجا بر زمین بگذارند.
2024/12/2
Download Telegram
در این حوالی صبح …
دو صبحی است ….که حس نبشته کردنم زیاد شده …..
یا شاید شب هایی که از ترس نمیخوابم در ذهنم نبشته میکنم …..
و صبح به روی کاغذ نبشته های ذهنم را نمایان میکنم….🔥…..
2💔1
چـکـامـهـ زار 🌘📜
هرکه آمد اندکی ما را پریشان‌ کرد و رفت #بیدل_دهلوی
اندکی که بماند…..
اندکی پریشان میکرد حرفی نبود….🔥
2
.

چو انسان را نباشد فضل و احسان
چہ فرق از ،، آدمے ،، تا نقش ديوار

بدستــ  آوردن  دنيا  هُنر نيست
يڪے‌ را  گر توانے دل  بدست آر
1🕊1
لبخند شان چه دلنشین است …🔥🫠
🍓21😍1🤝1💘1
حیات جاودان خواهی به صحرای قناعت رو

که دارد یاد هر موری در آن وادی سلیمان‌ها

🌱 صائب تبریزی
🔥42
تکه ای از نامه های احمد شاملو به آیدای احمد …
«📜💌

آیدای من!

این پرنده، در این قفس تنگ نمی‌خواند. اگر می‌بینی خفه و لال و خاموش است، به این جهت است... بگذار فضا و محیط خودش را پیدا کند تا ببینی که چگونه در تاریک‌ترین شب‌ها آفتابی‌ترین روزها را خواهد سرود.
به من بنویس تا هر دم و هر لحظه بتوانم آن را بشنوم. به من بنویس تا یقین داشته باشم که تو هم مثل من در انتظار آن شب‌های سفیدی. به من بنویس که می‌دانی این سکوت و ابتذال زائیده‌ی زندگی در این زندانی است که مال ما نیست. که خانه‌ی ما نیست. که شایسته‌ی ما نیست. به من بنویس که تو هم در انتظار سحری هستی که پرنده‌ی عشق ما در آن آواز خواهد خواند.

احمد تو
۲۹ شهریور ۱۳۴۲
1🕊1😍1
نامه ای نزار قبانی…بخوانیم📜💌


ای عزیز دلم، حرف‌های زیادی برای گفتن دارم.
از کجا آغاز کنم، ای گران‌بهای من؟
همه چیز در تو شاهانه است.
تو که از واژه‌هایم پیله‌های ابریشم می‌سازی.
این‌ها ترانه‌های من‌اند و این منم. این کتاب کوچک، ما را در بر دارد.
فردا که صفحاتش را ورق بزنم، چراغی خواهد نالید،
تختی خواهد سرود، حروفش از شوق سبز خواهند شد، ویرگول‌هایش در آستانهٔ پرواز خواهند بود.
مگو: چرا این جوان
از من با جاده‌های پیچان و جویبارها سخن گفت،
با درخت بادام و گل لاله،
تا دنیا مرا هر جا که می‌روم همراهی کند؟
چرا این ترانه‌ها را سرود؟
اکنون هیچ ستاره‌ای نیست
که از عطر من آکنده نباشد.
فردا مردم مرا در اشعارش خواهند دید:
دهانی با طعم شراب، موهایی کوتاه.
آنچه مردم می‌گویند را نادیده بگیر.
تو تنها از طریق عشق بزرگ من بزرگ خواهی شد.
اگر ما نبودیم، جهان چه می‌شد؟
اگر چشمان تو نبودند، جهان چه می‌شد؟»
🕊31
Forwarded from منارة الهدی
ابن قیم رحمه الله می‌گوید:

غم باعث ضعیف شدن قلب و سست شدن عزیمت و زیان دیدنِ اراده می‌شود؛ هیچ چیز برای شیطان خوش‌تر از غم مومن نیست
6🤝1
This media is not supported in the widget
VIEW IN TELEGRAM
3🕊2
به دنبال عایشه(رضی الله عنه) نباش در حالی که هیچ شباهتی به محمد ﷺ نداری!»
🕊32🔥1
دل دادم و دل بستـم و دلـدار نفهمید
رسواۍ‌ جهان گشتـم و آن یـار نفهمید
🤓🙃
🍓32🔥2😁2
دوست خوب تمام ماجراست..!🫀

🎀
❤‍🔥42💯1
https://t.me/+Vl1gCLs5Uc8wNTJl

جاین شوید ..
1
در من هنوز سالی‌ست باقی
که در آن با تو
در جاده‌ها‌‌‌ی که هنوز نرفته‌ام
قدم بزنم
و زندگی را در چشم‌هایت
بسان یک تیاتر قرن بیست
به تماشا بنشینم

در من هنوز‌ سالی‌ست باقی
و امیدی‌ست برجا
که تو را
وسط یک بهار سبز
میان صنوبرهای قشنگ باغ
داشته باشم
تو بخندی و من
تصویرپرداز هزار و چند لبخندت باشم

در من هنوز سالی‌ست باقی
که کابل
همان شهر شعرهای قدیم باشد
و تو
آزاد
از بند هر زنجیری

#مصطفی_خیام
4🔥2❤‍🔥1😍1
اهمیت تفکردرنعماءومخلوقات
دوکتور هارون "رادمنش "
🖋️ عنوان: اهمیت تفکر در نعماء و مخلوقات
🎤 استاد: دوکتور هارون رادمنش
🕰 مدت3:38

🌐 با عزیزان تان به اشتراک بگذارید.
بعضاً یک کلمه باعث تغییر می‌شود!
2🕊1
نامحرم
دوکتور هارون" رادمنش "
🖋️ عنوان: نامحرم
🎤 استاد: دوکتور هارون رادمنش
🕰 مدت:2:07
🌐 با عزیزان تان به اشتراک بگذارید.
بعضاً یک کلمه باعث تغییر می‌شود!
3
Forwarded from منارة الهدی
رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ

پروردگارا به ما از همسران و فرزندانمان آن ده که مایه‌ی روشنی چشمان [ما] باشد
💔4❤‍🔥21🤝1
Forwarded from بِی‌تٰابْ 💌
و زن ها در حالی که دلشان محزون است می‌توانند برای خوشحالی دل بنده خدا لبخند بر لب زده بخنداند …
#_بِی‌تٰابْ 💌
2💯2🔥1
شنیده‌ای؟
حاکم شهر دوباره حکم تازه‌ای صادر کرده...
این‌بار فرمان داده هیچ دلِ عاشقی، حق ندارد شعر عاشقانه بسراید!
می‌گوید دل‌ها را آشوب می‌کند، عقل‌ها را می‌رباید،
و مگر دلِ آرام چه ارزشی دارد اگر بی‌عشق بتپد؟

دیگر نباید کسی از چشم یار بگوید،
از لبخندهایی که آفتاب را شرم‌زده می‌کند،
از دلتنگی‌هایی که شب را بی‌خواب می‌گذارد...
عاشقانه ممنوع شده، مثل لبخند بی‌اجازه، مثل اشک بی‌صدا.

اما نمی‌دانند…
دل اگر نتپد برای عشق، برای چه بتپد؟
قلم اگر نلغزد در وصف یار، پس کجا آرام گیرد؟

و شاعران شهر، قلم‌ها را نه شکستند و نه زمین گذاشتند…
بلکه به جای آن، واژه‌ها را در پستوی ذهن پنهان کردند...
عاشقانه‌ها را در لفافه گفتند،
نام یار را در استعاره‌ها پیچیدند،
و دلتنگی را در دلِ شب، آرام زمزمه کردند.

کسی دیگر نمی‌گفت: «دوستت دارم»
می‌گفت: «هوا کمی مه‌آلود است…»
و آن‌که دل‌تنگ بود، نمی‌نوشت: «برگرد»
بلکه می‌نوشت: «درختان بی‌تو زودتر پاییز می‌شوند…»

و حاکم هرچه بیشتر منع کرد،
دل‌ها بیشتر بی‌صدا عاشق شدند.
زیرا عشق فرمان‌پذیر نیست،
او حتی در سکوت هم شعر می‌سراید…

#دوشیزه_سادات
3💘2😍1