چـکـامـهـ زار 🌘📜
دختر که باشی آزادی، برایت آرزوست...
دختر که باشی، گاهی حتی حوصله شانه زدن مو های بلندت را هم نمیداشته باشی!
حتی این بی حوصله گی شاید منجر به قیچی کردن موهایت بشه...
حتی این بی حوصله گی شاید منجر به قیچی کردن موهایت بشه...
🔥2💘2
نسل ما هر بار كه خواست كلمهى آينده را بنويسد
حادثهاى جمله را نا تمام گذاشت...
حادثهاى جمله را نا تمام گذاشت...
🔥3
آدمی که آنقدر از خودش فرار میکند ازهیچ دشمنی انقدر فرار نمیکند ..
#_داستایفسکی
#_داستایفسکی
❤🔥2
آدمی میتواند همه چیز را تحمل بکند جز بار سنگین اندیشه های بی رحمش
#_داستایفسکی
#_داستایفسکی
🤝3
من براى هميشه همان دخترى كه به بیگانه ها لبخند میزند، بلند میخندد ، زياد حرف میزند، نمىتواند آرام حرف بزند، زبان تند و تیزی دارد،و اما گاهی فقط سکوت میکند، برای هرچیزی فوراً ذوق میکند و هميشه يك سوتى مىدهد میمانم.
#دوشیزه_سادات
#دوشیزه_سادات
🔥5
چـکـامـهـ زار 🌘📜
«ماه امشب؛ مرا به یاد تو انداخت، یه یاد چشم هایی که درش غرق میشدم»
سیاهی آسمان امشب مرا به یاد چشمان تو انداخت، همان چشمهایی که مرا درخود غرق میساخت. ✨🌚
🔥3
Forwarded from دویستوچند تکه استخوان.
دشوارترین جنگ
جنگیدن با "خود" بود، برای اینکه دیگر دلتنگ نباشد.
جنگیدن با "خود" بود، برای اینکه دیگر دلتنگ نباشد.
🔥3
Forwarded from دویستوچند تکه استخوان.
«زن بودن سخت بود یحیی.
خیلی سخت بود، زمانی که میخواستی به آدمها بگویی نه یک مادری نه یک معشوق، فقط خودت هستی؛ یک انسان.»
خیلی سخت بود، زمانی که میخواستی به آدمها بگویی نه یک مادری نه یک معشوق، فقط خودت هستی؛ یک انسان.»
🔥3
Forwarded from دویستوچند تکه استخوان.
چه چیزی دردناکتر از این بود که نسبت به تمام چیزهایی که در گذشته از آنها لذت میبردی، بیحس شده باشی؟
🔥3
الرجال الحقيقيون لا ينتظرون عُمراً معيناً
حتى يُصبحوا رجالاً .. إنَّما تلدهم أمهاتهم رجالاً
مردان واقعی منتظر سن معینی نیستند
که مرد شوند بلکه مادراشون اونا را مرد به
دنیا میارن ».
حتى يُصبحوا رجالاً .. إنَّما تلدهم أمهاتهم رجالاً
مردان واقعی منتظر سن معینی نیستند
که مرد شوند بلکه مادراشون اونا را مرد به
دنیا میارن ».
Forwarded from منارة الهدی
گواهی حال انسان ها بر فطری بودن شناخت خداوند
واقعیتهای زندگی گواه آن است که گرایش به ایمان به خداوند متعال و میل به دینورزی، جزئی جداییناپذیر از ساختار درونی انسان است. یکی از نشانههای روشن این فطرت، بیدار شدن آن در هنگام سختیها و بحرانهاست؛ بهگونهای که هرگاه بلایی بزرگ یا مصیبتی سنگین بر انسان نازل شود، در درون خود احساس نیرویی را درمییابد که نمیتواند آن را انکار کند؛ نیرویی برتر که توان نجات و رهایی او را دارد. در چنین لحظاتی، انسان ناخودآگاه رو به سوی پروردگار میآورد و از صمیم دل نجات میطلبد.
قرآن کریم نیز به این حقیقت اشاره کرده است، آنجا که میفرماید:
«هنگامی که به مردم [رنج و] زیانی برسد، زاریکنان پروردگارشان را میخوانند» (سوره زمر، آیه ۸)
و نیز در جای دیگر:
«[ای مردم،] او همان ذاتی است که شما را در خشکی و دریا به حرکت درمیآورَد تا آنگاه که در [دریا بر] کشتی قرار میگیرید و [کشتیها] با بادی دلپذیر آنان را [به سوی مقصد] حرکت میدهند و [سرنشینان] به آن شادمان میشوند. [ناگهان] طوفان شدیدی میوزد و موج از هر طرف [به سویشان] میآید و گمان میکنند که راهِ گریزی ندارند [و هلاک خواهند شد؛ آنگاه] الله را از روی اخلاص میخوانند که: «اگر ما را از این [گرفتاری] نجات دهی، قطعاً از سپاسگزاران خواهیم شد»» (سوره یونس، آیه ۲۲).
فخر رازی در شمار دلایل وجود خداوند به نکتهای دقیق اشاره میکند:
«وقتی انسان در گرفتاری سخت و مصیبتی عظیم قرار میگیرد و دیگر امیدی به یاری کسی ندارد، گویی بنا بر سرشت و خلقت خود، به درگاه کسی تضرع میبرد که توان رهایی او را دارد و از بند این بلا نجاتش میدهد؛ و این چیزی نیست جز گواهی فطرت بر نیاز ذاتی انسان به آفریدگار و تدبیرکنندهی هستی».
در فرهنگ غرب نیز ضربالمثلی مشهور و پرمعنا در این باره وجود دارد:
«در سنگرها، بیخدا پیدا نمیشود!»
(یعنی در لحظات خطر و مرگ، حتی کسانی که منکر خدا هستند نیز ناخودآگاه به او پناه میبرند.)
بهطور کلی، بسیاری از متخصصان -حتى ملحدان- وجود چنین گرایش درونی را تأیید کردهاند؛ هرچند ممکن است آن را «فطرت» ننامند. آنان معتقدند که باور به خدا و تمایل به دینورزی، چیزی فراتر از تربیت محیطی یا تأثیرهای فرهنگی است؛ بلکه عنصری درونی و بنیادی در ساختار انسانی بهشمار میرود.
شواهد این واقعیت، بسیار گستردهاند و در شاخههای علمی گوناگون قابل مشاهدهاند؛ تاریخ بشر نشان میدهد که دین، همیشه رکن اساسی تمدنها و جوامع گوناگون بوده است.
مطالعات انسانشناسی نیز از حضور گستردهی پدیدهی دین در جوامع بشری خبر میدهند.
روانشناسی، جامعهشناسی و سایر علوم انسانی نیز همین معنا را تأیید میکنند.
واقعیتهای زندگی گواه آن است که گرایش به ایمان به خداوند متعال و میل به دینورزی، جزئی جداییناپذیر از ساختار درونی انسان است. یکی از نشانههای روشن این فطرت، بیدار شدن آن در هنگام سختیها و بحرانهاست؛ بهگونهای که هرگاه بلایی بزرگ یا مصیبتی سنگین بر انسان نازل شود، در درون خود احساس نیرویی را درمییابد که نمیتواند آن را انکار کند؛ نیرویی برتر که توان نجات و رهایی او را دارد. در چنین لحظاتی، انسان ناخودآگاه رو به سوی پروردگار میآورد و از صمیم دل نجات میطلبد.
قرآن کریم نیز به این حقیقت اشاره کرده است، آنجا که میفرماید:
«هنگامی که به مردم [رنج و] زیانی برسد، زاریکنان پروردگارشان را میخوانند» (سوره زمر، آیه ۸)
و نیز در جای دیگر:
«[ای مردم،] او همان ذاتی است که شما را در خشکی و دریا به حرکت درمیآورَد تا آنگاه که در [دریا بر] کشتی قرار میگیرید و [کشتیها] با بادی دلپذیر آنان را [به سوی مقصد] حرکت میدهند و [سرنشینان] به آن شادمان میشوند. [ناگهان] طوفان شدیدی میوزد و موج از هر طرف [به سویشان] میآید و گمان میکنند که راهِ گریزی ندارند [و هلاک خواهند شد؛ آنگاه] الله را از روی اخلاص میخوانند که: «اگر ما را از این [گرفتاری] نجات دهی، قطعاً از سپاسگزاران خواهیم شد»» (سوره یونس، آیه ۲۲).
فخر رازی در شمار دلایل وجود خداوند به نکتهای دقیق اشاره میکند:
«وقتی انسان در گرفتاری سخت و مصیبتی عظیم قرار میگیرد و دیگر امیدی به یاری کسی ندارد، گویی بنا بر سرشت و خلقت خود، به درگاه کسی تضرع میبرد که توان رهایی او را دارد و از بند این بلا نجاتش میدهد؛ و این چیزی نیست جز گواهی فطرت بر نیاز ذاتی انسان به آفریدگار و تدبیرکنندهی هستی».
در فرهنگ غرب نیز ضربالمثلی مشهور و پرمعنا در این باره وجود دارد:
«در سنگرها، بیخدا پیدا نمیشود!»
(یعنی در لحظات خطر و مرگ، حتی کسانی که منکر خدا هستند نیز ناخودآگاه به او پناه میبرند.)
بهطور کلی، بسیاری از متخصصان -حتى ملحدان- وجود چنین گرایش درونی را تأیید کردهاند؛ هرچند ممکن است آن را «فطرت» ننامند. آنان معتقدند که باور به خدا و تمایل به دینورزی، چیزی فراتر از تربیت محیطی یا تأثیرهای فرهنگی است؛ بلکه عنصری درونی و بنیادی در ساختار انسانی بهشمار میرود.
شواهد این واقعیت، بسیار گستردهاند و در شاخههای علمی گوناگون قابل مشاهدهاند؛ تاریخ بشر نشان میدهد که دین، همیشه رکن اساسی تمدنها و جوامع گوناگون بوده است.
مطالعات انسانشناسی نیز از حضور گستردهی پدیدهی دین در جوامع بشری خبر میدهند.
روانشناسی، جامعهشناسی و سایر علوم انسانی نیز همین معنا را تأیید میکنند.
🔥1
🕊1
من ترك أمرهُ لله ، أعطاه الله فوق ما يتمناه!
هر کسی کارهایش را به خداوند بسپارد،
بیشتر از آنچه که می خواهد، به او عطا میکند ».
هر کسی کارهایش را به خداوند بسپارد،
بیشتر از آنچه که می خواهد، به او عطا میکند ».
❤2🥰2
- نقشه خداوند
همواره زیباتر از خواسته های ماست ..🫀🥰2
بسیار سخن باید گفت اما همین بس که ما هم خدایی داریم . .🥰2