چـکـامـهـ زار 🌘📜
457 subscribers
540 photos
75 videos
10 files
365 links
سر انجام به ادبیات روی آوردم؛
پیوسته پناهگاه کسانی‌ست که نمی‌دانند
سر پُر شور خود را کجا بر زمین بگذارند.
2024/12/2
Download Telegram
برای فرار از خاطرات باید چیکار کرد؟

میدانی 🙁🖤🥀
💊2
ای عزیز من ، گذشتیم ولی چه فایده ما دیگر کلی تیکه‌های شکسته داریم.
💯3🔥1
یا محمّد (ص)، آمده‌ام از دردها و شکوه‌هایم با تو بگویم... آیا شنوا خواهی بود؟

خدایم، انگار وقتی برای شنیدن ناله‌هایم ندارد...
آه، می‌بینی ای رسول خدا؟ از شدت خستگی گاهی واژه‌هایم بوی شکایت می‌گیرد، شاید حتی به مرز کفر نزدیک شود...
اما تو بشنو، تو واسطه باش، به پروردگارت بگو:
در این گوشه‌ی دنیا، بنده‌ای خسته و دل‌شکسته، از نامردی‌ها، بی‌وفایی‌ها و جفاهای روزگار به ستوه آمده است.
نَفَس کشیدن برایش سخت‌تر از هر درد دیگری شده...

ای رسول مهربانی، شکوه‌هایم بسیار است؛ شاید اگر می‌نوشتم، کتابی می‌شد از رنج و درد.
کاش در زمان تو می‌زیستم...
کاش هرگاه دلمان از این دنیا می‌گرفت، به سراغت می‌آمدیم و در پناه صداقت و مهربانی‌ات آرام می‌گرفتیم...

غایب‌نویس 🖋🥀*
2
دیگر نمی‌خواهم کسی به من عادت کند. من به کسی عادت کنم. یک روز باید جدا شد. باید تنها ماند. باید شکست.
❤‍🔥2
زن اگر دوستت داشته باشد،
می تواند برای پاسخ به دعوت تو برای نوشیدن قهوه، از پاریس به دمشق بیاید؛
و اگر قلبش را به روی تو ببندد،
خسته تر از آن است که یک حبه قند با تو بخورد!

از یاد داشت های -نزار قبانی
❤‍🔥4
چـکـامـهـ زار 🌘📜
زن اگر دوستت داشته باشد، می تواند برای پاسخ به دعوت تو برای نوشیدن قهوه، از پاریس به دمشق بیاید؛ و اگر قلبش را به روی تو ببندد، خسته تر از آن است که یک حبه قند با تو بخورد! از یاد داشت های -نزار قبانی
زن عاشق معایب و حتی بدجنسی‌های مرد محبوبش را توجیه می‌کند، طوری که خود مرد هم تا به حال نتوانسته باشد چنین توجیهاتی برای بدی‌هایش بیاورد.
فئودور داستایفسکی، نازنین
❤‍🔥2
ᵍʳᵉᵃᵗ ⁱᵈᵉᵃˢ ᵃʳᵉ ᵖʳᵒᵈᵘᶜᵉᵈ ⁱⁿ ᵗʰᵉ ᵐⁱⁿᵈˢ ᵒᶠ ᵍʳᵉᵃᵗ ᵖᵉʳˢᵒⁿᵃˡⁱᵗⁱᵉˢ.

اندیشه های بزرگ در ذهن شخصیت های بزرگ تولید میشوند‌‌.
3
Forwarded from . (صهراᥫ᭡وی 🕊)
امروز، میان این‌همه مشغله‌های زندگی،
با خود گفتم: "لحظه‌ای بنشین... نفسی بگیر... با خودت خلوتی کن."

برجا نشستم، نگاهی به آسمان مه‌گرفته انداختم.
آسمانی که آرام‌آرام دلش می‌گرفت. انگار بغضی در گلو داشت که نمی‌توانست فرو دهد.
و ناگاه، بارانی تند فرو ریخت...
بغضش شکست، گریه‌اش گرفت.

زیر همان باران نشستم و باز در فکر غرق شدم...
گفتم: "امروز، با دل خسته‌ام سخن بگویم."
او که سال‌هاست درون من ساکت مانده، خوب می‌دانست دلتنگ چه هستم.

پرسیدم:
– ای دل، ای دلی که هزاران بار شکستم‌ات... بگو دلت برای چه تنگ شده؟ بیدار شو، این دنیای سرد و بی‌رحم را ببین.
ببخش که بخاطر این آدم‌های به‌ظاهر انسان، خاموشت کردم و شدم سنگ‌دل.

دل گفت:
+ دلم همان کودکی‌ام را می‌خواهد…
آن‌جا که بی‌دلیل می‌خندیدی،
وقتی تازه از مکتب رخصت می‌شدی، لوازمت را گوشه‌ای می‌گذاشتی،
می‌نشستی پای تلویزیون، کارتون محبوبت را تماشا می‌کردی،
بعد غذایت را می‌خوردی و همان‌جا، دراز می‌کشیدی برای مشق‌هایت...
خواب‌آلود، کتابچه در دست، به خواب عمیق می‌رفتی...
و ناگهان، نوازش موهایت تو را بیدار می‌کرد،
چشم می‌گشودی و پدرت را می‌دیدی،
بغلش می‌کردی، صورتش را غرق بوسه...
و وقتی به‌یاد می‌آوردی که مشق‌هایت ناتمام مانده،
با آن صدای آرامش‌بخش می‌گفت:
"تشویش نکن، جان پدر، من کمکت می‌کنم..."
و این، اوج خوشبختی‌ات بود.

– آه ای دل، حرف دلم را گفتی...

من هم دلتنگ همان روزهایم...

صهراوی 🕊
2💔1
زندگی…
هر حرفش هزار سخن در دل دارد:
- «ز» یعنی (زندان)
- «ن» یعنی (نان)
- «د» یعنی (دنیا)
- «گ» یعنی (گورستان)
- و «ی» یعنی (یاد گرفتن)تجربه کردن

زندان، آنجاست که بی‌جرم و گناه در حصار زندگی اسیری…
نان، نانی که در این روزگار یافتنش همت می‌خواهد، غیرت و زحمت.
و دنیا… دنیایی که هر لحظه‌اش آزمونی‌ست از جانب خدا، امتحانی الهی.
گورستان… نه برای مردگان، بلکه برای ما دختران،
جایی‌ست که آرزوها دفن می‌شوند، رویاها زنده‌به‌گور می‌گردند.
ما زنده‌ایم، اما از درون مدفون شده‌ایم.

و در نهایت، «ی» همان *یاد گرفتن* است،
یاد می‌گیریم که جز خدا و مادر، بر کسی تکیه نکنیم،
یاد می‌گیریم صبر داشته باشیم، نه عجله،
و ایمان بیاوریم که همه چیز در دستان خداست.

تجربه‌ها درسی می‌شوند، درسی بزرگ از مکتب زندگی.
چرا که تجربه، پدر علم است…
و چقدر این گفته درست است.

والسلام
صهراوی 🕊
2❤‍🔥1
افغانستان؛ سرزمین رنج‌ها و امیده

افغانستان، کشوری‌ست که در دل کوه‌های پرشکوه هندوکش آرام گرفته، اما آرامشش سال‌هاست ربوده شده. این خاک مقدس، تاریخی هزارساله را بر شانه دارد؛ از دوران زرتشت و بودا گرفته تا امپراتوری‌های بزرگ و دوران معاصر. سرزمین شیران و شهیدان است، اما امروز نامش با جنگ، مهاجرت و اندوه گره خورده است.

افغانستان فقط زخمی نیست، دلی دارد پر از امید. مردمانش، اگرچه بارها با ناملایمات روزگار روبه‌رو شده‌اند، اما همچنان چون کوه استوار مانده‌اند. در نگاه کودک افغان، هزار رؤیاست؛ در دستان زحمت‌کش زنانش، شوق زندگی موج می‌زند و در دل جوانانش، آتشی از خواستن روشن است.

مشکلات اقتصادی، ناامنی، مهاجرت و فقر، همچون سایه‌ای سنگین بر دوش این سرزمین افتاده‌اند. اما هنوز، در دل کوچه‌های کابل، هنوز در دل کوهستان‌های بامیان و دشت‌های هلمند، زندگی جریان دارد.

افغانستان زنده است، نفس می‌کشد و منتظر است. منتظر روزی که دیگر صدای گلوله نباشد، صدای خنده باشد. روزی که کودکانش به جای صدای انفجار، لالایی بشنوند. و این ممکن است، اگر ما باور داشته باشیم، بسازیم، و کنار هم بایستیم.

والسلام
صهراوی 🕊
4
در مقابل تقدیر خداوند؛
مثل ڪودڪی یڪ ساله باش
وقتے او را بہ هـوا میندازی میخندد،
چون ایمان دارد ڪه او را خواهـی گرفت
به خداوند اعتماد داشته باشیم :)♥️
1
«من در برابر این دو راهی که زندگی سر راهم قرار داده خیلی ضعیفم.»
💔1
https://t.me/duktark_wazha
هر واژه اش یک دنیا حرف ….🕊❤️‍🔥
❤‍🔥1🥰1
Forwarded from ﮼میــم //. (ماهے 🌚)
گفت چقدر دوستم داری؟!
گفتم به درازی قصه های قدیمی کابل.

#عشق_به_رنگ_افغانستان
#ماه_نور_روشن
❤‍🔥11🥰1
Forwarded from ﮼میــم //. (ماهے 🌚)
پنجشیر که رفتیم یادمان باشد،در دره هایش اسم همدیگر را فریاد بزنیم.
اینطور عشق مان؛به بلندای دره های پنجشیر میشود.

#عشق_به_رنگ_افغانستان
#ماه_نور_روشن
❤‍🔥2🥰1
ما هر کسی را طوری می‌کشیم:
بعضی را با گلوله. بعضی را با حرف. بعضی را با کارهایی که کردیم و بعضی را با کارهایی که تا به امروز برای‌شان نکردیم.

#فئودور_داستایوفسکی
🥰1
Forwarded from جان شعر (~(Khurshid)~)
آدم‌های کمی هستند که واقعاً از صمیم قلب دوست‌شان دارم و کسانی که فکر می‌کنم خوبند از این تعداد هم کمترند. هر چه که می‌گذرد از دنیا ناراضی‌تر می‌شوم و هر روز باورم در مورد بی‌ثباتی شخصیّت همه آدم‌ها بیشتر می‌شود، البته کمتر می‌توان از روی ظاهر، لیاقت و شعور فرد را تشخیص داد.

📓#غرور_و_تعصب
🖋 #جین_آستین


@manteqketab
🥰1
نام هایم را بگویم برایتان ؟🤭