چـکـامـهـ زار 🌘📜
452 subscribers
539 photos
75 videos
10 files
364 links
سر انجام به ادبیات روی آوردم؛
پیوسته پناهگاه کسانی‌ست که نمی‌دانند
سر پُر شور خود را کجا بر زمین بگذارند.
2024/12/2
Download Telegram
◗ یَا أَنِیسَ‌ الْقُلُوبِ ◖
◗ ای همـدمِ جان‌هـا..🍃♥️



'🕊🫀'
3❤‍🔥2
بی‌حسی مطلق نسبت به همه‌چیز...
نه شوقی برای شروع مانده، نه اندوهی برای پایان.
نه خنده‌ها خوشحال می‌کنند، نه اشک‌ها آرام...
انگار درونم خاموش شده، بی‌صدا، بی‌نور، بی‌هیچ تپشی برای زندگی.
نه امیدی دارم، نه نفرتی... فقط یک خلأ، یک سکوت ممتد،
در دل کسی که زمانی پر از رؤیا بود.

#دوشیزه_سادات
❤‍🔥2🕊1
جا شما خالی امیته یک مکرونی پخته کردیم که انگشتاخو همرایش بخورین😋😁🤭
😐3
نوشت:
از خودم معذرت می‌خواهم
بابتِ تمام لحظاتی که باید به خودم فکر می‌کردم،
اما دیگران را اولویت قرار دادم.

و این تا هنوز هم که هنوز است ادامه دارد!
🔥32
مشکل این است که فکر می‌کنی همه قلب
ترا دارند.
❤‍🔥2
کیفیت خودتان‌ را ببرید بالا، آدمِ درست
حسابی، آدمِ درست و حسابی می‌پسنده.
💯4
زندگی
همین
است،
روشنایی
خفیفی
که
در
تاریکی
شب
خاموش
می‌شود
!
🔥4
در عجبم ک در چه دنیایی زندگی می‌کنیم؛حتی نمیدانم چه چیزی مرا خوب میکند.
🔥4💊1
امو که قرار بود در صحن پوهنتون همراهش تکر کنم
و کتاب هایش به زمین بیافتد
هردوی ما همزمان پایین شویم بعدش با هم لبخند بزنیم و کتاب را برداریم
بعدش قهوه خوردن دعوت کنه
و باز با هم دوست شویم و عاشق همدیگر شویم و بالاخره ازدواج کنیم و بچه دار شویم
به امو بچه بگویین که پوهنتون ها بسته است پشت مه نگرد..🥲😂

#هعییی
😁8
‏اعرض قلبك على من أحببت ولكن لا تتوسل الحب!

«قلبت را به کسی که دوستَش داری
تقدیم کن، اما برای عشق التماس نکن...» 🌱

#أدهم_شرقاوي
❤‍🔥6
🌸

آیا وقت آن نرسیده که اندوهگین باشیم بر اعمالمان …
🔥5
Forwarded from .
واقعاً ما با این خاک چه کردیم که امروز، جز ویرانه چیزی نصیب‌مان نیست؟
تا کِی قرار است بارِ ویرانی را بر دوش آسمان بگذاریم؟
خدا را متهم کنیم به قهر، به زجر، به خاموشی...
مگر او نگفت که «سرنوشت هیچ قومی را دگرگون نمی‌کنم، تا خود نخواهند»؟
پس این ماییم که نخواستیم؛ نایستادیم؛ نسوختیم برای ساختن.

ما نام مسلمان را به دوش کشیدیم، اما از ایمان فقط عادت را آموختیم.
ما بنده‌ی خداییم، اما خدای‌مان را تنها در سختی‌ها به یاد آوردیم، آن‌هم برای گله، نه برای بازگشت.

از آن روز که واژه‌ی استقلال را تحویل‌مان دادند، ما فقط قابش را نگه داشتیم.
نه محتوایی به آن بخشیدیم، نه ارزشی از آن صیانت کردیم.
سال‌ها گذشت، نسل‌ها آمدند و رفتند، و ما فقط شعار دادیم و خاک را فروختیم.

با دست‌های خود، شهر را سوختیم تا ویزای غرب بگیریم.
با دهان خود، عزت‌مان را بلعیدیم تا نانی در دیار بیگانگان بجوییم.
و حالا با چه رویی از عدالتِ الهی گله می‌کنیم؟

چرا نمی‌پرسیم: در برابر ظلم چه کردیم؟
در برابر فساد، چندبار فریاد زدیم؟
چند نسل را قربانی‌ی ترس، سکوت و معامله کردیم؟

ژاپن را ببین، که همان‌زمان با ما از خاکستر برخاست.
امروز، از دل زخم، شهری ساختند تا آسمان را لمس کند.
و ما چه کردیم؟
ما از دل استقلال، فقر بیرون کشیدیم، از دل آزادی، زندان ساختیم، و از دل خاک، تبعید.

دشمن، آن‌سوتر نیست.
دشمن، درست در آینه‌ای‌ست که سال‌هاست از دیدنش می‌گریزیم.

وطن، هنوز چشم‌به‌راه ماست.
اما تا بیدار نشویم، هیچ معجزه‌ای رخ نخواهد داد.
هیچ فجر صادقی طلوع نخواهد کرد.

#حسنا_نوشت
@TextRain1
💔4🔥1
فروارد کنید ممنون! :))))
3
.

ترســـم اینــــست که مــن شعر بنویــــــسم برتو

وتــــــو آنـــرا بـر کســـی دیـــگریــ!
اصـــلاً بگذریــمــ.!

‌.
🔥3
⁖℘
        
از گـوشــﻫ هـاے شـ ོ ـرق چشــمانــش

خــ♡ـورشـــ𓍼ــیــد رویــیــدﻫ اســـོــت!🫠♥️

🔥3
.

بگذریم و سکوت‌..!
اینک میگه:

{...گاهی سکوت بلندترین فریاد یک دل
شکسته‌ است..!}

چون فقط همین را می‌توانم گفت!
وقتی که دل شکسته‌ای در درونم دارم و هیچ راهی برای درمانش نمی‌یابم چون قضاوت اشتباه کردن!
احساس می‌کنم دنیا برای کسی که غم دارد هیچ اهمیتی ندارد!
وقتی که در تاریکی غرق می‌شویم و هیچ دستی برای نجاتم نمی‌آید!

وقتی که هر روز بیشتر از قبل احساس تنها بودن می‌کنم و هیچ‌کس به جز خودم نمی‌فهمد چقدر در درونم درد داریم!

تو از من هیچی ، هیچی نمی‌دانی‌..
پس قضاوتم نکن!

می‌خندم...!
نه از روی خوشحالی
بلکه از روی خستگی
از اینکه دیگه صبر نمانده که بخواهند امتحانش کنن!
چرا از اذیت کردن بقیه لذت میبرین..!؟

.

‌دل‌بسته‌ی هیچ نوری نیستم،
اما همیشه کنار نوری هستم که خودش نداند...!

نه شبم را کسی فهمید،
نه روزم را کسی دید.
(لازم هم نیست بفهمین!)😒

من سایه‌ام...!🤭💔

نه آن‌قدر تاریک که ترسی،
نه آن‌قدر روشن که ببینی.
صبر، لباسم شد...
و خاموشی، فریادم..

دور، از همه چیز همه کس
گم، اما همیشه پیدای تو،

منم... همان سایه‌یی که از نور نمی‌ترسد، اما فریاد نمی‌زند!🌚🥀



#نوشته_ای_سایه

دفعه بعد انگیزشی تر  برایتان مینویسم منتظر باشد!
❤‍🔥4🔥1
برای من بزرگترین معجزه همین است که من وجود دارم.
❤‍🔥3💯1
درود بر بانو جان

می‌دانید هر وقت که یک‌ پست در مورد حجاب می‌گذارید علاقه ام به حجاب کردن بیشتر و بیشتر می‌شود
دوست دارم همیشه از این پست ها بگذاريد برای تشویق آنانی که حجاب نمی‌کنند و یا حجاب را زندان خود می‌دانند!

دیگر اینکه آیا از اون عکس ها یکی شان خودتان هستین؟🫣
نمی‌دانید چقدر مشتاق ديدار تان هستم.🫠🤍
و یک‌ چیزک دگه هم بگم‌ تمام
خوش بحال یازنه ما🙊🤭
یکی گفته بود که مانند شما دختران در این عصر خیلی کم هست
واقعاً که سخن حق را گفته بودند.🤗🫶🫀
🥰4😁2
حرفینو - غیرفعال
درود بر بانو جان می‌دانید هر وقت که یک‌ پست در مورد حجاب می‌گذارید علاقه ام به حجاب کردن بیشتر و بیشتر می‌شود دوست دارم همیشه از این پست ها بگذاريد برای تشویق آنانی که حجاب نمی‌کنند و یا حجاب را زندان خود می‌دانند! دیگر اینکه آیا از اون عکس ها یکی شان خودتان…
درود بر شما 🌸

از خواندن پیام پرمهر و دلگرم‌کننده‌تان بسیار خوشحال شدم. اینکه نوشته‌هایم توانسته‌اند تأثیری مثبت بر شما بگذارند و علاقه‌تان به حجاب را بیشتر کنند، برایم افتخاری بزرگ است. حجاب، نه تنها پوششی ظاهری، بلکه نمادی از عزت، وقار و تعهد به ارزش‌های والای انسانی و الهی است. امیدوارم که این راه را با عشق و آگاهی ادامه دهید و الگویی برای دیگران باشید.

در مورد عکس‌ها، باید بگویم که برخی از آن‌ها از خودم هستند.
دیدار با شما نیز برایم باعث افتخار و خوشحالی خواهد بود.

و در مورد "یازنه" عزیز، چه تعبیر شیرینی! 🤭😁
بیشتر از این در این مورد سخنی نیست مرا!

مهر تان را سپاس🤍
🥰4🙈1
السلام عليكم ورحمة الله ان‌شاءالله که خوب باشيد بانوی کم‌ پیدا.😕
در کانال تان خیلی کم فعالیت می‌کنید.🥲

رمان تان یکی از متفاوت ترین، زیبا ترین، پر مفهموم ترین رمان های بود که خواندم!🫠
اولین رمانِ بود که مافیایی بود و زبان خارجی هم کار شده بود!
حالا شاید دیگر نویسنده ها هم از همین سبک استفاده‌ کنند 🙃
مانند شما.
بی صبرانه منتظر اثر بعدی تان هستم 🫠🤍
پس کمی دست بجنبانید 😕🫶
😍21