به دنیای رمانهای خیالی خوش آمدید! جایی که هر داستان شما را به دنیای جدیدی میبرد و تخیل بیپایان، مرز نمیشناسد. آمادهاید برای شروع یک سفر هیجانانگیز؟ با ما همراه شوید و دنیای جدیدی از ماجراها و شخصیتها را کشف کنید!
امیدوارم از ما حمایت کنید ✨😇
امیدوارم از ما حمایت کنید ✨😇
❤10🥰2👍1
یک بار دیگر ترس چیزی را به دل و جان دختران این وطن انداختند که حق شان است و بالای شان فرض است.
و اما....
ما به الله می سپاریم جزای تمام این کار های شان را.
که او بهترین قضاوت کننده و جزا دهنده است.
و اما....
ما به الله می سپاریم جزای تمام این کار های شان را.
که او بهترین قضاوت کننده و جزا دهنده است.
دوشیزه سادات
❤13🥰1
الان اونجام که شاعر فرموده:
ویران شده را حوصلهی منت معمار نباشد
ویرانهی ما را بگذارید که ویرانه بماند.
ویران شده را حوصلهی منت معمار نباشد
ویرانهی ما را بگذارید که ویرانه بماند.
❤11👍1🥰1
پائیز را دوست دارم...
اما...
سردی اش را نه.
قدم زدن بر سر برگ های پائیزی را دوست دارم...
اما...
جمع و جاورب کردن آن برگ ها را نه...
برگهایی که هر روز خدا با یک نسیم پائیزی تمام صحن جاروب کرده گی حویلی را به دیگر رو میسازد.
آخر چقدر باید آنها را جمع کنی؟
اما...
سردی اش را نه.
قدم زدن بر سر برگ های پائیزی را دوست دارم...
اما...
جمع و جاورب کردن آن برگ ها را نه...
برگهایی که هر روز خدا با یک نسیم پائیزی تمام صحن جاروب کرده گی حویلی را به دیگر رو میسازد.
آخر چقدر باید آنها را جمع کنی؟
دوشیزه سادات
❤12🥰1
نگران نیستم، همه چیز درست میشود
آب ریخته روی زمین جمع نه اما خشک
میشود، قلب شکسته خوب نه اما ترمیم
میشود و هنوز هم می توان در گلدان
شکسته گل کاشت :)
آب ریخته روی زمین جمع نه اما خشک
میشود، قلب شکسته خوب نه اما ترمیم
میشود و هنوز هم می توان در گلدان
شکسته گل کاشت :)
❤11🥰2
سلام دوستان عزیز!
کانال ما در حال آمادهسازی مجموعهای از رمانهای جذاب و هیجانانگیز است که به زودی منتشر خواهد شد. ما برای شروع این مسیر نیاز به حمایت شما داریم. اگر دوست دارید این کانال به یک دنیای بزرگتر از علاقهمندان به رمان تبدیل شود، لطفاً لینک کانال را با دوستان و آشنایان خود به اشتراک بگذارید.
با کمک شما، به زودی با داستانهای جذاب در کنار هم خواهیم بود!
منتظر داستانهای جدید و هیجانانگیز از کانال ما باشید!
کانال ما در حال آمادهسازی مجموعهای از رمانهای جذاب و هیجانانگیز است که به زودی منتشر خواهد شد. ما برای شروع این مسیر نیاز به حمایت شما داریم. اگر دوست دارید این کانال به یک دنیای بزرگتر از علاقهمندان به رمان تبدیل شود، لطفاً لینک کانال را با دوستان و آشنایان خود به اشتراک بگذارید.
با کمک شما، به زودی با داستانهای جذاب در کنار هم خواهیم بود!
منتظر داستانهای جدید و هیجانانگیز از کانال ما باشید!
❤9🥰1
چـکـامـهـ زار 🌘📜 pinned «سلام دوستان عزیز! کانال ما در حال آمادهسازی مجموعهای از رمانهای جذاب و هیجانانگیز است که به زودی منتشر خواهد شد. ما برای شروع این مسیر نیاز به حمایت شما داریم. اگر دوست دارید این کانال به یک دنیای بزرگتر از علاقهمندان به رمان تبدیل شود، لطفاً لینک کانال…»
"در جستجوی حقیقت در میان ابهامات زندگی، هر لحظه یک درس است و هر سوال، دروازهای به دنیایی دیگر. فلسفه برای من نه تنها فهمیدن، بلکه بودن و زیستن است."
حسنا سادات
❤9🥰1
🖇
از افلاطون پرسيدند: شگفتانگيزترين رفتار انسان چيست؟
پاسخ داد:
از كودكى خسته میشود،
براى بزرگ شدن عجله میكند
و سپس دلتنگ دوران كودكى خود میشود.
ابتدا براى كسب مال و ثروت از سلامتى خود مايه میگذارد،
سپس براى باز پس گرفتن سلامتى از دست رفته پول خود را خرج میكند.
طورى زندگى میكند كه انگار هرگز نخواهد مرد،
و بعد طورى میميرد كه انگار هرگز زندگى نكرده است.
آنقدر به آينده فكر میكند كه متوجه از دست رفتن امروز خود نيست، در حالى كه زندگى گذشته يا آينده نيست، زندگى همين حالاست....
از افلاطون پرسيدند: شگفتانگيزترين رفتار انسان چيست؟
پاسخ داد:
از كودكى خسته میشود،
براى بزرگ شدن عجله میكند
و سپس دلتنگ دوران كودكى خود میشود.
ابتدا براى كسب مال و ثروت از سلامتى خود مايه میگذارد،
سپس براى باز پس گرفتن سلامتى از دست رفته پول خود را خرج میكند.
طورى زندگى میكند كه انگار هرگز نخواهد مرد،
و بعد طورى میميرد كه انگار هرگز زندگى نكرده است.
آنقدر به آينده فكر میكند كه متوجه از دست رفتن امروز خود نيست، در حالى كه زندگى گذشته يا آينده نيست، زندگى همين حالاست....
❤10🥰1
حتی تا حال هم باورم نمیشود که یک سال تعلیمی را به پایان رسانیدم.
بعد از دو و یا سه سال توانستم درس خود را ادامه دهم.
اما نه به آسانی...
البته که آسان نمیباشد
بعد چند سالِ که همه اش در خانه بوده باشی ناممکن است تا به یکباره گی بتوانی به آسانی دروس خود را ادامه دهی.
سال مشکلی بود...
سالِ بود که با همراهان جدیدم آشنا شدم...
با مکتب جدید...
همصنفان جدید...
صنف جدید...
و البته کتابهای جدید....
در این سال با کتابهای آشنا شدم که حتی تصور هم نمیکردم چنین کتابهای را بخوانم
خواندن را در جایش بگذار حتی اسم آنها را نشنیده بودم...
اما الله را هزار بار شکر گزار استم که توانستم با چنین کتابهای آشنا شوم
کتابهای که آدم را از جهالت بیرون می آورد.
بعد از دو و یا سه سال توانستم درس خود را ادامه دهم.
اما نه به آسانی...
البته که آسان نمیباشد
بعد چند سالِ که همه اش در خانه بوده باشی ناممکن است تا به یکباره گی بتوانی به آسانی دروس خود را ادامه دهی.
سال مشکلی بود...
سالِ بود که با همراهان جدیدم آشنا شدم...
با مکتب جدید...
همصنفان جدید...
صنف جدید...
و البته کتابهای جدید....
در این سال با کتابهای آشنا شدم که حتی تصور هم نمیکردم چنین کتابهای را بخوانم
خواندن را در جایش بگذار حتی اسم آنها را نشنیده بودم...
اما الله را هزار بار شکر گزار استم که توانستم با چنین کتابهای آشنا شوم
کتابهای که آدم را از جهالت بیرون می آورد.
و اما هنوز هم برای خواهرانم و حتی خودم ناراحت ام ...
برای اینکه آزادانه حق تحصیل را نداریم.
دوشیزه سادات
❤10🥰1
زمانیکه کتاب های تاریخ را باز میکنی می بینی که همه موضوعات اش از حکومت و حکمرانی های اموی ها، عباسی ها، شروع است الی مغول ها و فلان و فلان.....
و هنگامیکه به خواندن موضوعاتش شروع میکنی همه اش در باره کُشت و کشتار ، حکمرانی کردن، وغیره و غیره بحث میکند...
گاهی برایم خسته کن تمام میشد خواندن این همه موضوعات که همه اش در باره کُشت و کشتار بود،
و همه شان بخاطر مال و متاع ناچیز این دنیا برادر خود را به قتل میرساندند تا بتوانند به کشورِ حکومت کنند...
فلان نفر در فلان سال وفات کرد و برادرش بر مسند وی نشست و یا یکی دیگر همینطور...
گاهی فکر میکردم که حالا این ها را برای ما چه آخر؟
چرا ما باید سال تولد، سال وفات، سال به قدرت رسیدن آنها را بدانیم؟
ولی حالا که میبینم اگر روزی تاریخ ما را بنویسند شاید مردمان آن زمان هم همینطور فکر کنند.
اگر روزی تاریخ زمان ما را بنویسند همه اش در این چند کلام خلاصه میشود...
مکاتب بر روی دختران مسدود شد الی امر ثانی.
دانشگاه ها بر روی دختران مسدود شد الی امر ثانی.
کورس ها بر روی دختران مسدود شد الی امر ثانی.
انستیتیوت های طبی بر روی دختران مسدود شد الی امر ثانی........
خلاصه همه تاریخ ما در همین کلام تمام میشود
تمامی جاهای تعلیم و تربیت بر روی دختران افغانستان مسدود شد الی امر ثانی...
و تمام.
و حالا میفهمم
اگر ما هم در زمان آنها زنده گی میکردیم حالا درد شان را درک میکردیم میفهمیدیم که کی و چرا یکی را به قتل میرساند و بر مسند اش می نشست.
اگر تاریخ ما را بنویسند مردمان بعد ما هم به مثل ما که درد مردمان قدیم خود را درک نکردیم...
آنها همچنان
درد ما را درک نخواهند کرد...
چون آنها در زمان ما وجود نداشتند.
حسِ را که ما داشتیم آنها هرگز چنین حسِ را تجربه نخواهند کرد.
و ان شاءالله که هرگز چنین حسِ را تجربه نکنند.
و هنگامیکه به خواندن موضوعاتش شروع میکنی همه اش در باره کُشت و کشتار ، حکمرانی کردن، وغیره و غیره بحث میکند...
گاهی برایم خسته کن تمام میشد خواندن این همه موضوعات که همه اش در باره کُشت و کشتار بود،
و همه شان بخاطر مال و متاع ناچیز این دنیا برادر خود را به قتل میرساندند تا بتوانند به کشورِ حکومت کنند...
فلان نفر در فلان سال وفات کرد و برادرش بر مسند وی نشست و یا یکی دیگر همینطور...
گاهی فکر میکردم که حالا این ها را برای ما چه آخر؟
چرا ما باید سال تولد، سال وفات، سال به قدرت رسیدن آنها را بدانیم؟
ولی حالا که میبینم اگر روزی تاریخ ما را بنویسند شاید مردمان آن زمان هم همینطور فکر کنند.
اگر روزی تاریخ زمان ما را بنویسند همه اش در این چند کلام خلاصه میشود...
مکاتب بر روی دختران مسدود شد الی امر ثانی.
دانشگاه ها بر روی دختران مسدود شد الی امر ثانی.
کورس ها بر روی دختران مسدود شد الی امر ثانی.
انستیتیوت های طبی بر روی دختران مسدود شد الی امر ثانی........
خلاصه همه تاریخ ما در همین کلام تمام میشود
تمامی جاهای تعلیم و تربیت بر روی دختران افغانستان مسدود شد الی امر ثانی...
و تمام.
و حالا میفهمم
اگر ما هم در زمان آنها زنده گی میکردیم حالا درد شان را درک میکردیم میفهمیدیم که کی و چرا یکی را به قتل میرساند و بر مسند اش می نشست.
اگر تاریخ ما را بنویسند مردمان بعد ما هم به مثل ما که درد مردمان قدیم خود را درک نکردیم...
آنها همچنان
درد ما را درک نخواهند کرد...
چون آنها در زمان ما وجود نداشتند.
حسِ را که ما داشتیم آنها هرگز چنین حسِ را تجربه نخواهند کرد.
و ان شاءالله که هرگز چنین حسِ را تجربه نکنند.
دوشیزه سادات
❤10
گاهی به خودم میگویم که قویام، که میتوانم از پس این دنیا برآیم، اما در اعماق وجودم، افکار بیپایانی همچون طوفان در جریانند. گذشته همچون سایهای مرا تعقیب میکند و هر روزم را با افسوس و درد پر میکند. فریادهای درونم، نه به گوش کسی میرسد و نه به خودم تسلی میبخشد. شبها هیچ گاه آرامش نمیآورند؛ خواب هم فقط تکرار بیپایان روزهای گذشته است. روزها به دنبالهی شبها کشیده میشوند، گویی زمان برای من معنا ندارد. حس میکنم نامرئی شدهام، هیچکس نمیتواند مرا ببیند یا بشنود. در این دنیای خالی، تنها ماندهام، با افکارم، با دردم، و با این واقعیت که هیچ راه فراری نیست.
❤8🥰1